انتخاب آیفون یا اندروید ربطی به «چپ‌مغزی» و «راست‌مغزی» ندارد؛ عادت‌ها تصمیم می‌گیرند

پژوهش‌ها نشان می‌دهند: ترجیح کاربران برای آیفون یا اندروید بیشتر از آنکه به تفاوت ساختاری مغز مربوط باشد، حاصل سال‌ها عادت، یادگیری و وابستگی به اکوسیستم فناوری است.

به گزارش سیناپرس، چرا برخی کاربران حاضر نیستند از آیفون به اندروید مهاجرت کنند و برخی دیگر حتی تصور استفاده از آیفون را هم دشوار می‌دانند؟ یک تحلیل جدید نشان می‌دهد: پاسخ این پرسش را نباید در نظریه قدیمی «مغز چپ و راست» جست‌وجو کرد؛ بلکه عادت‌های شکل‌گرفته در طول سال‌ها و احساس آشنایی با یک سیستم‌عامل، نقش مهم‌تری در این انتخاب دارند.

برخلاف تصور رایج، شواهد علوم اعصاب نشان نمی‌دهد که انسان‌ها را بتوان به‌طور کلی به دو گروه «چپ‌مغز» و «راست‌مغز» تقسیم کرد. اگرچه هر نیمکره مغز وظایف تخصصی خاصی دارد، پژوهش‌های تصویربرداری مغزی شواهدی برای وجود شخصیت‌های کاملاً چپ‌مغز یا راست‌مغز پیدا نکرده‌اند.

از این رو، نمی‌توان گفت برخی افراد از نظر زیستی برای استفاده از سیستم‌عامل iOS و برخی دیگر برای اندروید ساخته شده‌اند.

نزدیک به ۲۰ سال عادت به یک سیستم‌عامل

آیفون در سال ۲۰۰۷ وارد بازار شد و نخستین گوشی‌های تجاری مجهز به اندروید نیز از سال ۲۰۰۸ در دسترس قرار گرفتند. در این مدت، میلیون‌ها کاربر سال‌ها با یکی از این دو سیستم‌عامل کار کرده‌اند.

تکرار مداوم فعالیت‌هایی مانند بازگشت به صفحه اصلی، باز کردن برنامه‌ها، پاسخ به اعلان‌ها، اشتراک‌گذاری تصاویر یا تغییر تنظیمات باعث می‌شود این رفتارها به‌تدریج به مهارت‌های خودکار تبدیل شوند.

به همین دلیل، وقتی کاربر قدیمی آیفون برای نخستین بار با گوشی اندرویدی کار می‌کند، ممکن است احساس کند دستگاه پیچیده یا نامناسب است؛ در حالی که بسیاری از این مشکلات ناشی از آن است که گوشی مطابق الگوهای ذهنی و حرکتی آموخته‌شده او عمل نمی‌کند.

همین موضوع برای کاربران قدیمی اندروید هنگام استفاده از آیفون نیز صادق است.

آشنایی با یک فناوری، آن را «بهتر» جلوه می‌دهد

کاربران در طول زمان یک مدل ذهنی از نحوه کارکرد سیستم‌عامل خود می‌سازند. آنها می‌دانند هر گزینه کجاست، هر حرکت لمسی چه معنایی دارد و اعلان‌ها چگونه نمایش داده می‌شوند.

بنابراین چیزی که برای یک کاربر قدیمی ساده و شهودی به نظر می‌رسد، ممکن است برای فردی که از سیستم‌عامل دیگری آمده، پیچیده باشد.در نتیجه، آسان بودن استفاده از یک فناوری همیشه به معنای طراحی بهتر آن نیست؛ گاهی فقط به معنای آشناتر بودن آن است.

اکوسیستم فناوری، مانع بزرگ‌تر تغییر

عامل دیگری که تغییر گوشی را دشوار می‌کند، وابستگی کاربران به اکوسیستم فناوری است.کاربری که آیفون دارد ممکن است هم‌زمان از مک، اپل‌واچ، ایرپاد، آی‌پد، اپل تی‌وی و خدماتی مانند iCloud، Photos و FaceTime استفاده کند. بنابراین مهاجرت از آیفون به اندروید فقط به معنای عوض کردن گوشی نیست و می‌تواند به تغییر بخشی از شیوه زندگی دیجیتال فرد منجر شود.

کاربران اندروید نیز ممکن است به خدمات گوگل، گوشی‌ها و تجهیزات سامسونگ، رایانه‌های ویندوزی، ابزارهای خانه هوشمند و مجموعه‌ای از برنامه‌ها و لوازم جانبی وابسته باشند.

هرچه تعداد دستگاه‌ها، داده‌ها و خدمات متصل به یک اکوسیستم بیشتر باشد، هزینه ذهنی و عملی مهاجرت به اکوسیستم دیگر نیز افزایش پیدا می‌کند.

هیچ‌کس دوست ندارد دوباره تازه‌کار شود

عامل روان‌شناختی دیگری نیز در این میان وجود دارد: انسان‌ها معمولاً تمایلی ندارند مهارت‌هایی را که طی سال‌ها به دست آورده‌اند از دست بدهند.یک کاربر باسابقه آیفون ممکن است تقریباً بدون فکر کردن تنظیمات موردنظرش را پیدا کند، اما در گوشی اندرویدی مجبور شود برای انجام همان کار جست‌وجو کند. مجموعه‌ای از همین اصطکاک‌های کوچک می‌تواند این تصور را ایجاد کند که سیستم‌عامل جدید ضعیف‌تر یا پیچیده‌تر است.

در واقع، «متفاوت بودن» به‌راحتی می‌تواند با «بدتر بودن» اشتباه گرفته شود.

گوشی‌های تاشو می‌توانند قواعد بازی را تغییر دهند

ورود گسترده‌تر گوشی‌های تاشو ممکن است این الگوی قدیمی را تا حدی تغییر دهد. گوشی‌های تاشو با نمایشگرهای بزرگ‌تر، امکان انجام هم‌زمان چند فعالیت را فراهم می‌کنند و می‌توانند شیوه تعامل کاربران با گوشی هوشمند را تغییر دهند.برای مثال، در یک گوشی تاشو می‌توان ایمیل را در کنار یک سند باز کرد، هنگام تماس تصویری یادداشت برداشت یا از بخش دیگری از نمایشگر برای کنترل برنامه استفاده کرد.

در چنین شرایطی، کاربران قدیمی آیفون و اندروید ممکن است هر دو با مجموعه‌ای از تعاملات جدید مواجه شوند و دیگر تجربه قبلی آنها مزیت تعیین‌کننده‌ای نباشد.

مسئله اصلی مغز نیست؛ عادت است

در مجموع، ترجیح کاربران برای آیفون یا اندروید را نمی‌توان به «چپ‌مغز» یا «راست‌مغز» بودن نسبت داد. حافظه حرکتی، عادت، تجربه، سرمایه‌گذاری در یک اکوسیستم و راحتی ناشی از آشنایی عوامل مهم‌تری در این انتخاب هستند.

به بیان ساده، کاربری که سال‌ها با یک سیستم‌عامل کار کرده است، فقط نحوه استفاده از یک گوشی را یاد نگرفته؛ بلکه نوعی «زبان فناوری» را آموخته است. تغییر سیستم‌عامل نیز تا حدی شبیه ورود به محیطی است که همان کارها را با زبان و قواعد متفاوت انجام می‌دهد.

از این منظر، رقابت آینده میان اپل و سازندگان گوشی‌های اندرویدی ممکن است کمتر درباره این باشد که کدام سیستم‌عامل برای کدام نوع مغز مناسب‌تر است و بیشتر به این پرسش مربوط شود که کدام شرکت می‌تواند تجربه‌ای تازه و آن‌قدر ساده ارائه کند که کاربران حاضر شوند عادت‌های قدیمی خود را کنار بگذارند.

گزارش:سروش ساده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا