افسردگی با مغز چه می کند؟

افسردگی ممکن است فقط به حالوهوای فرد محدود نماند و در طول زمان با تغییراتی در ساختار مغز همراه شود؛ اما این تغییرات برای همه یکسان نیست. پژوهشگران در یک مطالعه ۱۰ ساله دریافتند؛ افرادی که بار بیشتری از افسردگی، از جمله دورههای بیشتر، طولانیتر یا شدیدتر بیماری را تجربه کردهاند، کاهش سریعتری در ماده خاکستری دو ناحیه مهم مغز داشتهاند؛ درحالیکه در افرادی با روند مطلوبتر بیماری، چنین الگویی مشاهده نشد.
به گزارش سیناپرس، این مطالعه که با بررسی تصویربرداریهای مکرر مغزی انجام شده، یکی از پرسشهای مهم درباره افسردگی را دنبال میکند: آیا این اختلال در طول زمان میتواند با تغییرات قابل مشاهده در مغز همراه شود و آیا شدت و طول دوره بیماری در این تغییرات نقش دارد؟
پژوهشگران آلمانی در این مطالعه ۲۰۶ نفر را تا یک دهه دنبال کردند؛ ۵۷ نفر مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و ۱۴۹ نفر در گروه کنترل بودند. از شرکتکنندگان طی این مدت سه تا شش نوبت تصویربرداری MRI انجام شد و در مجموع ۷۹۱ اسکن مغزی مورد بررسی قرار گرفت.
تمرکز اصلی پژوهشگران بر هیپوکامپ، اینسولا و قشر پیشپیشانی پشتیجانبی بود؛ نواحیای که در فرایندهایی مانند حافظه، تنظیم هیجانات و عملکردهای شناختی نقش دارند.
نتایج نشان داد هرچه «بار بیماری» افسردگی بیشتر باشد، کاهش ماده خاکستری در هیپوکامپ و قشر پیشپیشانی پشتیجانبی نیز سریعتر است. با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که کاهش حجم ماده خاکستری بهتنهایی به معنای مرگ سلولهای مغزی یا آسیب برگشتناپذیر نیست.
نکته مهم دیگر این بود که صرف داشتن تشخیص افسردگی، بهتنهایی نمیتوانست این تغییرات مغزی را پیشبینی کند. در مقابل، به نظر میرسید مسیر بیماری در طول زمان اهمیت بیشتری داشته باشد. ارتباط میان علائم حاد افسردگی و تغییرات هیپوکامپ نیز در برخی تحلیلها دیده شد، اما این یافته در همه بررسیها تکرار نشد.
پژوهشگران در عین حال تأکید دارند که این مطالعه نمیتواند ثابت کند افسردگی مستقیماً باعث تغییرات مغزی شده است. عواملی مانند تفاوتهای مغزی پیش از شروع بیماری، استرس، وضعیت جسمانی، شرایط زندگی و درمانهای دارویی یا رواندرمانی نیز میتوانند در این روند نقش داشته باشند.
از سوی دیگر، تعداد افراد مبتلا به افسردگی در این مطالعه نسبتاً کم بود و پژوهش در یک مرکز و عمدتاً در جمعیتی با تبار اروپای غربی انجام شد. برخی یافتهها نیز با تغییر روشهای آماری، قدرت یکسانی نداشتند.
با وجود این محدودیتها، تکرار تصویربرداریها طی یک دوره طولانی به پژوهشگران امکان داده است تغییرات مغز را در طول مسیر بیماری بررسی کنند. یافتهها نشان میدهد تغییرات ساختاری مغز در افراد مبتلا به افسردگی یک نتیجه اجتنابناپذیر و یکسان برای همه نیست و شدت و طول دوره بیماری میتواند با الگوی این تغییرات ارتباط داشته باشد.
این مطالعه در نشریه JAMA Network Open منتشر شده است.
مترجم:فرگل غفاری





