یافته های جدید باستان شناسان در منطقه پازیریک:
کشف شواهد جراحی دقیق و علمی در امپراتوری هخامنشی

تیمی از دانشمندان دانشگاه دولتی نووسیبیرسک با کمک تصویربرداری پیشرفته توموگرافی کامپیوتری، شواهد محکمی از یک جراحی پیچیده فک و مفصل گیجگاهی-فکی کشف کردند که حدود ۲۵۰۰ سال پیش روی زنی از فرهنگ پازیریک انجام شده است. این جراحی پیشرفته، که شامل سوراخکاری دقیق استخوان و استفاده از ماده ارگانیک الاستیک (احتمالاً موی اسب یا تاندون حیوانی) برای تثبیت مفصل بوده، نشان میدهد پزشکی باستانی در امپراتوری هخامنشی بسیار پیشرفتهتر از تصور پیشین بوده و بیمار پس از عمل مدت طولانی زنده مانده است.
به گزارش سیناپرس، فرش مشهور پازیریک، که یکی از قدیمیترین فرشهای گرهدار جهان است و در دره پازیریک آلتای کشف شد، بخشی از گورهای فرهنگ پازیریک است. مردم این فرهنگ که به سکاهای شرقی تعلق دارد (قرنهای ششم تا سوم پیش از میلاد)، در کوههای آلتای سیبری زندگی میکرد. پازیریکها به طور مداوم با ایران باستان در تماس بودند و بخشی از امپراتوری هخامنشی به شمار رفته و نامشان در کتیبه های این دوره آورده شده است. این ارتباط فرهنگی در آثار هنری، نقوش حیوانی، پارچهها و حتی فرشهایشان مشهود است؛ برای مثال، برخی نقوش شیر و طرحهای تزئینی فرهنگ پازیریک مستقیماً از هنر هخامنشی الهام گرفته شدهاند.
به تازگی پژوهشگران دانشگاه دولتی نووسیبیرسک شواهد قانعکنندهای از یک عمل جراحی بسیار پیشرفته کشف کردهاند که حدود ۲۵۰۰ سال پیش روی زنی از فرهنگ پازیریک انجام شده است. این باستان شناسان با استفاده از تصویربرداری پیشرفته توموگرافی کامپیوتری، ردپای یک جراحی پیچیده بازسازی فک را شناسایی کردند که درک کنونی ما از پزشکی باستانی در عصر آهن را به چالش میکشد.
این کشف در جریان بررسی دقیق جمجمهای انجام شد که از گورستان بالایی کالجین-۲ در فلات اوکاک در جمهوری آلتای روسیه امروزی به دست آمده است. این محوطه تدفینی متعلق به فرهنگ پازیریک است؛ تمدنی از دوران سکاها که به خاطر گورهای «یخزده» و بهخوبی حفظشدهاش از قرن ششم تا سوم پیش از میلاد شناخته میشود.
مطالعات و بررسیهای دقیق روی این استخوانها در آزمایشگاه پزشکی هستهای و نوآورانه دانشگاه نووسیبیرسک و با دستگاه سیتی اسکنر فیلیپس امایکس ۱۶ انجام شد. این فناوری امکان حذف دیجیتالی بافتهای نرم حفظشده را فراهم کرد که پیش از این ساختارهای استخوانی جمجمه را پوشانده بودند.
به گفته ولادیمیر کانیگین (Vladimir Kanygin)، رئیس آزمایشگاه فوق، تصویربرداری سیتی مانند «ماشین زمان» عمل کرد و اجازه داد بدون آسیبرساندن به جزئیات آناتومیکی پنهانشده در طول هزاران سال دسترسی پیدا کنیم. این اسکن همچنین ۵۵۱ برش بسیار نازک (با ضخامت ۰٫۷۵ میلیمتر) تولید کرد و بازسازی سهبعدی دقیقی از جمجمه برای تحلیل انسانشناختی و پزشکی فراهم آورد.


تصاویر همچنین نشان داد که سر این زن در طول زندگیاش آسیب جدی دیده است. استخوان گیجگاهی راست وی دارای شکستگی فرورفتهای به عمق حدود ۶ تا ۸ میلیمتر بوده و مهمتر از همه، این آسیب مفصل گیجگاهی-فکی راست وی را نابود ، فک را جابهجا و رباطها را پاره کرده بود. در حالت عادی چنین آسیبی باعث میشد او نتواند به درستی بجود یا حرف زده و بدون مداخله پزشکی، زنده ماندن وی غیر ممکن بود.
نکته جالب توجه این است که باستان شناسان پژوهشگران شواهد غیرقابل انکاری از جراحی روی صورت این زن یافتند. بر این اساس مشخص شددو کانال باریک و دقیق سوراخشده در استخوان که هر کدام حدود ۱٫۵ میلیمتر قطر داشتنند در ناحیه مفصل وی به صورت زاویه قائم به هم میرسیدند. یکی از کانالها از سر فک پایین عبور میکرد و دیگری از زائده زیگوماتیک استخوان گیجگاهی رد شده است. اطراف این سوراخها، رشد استخوانی حلقهشکل دیده میشد که نشاندهنده التیام بوده و ثابت میکرد عمل در زمان حیات بیمار انجام شده است.
جالبتر اینکه، ردپای یک ماده ارگانیک کشسان (لاستیکی مانند) که احتمالاً موی اسب یا تاندون حیوانی باشد نیز داخل کانالها یافت شد. این ماده به عنوان لیگاتور جراحی ابتدایی عمل کرده و مفصل را تثبیت نموده و عملاً نوعی تثبیت پروتزی اولیه بوده است. دقت جراحی چشمگیر بود: سوراخکاری صاف و کنترلشده انجام شده و بازسازی استخوان نشان میداد بیمار به اندازه کافی زنده مانده تا التیام قابل توجهی رخ دهد.
تأیید بیشتر زنده ماندن این زن عصر هخامنشی از عدم تقارن دندانی وی به دست آمد. در سمت چپ فک وی فرسودگی شدید، دندانهای آسیای شکسته و تغییرات التهابی اطراف ریشهها وجود داشت که نشانههای استفاده طولانیمدت بیش از حد از آن ها بود و در مقابل، دندان های سمت راست فک وی که استخوانش آسیبدیده بود به دلیل عدم جویدن با آن قسمت، نسبتاً بهتر حفظ شده بود.
این الگو نشان میدهد که هرچند مفصل بازسازیشده کار میکرد، جویدن روی سمت آسیبدیده احتمالاً دردناک بوده است و این زن برای مدت طولانی و شاید ماهها یا حتی سالها بیشتر بار جویدن را به سمت چپ منتقل کرده بود.
کارشناسان تخمین میزنند که او هنگام مرگ بین ۲۵ تا ۳۰ سال داشته است. نکته قابل توجه دیگر، این است که تدفین این زن غیرمعمول بود و برخلاف دیگر گورهای پازیریک که پر از اشیای همراه بودند، مقبره او جز یک کلاهگیس سنتی زنانه پازیریک، شیء مهمی نداشت. اتاق تدفین از تنههای عظیم درخت کاج سیبری (larch) ساخته شده بود .
ناتالیا پولوسماک (Natalia Polosmak) از اعضای این تیم مطالعاتی تأکید کرد که خود تدفین پرسشهای فرهنگی مهمی مطرح میکند. حمل تنههای عظیم کاج به فلات عمدتاً بدون درخت اوکاک هزینهبر و پرزحمت بوده است. در عین حال، نبود اشیای همراه همچنان غیرعادی و توضیحناپذیر است.
وی در این رابطه میگوید: عملخود جراحی نشان میدهد که زندگی این زن برای اطرافیانش ارزشمند بوده است ولی نمیدانیم چه چیزی او را برای جامعهاش مهم کرده بود. پژوهشگران تأکید میکنند که جراحی یکی از مهمترین شاخههای پزشکی برای حفظ زندگی است. توانایی درمان آسیبهای تروماتیک ناشی از جنگ، سقوط از اسب یا ارتفاع در جامعهای مانند سکاها که مردم آن عموما سوارکار و متحرک بودند، بسیار مهم بوده است.
دقت بالای صنایعدستی در لباسهای چرمی و اشیای چوبی پازیریک نیز مهارت دستی بسیار پیشرفته را نشان میدهد. برخی کتهای چرمی منطقه با نخهای تاندونی با فاصله فقط ۴ میلیمتر و تا ۲۰ بخیه در سانتیمتر دوخته شدهاند.
هرچند شرایط دقیق آسیب اولیه این زن ناشناخته است، اما آنچه روشن است این است که جامعهاش پس از آسیب شدید، نه تنها او را رها نکرده اند، بلکه عملی فنی پیچیده انجام دادند که کارکردهای ضروری مانند سخن گفتن و غذا خوردن را به وی بازگرداند و عمرش را طولانی کرد.
گزارش: احسان محمدحسینی
