وقتی غذاهای فوقفرآوریشده بیشتر وسوسهمان میکنند!

بیشتر افراد این تجربه را دارند که گاهی با دیدن یک بسته چیپس، شکلات، پیتزا یا شیرینی، حتی وقتی گرسنه نیستند، ناگهان میل شدیدی به خوردن پیدا می کنند. دلیل این موضوع فقط به مزه مواد غذایی مربوط نیست. بسیاری از غذاهای فوقفرآوریشده بهگونهای ساخته شدهاند که ترکیبی از طعم، بو، بافت، انرژی و سرعت مصرف را همزمان در اختیار مغز قرار دهند؛ ترکیبی که میتواند خوردن بیشتر را آسانتر و لذت بخش کند.
به گزارش سیناپرس، حتما شما هم از خود پرسیده اید که چرا گاهی حتی وقتی گرسنه نیستیم، نمیتوانیم در برابر چیپس، شکلات، نوشابه یا فستفود مقاومت کنیم؟ آیا این مساله فقط به خوشمزگی مربوط است، یا مغز ما به ترکیب خاصی از طعم، چربی، قند، نمک و بافت این غذاها واکنش متفاوتی نشان میدهد؟ علم پاسخ جالبی برای این پرسش دارد: یکی از سرنخهای مهم، ترکیب چربی و کربوهیدراتهای تصفیهشده است. پژوهشگران دانشگاه ییل در یک مطالعه با استفاده از تصویربرداری مغزی نشان دادند که غذاهای حاوی چربی و کربوهیدرات، در مقایسه با غذاهایی که مقدار مشابهی کالری اما فقط یکی از این دو را دارند، میتوانند ارزش پاداش بیشتری ایجاد کنند. این اثر با فعالیت بخشهایی از مغز مرتبط با ارزیابی پاداش همراه بود.
پژوهشگران دانشگاه کانزاس در سال ۲۰۱۹ برای مفهوم «غذاهای فوقخوشخوراک» تعریفی جدید و مناسبی ارائه و نشان دادند که ترکیبهایی مانند چربی و سدیم، چربی و قندهای ساده، یا کربوهیدرات و سدیم میتوانند ویژگیهای مرتبط با این نوع غذاهای جذاب و فریب دهنده مغز را ایجاد کنند. نکته مهم این است که غذای «فوقخوشخوراک» دقیقاً مترادف «فوقفرآوریشده» نیست، هرچند این دو در بسیاری از محصولات با یکدیگر همپوشانی دارند.
عامل مهم دیگر سرعت خوردن است. غذاهای نرم، ترد، خردشونده یا آماده مصرف معمولاً نیاز به جویدن و پردازش دهانی کمتری دارند و میتوان آنها را سریعتر خورد. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا مغز برای دریافت و یکپارچهکردن پیامهای سیری به زمان نیاز دارد.
در یکی از مهمترین آزمایشهای کنترلشده، پژوهشگران مؤسسه ملی دیابت و بیماریهای گوارشی و کلیوی آمریکا در مؤسسه ملی سلامت این کشور، ۲۰ فرد بزرگسال را برای یک ماه تحت رژیم غذایی فوقفرآوریشده و رژیم غذایی کمفرآوری قرار دادند. هر رژیم دو هفته ادامه داشت و مقدار کالری، قند، چربی، کربوهیدرات، پروتئین و فیبر ارائهشده تا حد زیادی مشابه بود. با وجود این، افراد در دوره رژیم فوقفرآوریشده بهطور متوسط حدود ۵۰۰ کیلوکالری بیشتر در روز مصرف کردند و سریعتر غذا خوردند. در پایان آن دوره نیز بهطور متوسط حدود ۰٫۹ کیلوگرم وزن اضافه کردند.
پژوهشهای جدیدتر نشان میدهند که ماجرا حتی پیچیدهتر از «خوشمزهتر بودن» است. نتایج یک مطالعه که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، ۴۱ نفر را در دو رژیم فوقفرآوریشده با بافتهای متفاوت بررسی کرد. مواد غذایی از نظر خوشایندی، اندازه وعده و چند ویژگی دیگر همسانسازی شده بودند، اما یک رژیم برای خوردن آهستهتر طراحی شده بود. نتیجه این بود که افراد دارای رژیم غذایی با بافتی که سرعت خوردن را کاهش میداد، بهطور متوسط حدود ۳۶۹ کیلوکالری مصرف روزانه کمتری ایجاد کرد.
این یافته نشان میدهد که سرعت خوردن و بافت غذا میتوانند مستقل از «دوست داشتن غذا» بر مقدار مصرف اثر بگذارند. این مطالعه با همکاری پژوهشگران دانشگاه وگنینگن هلند، مؤسسه A*STAR سنگاپور و مراکز پژوهشی دیگر انجام شد.
از سوی دیگر، در مقوله وسوسه شدن برای مصرف غذا بدون نیاز واقعی بدن، نشانههای محیطی نیز اهمیت دارند. بستهبندی، رنگ، بو، تبلیغات، صدای باز شدن بسته و حتی تجربهای که از خوردن یک غذای خاص در گذشته داشتهایم، میتوانند به محرکهای شرطی در ما تبدیل شوند. در نتیجه ممکن است میل به غذا پیش از آنکه بدن واقعاً به انرژی نیاز داشته باشد ایجاد شود.
پژوهشهای علوم اعصاب این فرایند را با شبکههای مغزی مرتبط با پاداش، انگیزش و یادگیری تداعیگرانه مرتبط دانستهاند. البته در این میان یک نکته علمی مهم را نباید فراموش کرد: وسوسهانگیز بودن به معنی اعتیادآور بودن مانند مواد مخدر نیست. برخی پژوهشگران از اصطلاح رفتارهای شبهاعتیادی برای توصیف الگوهایی مانند میل شدید، کاهش کنترل بر مصرف و ادامه خوردن با وجود پیامدهای منفی استفاده میکنند.
اما شواهد انسانی درباره اینکه غذاهای فوقفرآوریشده واقعاً سازوکاری مشابه مواد اعتیادآور ایجاد میکنند، هنوز کامل و قطعی نیست و حتی مطالعهای از پژوهشگران مرکز سلامت و بهداشت ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ که پاسخ دوپامین مغز به یک میلکشیک پرچرب و پرقند را بررسی کرد، افزایش معنادار دوپامین در جسم مخطط مغزی را نشان نداده و تأکید کرد که پاسخ مشاهدهشده بسیار کمتر از آن چیزی است که برای بسیاری از مواد اعتیادآور گزارش شده است.
بنابراین شاید دقیقتر باشد بگوییم صنعت غذا میتواند محصولاتی تولید کند که خوردن آنها بسیار آسان، سریع و لذتبخش باشد و همزمان سیگنالهای سیری را دیرتر به نقطه توقف برساند. به این ترتیب وقتی انرژی زیاد در حجمی نسبتاً کوچک، طعم قوی و بافت مناسب برای خوردن سریع با هم ترکیب میشوند، احتمال مصرف بیش از نیاز افزایش مییابد.
توجه به این مساله ضروری است که برای زندگی روزمره، راهکار جلوگیری از مصرف بی دلیل غذاها لزوماً حذف کامل همه غذاهای بستهبندیشده نیست. راهکار سادهتر میتواند این باشد که سهم بیشتری از رژیم غذایی را به غذاهایی اختصاص دهیم که نیاز به جویدن بیشتر داشته، فیبر و پروتئین مناسبی دارند و با سرعت کمتری مصرف میشوند و در مقابل، مصرف خوراکیهایی را که بهسادگی و بدون توجه مقدار زیادی از آنها خورده میشود، آگاهانهتر کنترل کنیم.
در نهایت توجه داشته باشید غذاهای فوقفرآوریشده الزاماً به این دلیل که خوشمزهتر هستند ما را وسوسه نمیکنند؛ بلکه در بسیاری از موارد، ترکیبی از چربی و کربوهیدرات، نمک و طعم، بافت، سرعت خوردن، تراکم انرژی و یادگیری مغز در ایجاد میل به مصرف نقش دارد. علم هنوز درباره تمام این سازوکارها به نتیجه نهایی نرسیده، اما شواهد تجربی نشان میدهد که شکل و ساختار غذا میتواند به اندازه ترکیب تغذیهای آن بر مقدار خوردن ما اثر بگذارد.





