راه کارهایی برای کاهش آسیب های روانی؛
ترومای جنگ، سنگینی بر دوش کودکان

خرابی و ویرانی، به جاماندن مجروحان و کشتههای متعدد تنها پیامدهای جنگ نیستند، بلکه اثرات روحی و روانی که در افراد باقی میماند، بسیار فراتر از این حرفهاست. در این بین، کودکان جزء گروه های بسیار آسیب پذیر هستند که به روش های مختلفی تحت تأثیر عوارض جنگ قرار می گیرند و باید با راه کارهایی، این آسیب ها را از آنها دور کرد.
به گزارش سیناپرس ،صدای بلند هواپیماها و جنگندهها و صدای بلند انفجارها عوامل استرس زایی هستند که نه تنها در بزرگسالان، بلکه در کودکان هم می تواند فشارهای روانی و استرس زیادی ایجاد کند. تمام این اتفاقات معمولا در حالی بروز می کند که کودکان به طور همزمان با چالش های رشدی خود مانند روابط اجتماعی، شکل گیری هویت و فشار تحصیلی نیز دست و پنجه نرم می کنند.
اغلب کودکان در چنین شرایطی با احساسات مختلفی مواجه می شوند:
همدلی، شفقت و غم: کودکان معمولا از قدرت همدلی بالایی برخوردارند و با افرادی که به لحاظ روحی آسیب دیده اند، همدلی می کنند. از این رو، آنها با توجه به این که گاهی قادر به بیان احساسات خود نیستند، ممکن است با مشاهده درد و رنجی که خانواده خود یا اطرافیان به لحاظ روحی تحمل می کنند، دچار پریشانی عاطفی شوند.
ترس، اضطراب و استرس: کودکان به دلیل حساسیت بالایی که نسبت به تهدیدها دارند، معمولا با مشاهده تصاویر و ویدئوهای مختلفی که از جنگ، نابودی خانه ها و اماکن مختلف و مرگ و میر و جراحت افراد در تلویزیون و رسانه های مختلف، دچار استرس و ترس شدیدی میشوند.
خشم و عصبانیت و ناامیدی: کودکان معمولا بر این باورند که بزرگسالان می توانند دنیا را محل امنی نگه دارند اما زمانی که خشونت، سردرگمی و رنج آنها را در مواجهه با پدیده هایی مانند جنگ می بینند، دچار تضاد شده و همین امر منجر به ناامیدی و خشم عمیق آنها از وضعیت موجود می شود. این حالت روحی در صورتی که وضعیت محیط پیرامون ادامه دار باشد، کودکان را از نظر احساسی و روانی دچار اندوه شدید و ناامیدی از آینده و عصبانیت کرده و اعتماد آنها را به بزرگسالان کم تر می کند.
جنگ کوتاه مدت، علائم روحی بلندمدت
والدین زمانی که با چنین علائمی در کودکان خود مشاهده می شوند، باید هر چه زودتر کاری کنند تا آنها را از چنین شرایط ناپایداری خارج کنند تا کم ترین آسیب روحی به آنها وارد شود چرا که ماندگار شدن چنین حالاتی، می تواند پیامدهای بلندمدتی را برای کودکان به همراه داشته باشد.
به گزارش سیناپرس، برخی از آنها ممکن است شدت نگرانی ها و استرس های خود را با علامت های فیزیکی مانند سردرد، تنش های عضلانی یا دردهای مزمن نشان دهند. از سوی دیگر، این وضعیت روحی، می تواند روی عملکرد آنها در روابط اجتماعی، ظرفیت یادگیری و نیز احتمال ابتلا به بیماری های روانی مانند اضطراب، استرس، اختلال استرس پس از سانحه تأثیر مستقیم به جا بگذارد.
چگونه به فرزندم کمک کنم؟
اما بزرگسالان شامل والدین، معلمان، مراقبان و اعضای خانواده چگونه می توانند به کودکان در تاب آوری عاطفی و مقابله با حوادث ایجاد شده در جنگ کمک کنند؟
بررسی عاطفی: یکی از ابتدایی ترین کارهایی که آنها می تواندد انجام دهند، بررسی عاطفی است. آنها وظیفه دارند محطی امن و حمایتی را برای کودکان فراهم کنند تا بتوانند به راحتی از احساسشان در مورد جنگ حرف بزنند یا حتی احساسات خود را در قالب نقاشی به تصویر بکشند. به آنها اطمینان دهید که اشکالی ندارد که درباره جنگ و اتفاقات ناگواری که حس می کنند اطرافشان رخ می دهد، صحبت کنند.
همین حرف زدن درباره اتفاقاتی که پشت سر گذاشته اند، به بازسازی اعتماد کودکان به بزرگسالانی که در خلال جنگ ایجاد شده، کمک می کند. به گزارش سیناپرس، این گونه، کودکان می آموزند که به راحتی می توانند به جای سرکوب کردن احساساتشان، آنها را بروز داده و با دیگران به اشتراک بگذارند.
راهبردهای مقابله ای: بعد از این که به کودک کمک کردید تا احساسات خود را شناسایی کرده و بیان کند، بهتر است به دنبال راهی باشید تا او بتواند با احساس ترس، ناامیدی و اضطراب حاصل از جنگ مقابله کند. به خاطر داشته باشید که این راهکارها به نوع حالات روحی کودک و ترجیح او بستگی دارد.
حل اختلاف: راهکار حل اختلاف به این معنی است که باید به کودک کمک کرد تا خشونت در درون او عادی سازی نشود و در ادامه، می توان مهارت های سالمی را برای رفع این خشونت به آنها آموزش داد. کودکان باید بیاموزند که خشونت، شرایط را بهبود نمی دهد بلکه در مقابل، گفتگو کردن درباره آن مشکل، گوش دادن فعال، درک دیدگاه شخصی فرد مقابل و جستجو برای راه حل های بردبرد، می تواند راهکار بهتری باشد.
یکی از بهترین کارهایی که بزرگسالان در مواجهه با چنین کودکانی می توانند انجام دهد، الگوسازی رفتار مناسب است به طوری که می توانند از خشونت در کلام پرهیز کرده و از تنبیه خودداری کنند. به گزارش سیناپرس، پسران معمولا نسبت به دختران بیشتر به مسائل خشونت آمیز گرایش دارند از این رو، باید به پسرها آموزش داد که قدرت، با زور یا پرخاشگری تعریف نمی شود بلکه قدرت در همدلی، احترام، مهربانی، شفقت و آسیب پذیری نهفته است. این گونه می توان تا حد امکان از بروز رفتارهای خشونت آمیز در کودکان تا حد امکان جلوگیری کرد.
تقویت حس مشترک انسانیت: کودکان معمولا با مشاهده اتفاقاتی مانند جنگ و حوادثی که به دنبال آن رخ می دهند، احساس ناامیدی و خشم می کنند. اما شما می توانید با یادآور شدن برخی اقدامات فرهنگی و دلسوزانه مانند کمک هموطنان به یکدیگر در خلال جنگ، کمک مردم سایر کشورها و همدلی آنها با یکدیگر، حس خشم را از دل آنها پاک کنید و حس خوب آنها را به انسانیت مردم جهان بازسازی کنید.
شما باید در این راستا به کودکان تأکید کنید که کمک و مهربانی نسبت به دیگران تنها محدود به افراد کم بضاعت نیست و در چنین شرایطی هم می تواند به افراد آسیب دیده کمک کند و نوعی همدلی با آنها به حساب بیاید. به آنها تدکر دهید که این کمک و همدلی به رنگ پوست و ایمان و اعتقاد افراد بستگی ندارد و همه مردم دنیا می توانند در این کار نیک همراه شوند.
تاب آوری عاطفی: شاید نتوانید کودکان را به طور کامل از مواجهه با عوارض احتمالی جنگ محافظت کنید اما می توانید با پرورش و رشد آگاهی عاطفی، مهارت های مقابله با حوادثی چون جنگ، و توانایی حل تعارض و حس مشترک انسانیت، از آنها محافظت کنید.
انجام این راهکارها علاوه براین که تأثیر آسیب های احتمالی را کاهش می دهد، بلکه نسل آینده ای مقاوم به لحاظ عاطفی، مسئول و دلسوز را تربیت می کند که می توانند دنیای امن تری را در آینده بسازند.
گزارش:ندااظهری





