یائسگی چگونه مسیر شغلی زنان را تغییر میدهد؟

پژوهش تازه نشان میدهد یائسگی تنها یک مرحله زیستی نیست؛ بلکه میتواند بر تمرکز، اعتمادبهنفس، عملکرد شغلی و حتی تصمیم زنان برای ادامه فعالیت حرفهای تأثیر بگذارد.
به گزارش سیناپرس، یائسگی برای بسیاری از زنان صرفاً به معنای پایان دوران باروری نیست. این مرحله از زندگی میتواند تغییراتی گسترده در سلامت جسمی و روانی ایجاد کند که پیامدهای آن به محیط کار نیز کشیده میشود. از فراموش کردن واژهها در جلسات کاری و دشواری تمرکز گرفته تا نگرانی درباره امنیت شغلی و کاهش اعتمادبهنفس، تجربه یائسگی گاهی به چالشی جدی در زندگی حرفهای زنان تبدیل میشود.
نتایج یک پژوهش تازه که در نشریه علمی Women’s Health منتشر شده، نشان میدهد علائم مرتبط با یائسگی میتوانند ابعاد مختلف زندگی شغلی زنان را تحت تأثیر قرار دهند؛ با این حال، این دوره برای برخی نیز فرصتی برای بازنگری در اولویتها، کاهش فشارهای کاری و انتخاب مسیرهای تازه زندگی حرفهای است.
وقتی تغییرات هورمونی به محیط کار میرسند
یائسگی معمولاً بین ۴۵ تا ۵۵ سالگی اتفاق میافتد. با این حال، تغییرات هورمونی مرتبط با این دوره از مرحله پیش از یائسگی آغاز میشوند و ممکن است با علائمی مانند گرگرفتگی، تعریق شبانه، اختلال خواب، نوسانات خلقی و مشکلات تمرکز همراه باشند.
این علائم در برخی زنان به اندازهای شدید هستند که حضور مؤثر در محیط کار را دشوار میکنند. خستگی مداوم، اضطراب، سردرد و آنچه از آن با عنوان «مهذهنی» یاد میشود، میتواند توانایی تمرکز، یادآوری اطلاعات و انجام وظایف روزمره را کاهش دهد.
بر اساس برآوردی که در پژوهش به آن اشاره شده، حدود ۱۰ تا ۱۴ درصد زنان ممکن است در دوران یائسگی از بازار کار خارج شوند. با این حال، سکوت اجتماعی و تابوهای فرهنگی پیرامون یائسگی باعث شده است بسیاری از زنان مشکلات خود را در محیط کار مطرح نکنند.
پژوهشگران برای بررسی تأثیر یائسگی بر زندگی حرفهای زنان، ۱۳۰ مطلب ناشناس منتشرشده در شبکه اجتماعی ردیت را تحلیل کردند.
این مطالب بین آوریل ۲۰۲۲ تا ژوئیه ۲۰۲۴ منتشر شده بودند و پژوهشگران با بررسی روایتهای شخصی زنان تلاش کردند دریابند تغییرات جسمی و روانی این دوره چگونه بر سلامت، رضایت از زندگی و بهرهوری شغلی تأثیر میگذارد.
یافتهها نشان داد بسیاری از زنان با مشکلاتی مانند خستگی، نوسانات خلقی، میگرن، اضطراب و اختلال در تمرکز دستوپنجه نرم میکنند. برخی از شرکتکنندگان گفته بودند در جلسات کاری برای به یاد آوردن واژههای ساده دچار مشکل میشوند یا اطلاعاتی را که پیشتر بهراحتی به خاطر میسپردند، فراموش میکنند.
این وضعیت برای برخی تنها یک مشکل جسمی یا ذهنی نبود؛ بلکه به نگرانی درباره توانایی حرفهای و جایگاه شغلیشان تبدیل شده بود. شماری از زنان از ترس دریافت ارزیابی منفی عملکرد یا حتی از دست دادن شغل خود سخن گفته بودند.
کاهش اعتمادبهنفس و نگرانی از آینده شغلی
یکی از نکات مهم این پژوهش، ارتباط میان علائم یائسگی و فشارهای روانی ناشی از محیط کار است.
برخی زنان احساس میکردند با کاهش تمرکز و حافظه، دیگر مانند گذشته کارآمد نیستند. همین نگرانی باعث میشد نسبت به تواناییهای خود تردید کنند و برای حفظ تصویری حرفهای از خود فشار بیشتری تحمل کنند.
در بعضی روایتها، زنان حتی از برخوردهای انضباطی یا نگرانی درباره امنیت شغلی سخن گفته بودند.
با این حال، همه تجربهها منفی نبود. برخی زنان با کمک گرفتن از منابع حمایتی، گفتوگو با دیگران و شناخت بهتر علائم، توانسته بودند احساس تنهایی و اضطراب خود را کاهش دهند.
یائسگی؛ فرصتی برای بازنگری در اولویتهای زندگی
یافتههای پژوهش نشان داد یائسگی برای برخی زنان به نقطهای برای بازنگری در سبک زندگی و مسیر حرفهای تبدیل میشود.
برخی از شرکتکنندگان تصمیم گرفته بودند از فشارهای شغلی فاصله بگیرند، ساعات کاری خود را کاهش دهند یا به مشاغلی با تنش کمتر روی بیاورند. در یکی از روایتها، زنی گزارش کرده بود که پس از تغییر شغل و انتخاب فعالیت پارهوقت با استرس کمتر، وضعیت سلامت او بهبود یافته است.
برخی دیگر نیز از این دوره برای تعیین مرزهای روشنتر میان زندگی شخصی و کار، مهربانتر بودن با خود و حتی راهاندازی کسبوکارهای جانبی استفاده کرده بودند.
این تجربهها نشان میدهد یائسگی، با وجود دشواریهای احتمالی، میتواند فرصتی برای بازتعریف موفقیت و انتخاب اولویتهایی متناسب با نیازهای جدید زندگی باشد.
نقش مهم کارفرمایان در حمایت از زنان
پژوهشگران تأکید میکنند که نحوه برخورد محیط کار با زنان در دوران یائسگی میتواند در چگونگی مواجهه آنان با این مرحله تأثیرگذار باشد.
مدیرانی که فضای امنی برای گفتوگو فراهم میکنند و شرایط کارکنان را درک میکنند، میتوانند فشار روانی و حرفهای این دوره را کاهش دهند.
آموزش مدیران و کارکنان درباره یائسگی، ایجاد امکان انعطاف در ساعات کاری، فراهم کردن فرصت گفتوگو و استفاده از برنامههای حمایتی و مشاورهای از جمله اقداماتی است که میتواند به حفظ سلامت و تداوم فعالیت حرفهای زنان کمک کند.
البته پژوهش حاضر محدودیتهایی نیز دارد. از آنجا که دادهها از مطالب ناشناس ردیت جمعآوری شدهاند، اطلاعات دقیقی درباره سن، شرایط اجتماعی و ویژگیهای جمعیتشناختی نویسندگان در دسترس نبوده است.
همچنین ممکن است افرادی که تجربه دشوارتری از یائسگی و محیط کار داشتهاند، بیشتر تمایل به انتشار تجربه خود در فضای مجازی نشان داده باشند. بنابراین، نتایج این مطالعه را نمیتوان به تمام زنان شاغل تعمیم داد یا بر اساس آن میزان شیوع مشکلات شغلی ناشی از یائسگی را تعیین کرد.
ضرورت پایان دادن به سکوت درباره یائسگی
پیام اصلی این پژوهش روشن است: یائسگی موضوعی شخصی و محدود به سلامت جسمی زنان نیست؛ این مرحله میتواند بر کیفیت زندگی، هویت حرفهای، امنیت شغلی و مشارکت اقتصادی آنان نیز اثر بگذارد.
شناخت بهتر این تغییرات و فراهم کردن محیطهای کاری حمایتگر میتواند به زنان کمک کند بدون آنکه مجبور به پنهان کردن مشکلات خود باشند، مسیر حرفهایشان را ادامه دهند.
در نهایت، برخورد انسانیتر با یائسگی مستلزم آن است که این مرحله نه بهعنوان نشانهای از کاهش توانایی زنان، بلکه بهعنوان بخشی طبیعی از زندگی آنان شناخته شود؛ مرحلهای که با آگاهی، انعطافپذیری و حمایت مناسب میتوان آن را با سلامت و رضایت بیشتری پشت سر گذاشت.
منبع: News-Medical





