تیر خلاص بر صنعت نیمه جان گردشگری

صنعت گردشگری را می توان یکی از مولدترین و پیشروترین حوزه های جهان امروز محسوب کرد که پیش بینی می شود آینده ای بسیار درخشان در پیش رو داشته باشد. متاسفانه این حوزه در ایران حال و روز خوشی نداشته و پیکر نیمه جان گردشگری ایران که بر اثر تحریم های متعدد و ظالمانه سال های گذشته با مشکلات متعددی مواجه شده بود، در پی جنگ اخیر و تقارن آن با نوروز و فصل اوج گردشگری، با سخت ترین شرایط ممکن مواجه شده است.

به گزارش سیناپرس، گردشگری صنعتی جهانی محسوب می شود که با تکیه بر جاذبه های تاریخی، طبیعی، فرهنگی، مذهبی، تجاری و …. و بر بستر امنیت به کمک بازوهای متعددی مانند زیرساخت های ارتباطی،مراکز اقامتی و از همه مهمتر در سایه امنیت و آرامش رشد کرده و می تواند درآمدزایی بسیار کلان و متناسبی را برای دولت ها به ارمغان آورد زیرا در این صنعت، درآمد ایجاد شده به طور مستقیم و به تناسب بین لایه های جامعه تزریق شده و برای مثال یک گردشگر با صرف هزینه در هتل، مراکز خرید،مراکز خدماتی، حمل و نقل و …. مستقیما پول را به جامعه هدف وارد می کند و بر خلاف درآمدهایی مانند فروش نفت و …. نیازی به برنامه ریزی تزریق پول به جامعه توسط دولت وجود ندارد.

 گردشگری عموما با گذراندن اوقات فراغت و تعطیلات پیوند خورده است و گردشگران عموما در جستجوی آرامش ، آسایش و تجدید قوا نسبت به انتخاب مقصد گردشگری خود اقدام می کنند بنابراین وجود امنیت و ثبات در مناطق گردشگر پذیر، اصلی اولیه محسوب می شود. در این میان بحث مدیریت گردشگری و نحوه مواجه با بحران هایی از قبیل جنگ و عملیات های تروریستی بسیار مهم  هستند زیرا این عوامل از اصلی ترین موانع رشد گردشگری محسوب می شوند.

از منظر تخصصی، هر واقعه ای که بتواند عملکرد طبیعی و بازارهای گردشگری را مورد تهدید قرار داده، اعتبار و امنیت مسیر گردشگری را خدشه دار کرده، جذابیت و آرامش را از بین برده و باعث کاهش سفرهای داخلی، خارجی و اقتصاد جهانگردی شود؛ بحران گردشگری نامیده می شود.

نخستین بار مبحث مدیریت بحران در گردشگری توسط بارتون در سال 1994 میلادی مطرح شد. وی علاوه بر تاکید بر اهمیت پیش بینی بحران ها، معتقد بود که داشتن یک برنامه مطمئن می تواند خسارات ناشی از بحران ها را کنترل کند.

در سال 1999 میلادی دو پژوهشگربه نام های سونمز و گریف با بررسی حملات تروریستی در بازه زمانی سال 1993 تا 1998 میلادی، به مطالعه تاثیر این موارد بر تصمیمات گردشگران پرداختند. در نتیجه این مطالعات مشخص شد که معیارهایی که مستقیما بر تصمیم های مخاطره آمیز بین المللی موثر هستند (سفرهای خارجی، دیدگاه عمومی و سطح آگاهی از خطر) بر درآمد و بازارهای گردشگری تاثیر مستقیم دارد.

فاکنر در سال 2001 میلادی یک چهارچوب کلی برای مدیریت بحران در گردشگری معرفی کرد که در آن سه اصل پیش نیاز در برنامه های مدیریت بحران موثر معرفی شدند. این سه اصل عبارت بودند از؛ هماهنگی، هم فکری و تعهد.

بیرمان در سال 2003 میلادی رابطه اثرات بحران های عمده را در گرشگری مطالعه کرده و نسبت بین آن ها را معرفی کرد. حمله تروریستی یازده سپتامبر آمریکا، کشتارهای تروریستی در مصر، سیاست های رژیم صهیونیستی، جنگ های داخلی سریلانکا، کودتای سیاسی فیجی، زمین لرزه ترکیه، تب برفکی دربریتانیا، جنگ در کرواسی و از همه مهمتر بیماری واگیردار سارس و همه گیری کرونا در سطح بین الملل و صنعت گردشگری، تاثیر نامطلوب داشت.

در ایران اما شرایط کاملا متفاوت است. کشور پهناور و غنی ما سال ها است که به دلیل اعمال تحریم های سختگیرانه، تبلیغات منفی و پروژه ایران هراسی با مشکل در جذب گردشگر خارجی مواجه بوده و اکثریت گردشگران خارجی ایران طی سال های گذشته به کشورهای همسایه همچون عراق تعلق داشت که عمدتا با هدف زیارت وارد کشور می شدند. از سوی دیگر تحریم های سنگین اعمال شده علیه ایران سبب شده بود ناوگان هوایی کشور قدیمی و فرسوده باقی مانده و حتی اجازه سوختگیری در بسیاری از فرودگاه های خارجی را نداشته و همه این موارد بحرانی جدی را رقم زده بود که در نتیجه تاسیسات گردشگری، مراکز اقامتی و خدمات دهندگان حمل و نقل با تکیه بر بازارهای داخلی تنها به بقا و عدم نابودی فکر می کردند.

همزمان با این شرایط نا مساعد، طی یک ماه گذشته شاهد تهاجم گسترده هوایی به شهرهای مختلف کشورمان بودیم که این موضوع منجر به کشته و زخمی شدن جمعی از هموطنان بی گناهمان شد. فارغ از تاثیرات سیاسی، نظامی و اجتماعی این رخداد، باید پذیرفت که این موضوع در حوزه گردشگری تاثیرات منفی بسیار جدی خواهد داشت و تقارن این رویداد با نوروز که فصل اصلی سفر مردم کشور محسوب شده و بسیاری از مراکز گردشگری کشور حساب ویژه ای روی آن باز کرده بودند،همه معادلات را بر هم زد.

این روزها شاهد تعطیلی جدی مراکز اقامتی، لغو کلیه پروازها و شرایط کاملا نظامی در کشور هستیم و حتی بسیاری از افراد برای سفر به مقاصد همیشگی و قابل دسترسی با خودرو نیز دل و دماغی نداشته و ترجیح می دهند سفر نکنند. برای نمونه استان های شمالی کشور که همیشه پذیرای سیل گردشگران نوروزی بودند، اینبار شاهد پناه آوردن افرادی هستند که از بمباران شهرهای خود به این منطقه آمده و شوربختانه شاهد تداوم انفجارها در شهرهای شمالی نیز هستند. به این ترتیب باید پذیرفت صنعت گردشگری ایران با امری فراتر از بحران های عادی مواجه شده و نیازمند کمک جدی است.

در این میان باید توجه داشت که در بحث مدیریت بحران گردشگری، فرق قائل شدن بین عبارات خطر گردشگری و بحران گردشگری مهم است. یک سازمان گردشگری ممکن است عملکرد خطر را بر اساس تجربه؛ شناسائی کرده و خود را برای آن آماده کند. بعد از شناسائی خطرات پیش رو در حوزه گردشگری و اداره آن، شانس رخ دادن یک حادثه نامطلوب، کاهش پیدا می کند.

باید در نظر داشت که در زمان رخ دادن امری نامطلوب باید با واکنشی مناسب اثرات منفی آن را به حداقل رساند بنابراین زمانی که درباره مدیریت خطر در گردشگری صحبت می کنیم به صورت پیش فرض احتمال وقوع خطر داده شده و شرایط در حالات مختلف پیش بینی می شوند. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تجربه نشان می دهد در بیشتر مواقع صنعت گردشگری به صورت نا آماده گرفتار حوادث شده است.

بنابراین در این شرایط مدیریت بحران و کنترل آن اهمیتی حیاتی داشته و مدیران گردشگری کشور باید با توجه و آمادگی بیشتر نسبت به شناسایی موارد خطرزا در حوزه گردشگری اقدام و احتمال تبدیل این خطرات به بحران را تا حد ممکن کاهش دهند. در این میان موفقیت کامل مدیریت خطر، پرهیز از به کار بردن نابجا و تعمیم مدیریت بحران است. در این حوزه شناخت خطرات بسیار با اهمیت محسوب می شود. شناخت خطرات با توسعه آگاهی از قوانین اجتماع، سیاست و محیط جامعه شروع شده و انجام یک بررسی دقیق در کنار بررسی سوابق تاریخی می تواند به شناخت خطرات به برنامه ریزان کمک کند.

مهمترین اقدام مدیریت بحران در گردشگری انجام اقدامات مناسب و در زمان مقتضی در حوزه های پیشگیری، آمادگی، پاسخ و بهبود است. به بیان دیگر اصلی ترین موضوعی که می تواند در مدیریت بحران در گردشگری مفید واقع شود، پیشگری از خطر یا خطراتی است که می تواند به بحران منجر شود.

به طور کلی مدیریت بحران در گردشگری موضوعی سرشار از تعارض، مغایرت و ناهنجاری است. از یک طرف رشد گردشگری و سفرهای بین المللی، لغو ویزا و دسترسی به خطوط هوایی از عوامل رشد و توسعه گردشگری محسوب شده و از طرف دیگر مدیریت بحران نیازمند در نظر داشتن معیارهای امنیتی و اطلاعاتی است که در حال حاضر مدیران گردشگری ایران از همگی این موارد محروم بوده و عملا ابزاری برای حل مشکل در اختیار ندارند.

طبیعی است این جنگ نمی تواند برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و لازم است مدیران تصمیم گیر در حوزه کلان گردشگری از هم اکنون تمهیداتی برای بازگشت علائم زندگی به صنعت گردشگری کشور اندیشیده و به طور جدی به فکر بازسازی این حوزه در دوران پساجنگ باشند.

گزارش : دکتر احسان محمدحسینی  پژوهشگر ، مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا