چرا استارت‌آپ‌های ایرانی شکست می‌خورند؟ از ضعف ایده تا خلأ قانونی

پژوهشگران ایرانی با بررسی تجربه ۲۲ نفر از فعالان زیست‌بوم کارآفرینی، ۱۸۶ عامل مؤثر بر شکست استارت‌آپ‌ها را شناسایی کردند؛ یافته‌ها نشان می‌دهد ناکامی کسب‌وکارهای نوپا فقط به کمبود سرمایه محدود نمی‌شود و از ضعف ایده و مشکلات تیمی تا ناکارآمدی آموزشی، خلأهای قانونی، موانع فرهنگی و سیاست‌گذاری ناپایدار را دربرمی‌گیرد.

به گزارش سیناپرس، در یک پژوهش تازه، محققان ایرانی تلاش کرده‌اند ابعاد کمتر دیده‌شده مشکلات استارت‌آپ‌ها را بررسی کنند؛ موضوعی که برای کارآفرینان، سرمایه‌گذاران و همه کسانی که به آینده اقتصاد دانش‌بنیان توجه دارند، اهمیت زیادی دارد.

فعالیت‌های کارآفرینانه در سال‌های اخیر به یکی از پایه‌های مهم رشد اقتصادی، ایجاد شغل و افزایش نوآوری تبدیل شده‌اند. در بسیاری از کشورها، کسب‌وکارهای نوپا یا همان استارت‌آپ‌ها، به دلیل سرعت بالا در ارائه ایده‌های جدید و توانایی پاسخ به نیازهای تازه بازار، مورد توجه ویژه قرار گرفته‌اند. این کسب‌وکارها فقط به معنای راه‌اندازی یک شرکت کوچک نیستند، بلکه بخشی از یک جریان بزرگ‌تر در اقتصاد امروز به شمار می‌روند که می‌تواند رقابت‌پذیری کشورها را افزایش دهد.

اهمیت استارت‌آپ‌ها زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم اثر آنها تنها به اشتغال مستقیم محدود نیست و می‌توانند به‌طور غیرمستقیم بر زنجیره تأمین، خدمات پشتیبان و صنایع وابسته نیز اثر بگذارند. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری‌های خصوصی و حتی منابع عمومی قابل توجهی در سال‌های گذشته به سمت این بخش هدایت شده است.

با وجود این اهمیت، بیشتر مطالعات پیشین بر این متمرکز بوده‌اند که چگونه می‌توان فرصت‌های کارآفرینانه را شناسایی کرد و احتمال موفقیت را بالا برد. در مقابل، موضوع شکست استارت‌آپ‌ها کمتر به‌صورت جدی و نظام‌مند بررسی شده است. این در حالی است که شکست در این حوزه، فقط یک ناکامی ساده برای یک شرکت نیست و می‌تواند پیامدهای گسترده‌تری داشته باشد. از بین رفتن سرمایه مالی و اجتماعی، کاهش انگیزه کارآفرینان برای شروع دوباره، تضعیف اعتماد به کسب‌وکارهای نو و حتی آسیب به ظرفیت‌های بالقوه تولید ملی از جمله این پیامدهاست.

از نگاه علمی، بررسی دلایل شکست می‌تواند به همان اندازه مطالعه موفقیت ارزشمند باشد، زیرا شناخت دقیق موانع و خطاها به کاهش ریسک راه‌اندازی کسب‌وکارهای جدید کمک می‌کند. همچنین چنین شناختی می‌تواند برای کارآفرینان، سرمایه‌گذاران و سیاست‌گذاران راهگشا باشد و به پیوند بهتر علم، صنعت و اقتصاد دانش‌بنیان کمک کند.

در همین چارچوب، جواد پورکریمی، دانشیار مدیریت آموزشی در گروه مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، به همراه یک همکار دانشگاهی و با همراهی دانشگاه صنعتی شریف، پژوهشی درباره دلایل افول و ناکامی استارت‌آپ‌های ایرانی انجام داده‌اند. این پژوهش به‌جای تمرکز صرف بر کمبود پول یا مشکلات بازار، تلاش کرده است تصویری عمیق‌تر و چندلایه از علت‌های شکست ارائه دهد و نشان دهد که چه عوامل درونی و بیرونی می‌توانند یک کسب‌وکار نوپا را از مسیر رشد خارج کنند.

مطالعه فوق با رویکرد کیفی انجام شده است، یعنی پژوهشگران به‌جای تکیه بر آمارهای خشک، سراغ تجربه‌ها و روایت‌های واقعی رفته‌اند. برای این کار، با ۲۲ نفر از فعالان زیست‌بوم کارآفرینی مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام شده است. این افراد شامل اعضای هیئت علمی، بنیان‌گذاران استارت‌آپ‌ها و مشاوران کسب‌وکار بوده‌اند. سپس داده‌های به‌دست‌آمده با روشی تحلیلی بررسی شده تا الگوهای تکرارشونده و مفهوم‌های اصلی از دل گفته‌های مشارکت‌کنندگان استخراج شود. به زبان ساده، پژوهشگران تلاش کرده‌اند از خلال تجربه کسانی که از نزدیک با فضای استارت‌آپی درگیر بوده‌اند، بفهمند مهم‌ترین علت‌های شکست چه بوده و این علت‌ها چگونه به هم مرتبط می‌شوند.

یافته‌های پژوهش نشان دادند دلایل شکست استارت‌آپ‌های ایرانی بسیار متنوع‌اند و نمی‌توان آنها را به یک عامل واحد، مثلا کمبود سرمایه، محدود کرد. پژوهشگران در مجموع ۱۸۶ مفهوم را از داده‌ها استخراج کردند و آنها را در ۸ زیرمقوله و ۲ دسته اصلی قرار دادند. دسته نخست، عوامل خرد یا داخلی بود که به ویژگی‌های فردی، ضعف ایده و مشکلات تیمی مربوط می‌شد. این بخش نشان می‌دهد که برخی از شکست‌ها از درون خود استارت‌آپ آغاز می‌شوند؛ جایی که ممکن است بنیان‌گذار شناخت کافی از بازار نداشته باشد، ایده با نیاز واقعی مشتری هماهنگ نباشد یا اعضای تیم نتوانند اختلاف‌ها و مسئولیت‌ها را به‌درستی مدیریت کنند.

دسته دوم، عوامل کلان یا خارجی بود؛ یعنی موانعی که بیرون از استارت‌آپ قرار دارند؛ اما می‌توانند سرنوشت آن را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهند. در این بخش، ناکارآمدی آموزشی، خلأ قانونی، موانع فرهنگی و اجتماعی و نیز مشکلات حکمرانی از مهم‌ترین عوامل شناسایی شدند. نتیجه کلی این است که شکست استارت‌آپ‌ها حاصل یک تعامل پیچیده میان فرد، تیم، نهادها و ساختارهای کلان است. به بیان دیگر، اگرچه توانایی و آمادگی بنیان‌گذاران مهم است، اما کیفیت قوانین، آموزش، فرهنگ عمومی و شیوه سیاست‌گذاری نیز به همان اندازه در موفقیت یا ناکامی این کسب‌وکارها نقش دارند.

بر اساس اطلاعات تکمیلی این پژوهش، استارت‌آپ را باید هم بخشی از یک نظام اقتصادی و اجتماعی بزرگ‌تر دانست و هم خود یک سیستم پیچیده با ذی‌نفعان متعدد. از این منظر، توجه صرف به یک بعد ماجرا کافی نیست. برای مثال، در سطح داخلی، ویژگی‌های فردی کارآفرینان اهمیت زیادی دارد. تعهد کاری، پشتکار، خلاقیت و ریسک‌پذیری سنجیده از جمله مواردی بوده که مشارکت‌کنندگان بر آن تأکید کرده‌اند. اما این ویژگی‌ها زمانی اثرگذار خواهند بود که با شناخت بازار همراه باشند. همچنین کیفیت ایده نوآورانه اهمیت زیادی دارد؛ ایده‌ای که صرفا تازه باشد اما نیازی واقعی را پاسخ ندهد، احتمال زیادی دارد که با شکست روبه‌رو شود.

از سوی دیگر، انسجام تیمی نیز نقشی اساسی دارد. استارت‌آپی که اعضایش نتوانند تعارض‌ها را مدیریت کنند یا برنامه و نقشه راه روشنی نداشته باشند، در معرض آسیب بیشتری قرار می‌گیرد.

به نقل از ایسنا، در سطح بیرونی هم پژوهش به موانعی اشاره می‌کند که فراتر از اختیار مستقیم بنیان‌گذاران هستند. از جمله این موارد می‌توان به شکاف میان آموزش دانشگاهی و نیازهای واقعی بازار، قدیمی بودن برخی قوانین، دشواری‌های اداری، ضعف حمایت مؤثر از سوی نهادهای پشتیبان، نگاه منفی بخشی از جامعه به تولیدات داخلی و ترس فرهنگی از شکست اشاره کرد. پژوهش همچنین بر این نکته تأکید دارد که سیاست‌گذاری ناپایدار و نبود چشم‌انداز بلندمدت می‌تواند فضای لازم برای رشد استارت‌آپ‌ها را تضعیف کند.

اهمیت این یافته‌ها که در دوفصلنامه «صنعت و دانشگاه» وابسته به «جمعیت ایرانی پیشبرد ارتباط صنعت و دانشگاه» منتشر شده‌اند، در آن است که نشان می‌دهند کاهش نرخ شکست فقط با توصیه به کارآفرینان ممکن نیست، بلکه نیازمند اصلاحات هم‌زمان در آموزش، قانون‌گذاری، فرهنگ‌سازی و حکمرانی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا