تخت جمشید نباید قربانی توسعه شهری شود

توسعه شهری برای پاسخ‌گویی به نیازهای جمعیتی، اقتصادی و رفاهی جامعه ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما این توسعه زمانی پایدار و مسئولانه خواهد بود که در تعارض با میراث فرهنگی قرار نگیرد. شهرها می‌توانند و باید رشد کنند، اما نه به بهای از میان رفتن آثار تاریخی، محوطه‌های باستان‌شناختی و مناظر فرهنگی که بخشی از هویت و حافظه تاریخی جامعه‌اند.

 به گزارش سیناپرس،  تخت‌جمشید را بدون اغراق می توان پیشانی میراث فرهنگی ایران دانست، بنایی که نام آن با غرور و هویت ایران و ایرانی گره و خورده و از این منظر، فقط یک بنای تاریخی روی یک صفه سنگی نیست؛ یک منظر باستان‌شناختی گسترده است که حریم آن بخشی از نظام حفاظت از ارزش جهانی اثر محسوب می‌شود و یونسکو نیز صراحتاً رشد مرودشت، توسعه روستاها و ساخت‌وسازهای جدید را از تهدیدهای اصلی یکپارچگی تخت‌جمشید و حریم آن دانسته است.

این روزها در شبکه های اجتماعی، رسانه های رسمی و غیر رسمی و حتی گفتگوهای عادی بین مردم در فضاهای عمومی شاهد تکرار کلید واژه تخت جمشید هستیم و در این بازار سخن و خبر، سره و ناسره و اخبار واقعی و دروغ طوری در هم تنیده که امکان تشخیص واقعیت برای بیشتر مردم وجود ندارد در این میان اما نکته اصلی، نگرانی به حق مردمی است که میراث ملی خود را در خطر تعرض می بینند. باید توجه داشت گاهی نتایج یک تصمیم اداری، در ظاهر تنها تغییری در یک نقشه شهری است؛ چند خط جابه‌جا می‌شود، محدوده‌ای به محدوده دیگر افزوده می‌شود و شاید در نگاه نخست اتفاق مهمی رخ نداده باشد. اما در میراث فرهنگی، برخی خطوط روی نقشه، مرز میان حفاظت و تخریب‌اند. آنچه این روزها درباره الحاق بخشی از محدوده مهدیه به شهر مرودشت و ارتباط آن با حریم تخت‌جمشید مطرح شده، از همین جنس است.

در هفته‌های اخیر گزارش‌های متعددی درباره این موضوع منتشر شده است. برخی رسانه‌ها از الحاق حدود ۱۱۰ هکتار از محدوده مهدیه در حریم درجه دو تخت‌جمشید به محدوده شهری مرودشت خبر داده‌اند و برخی مطالب منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی ارقام متفاوتی را مطرح کرده‌اند. در مقابل، در مقطعی مسئولان استانی اجرای چنین الحاقی را تکذیب یا اعلام کرده‌اند که موضوع همچنان در حال بررسی است. همین تفاوت روایت‌ها، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که افکار عمومی و جامعه تخصصی نیازمند اطلاعات دقیق، شفاف و قابل راستی‌آزمایی درباره نقشه‌ها، محدوده‌ها و تصمیمات اتخاذشده هستند.

اما فارغ از این اختلافات، پرسش اساسی من به عنوان یک باستان‌شناس این است:  اصلاً چرا باید نسبت به توسعه شهری در حریم تخت‌جمشید حساس باشیم؟ پاسخ را باید در شناخت ماهیت واقعی پارسه جست‌وجو کرد.

تخت‌جمشید یک ساختمان منفرد نیست که ارزش آن تنها به ستون‌ها، کاخ‌ها، نقش‌برجسته‌ها و سنگ‌های تراش‌خورده آن محدود شود. آنچه امروز تخت‌جمشید می‌نامیم، بخشی از یک نظام گسترده شهری، سیاسی، اقتصادی، مذهبی و زیست‌محیطی در مرودشت است. صفه تخت‌جمشید، شهر پارسه، استخر، نقش‌رستم، نقش‌رجب، کوه رحمت، مسیرهای ارتباطی، شبکه‌های آب‌رسانی و مجموعه‌ای از محوطه‌های باستانی پیرامون آن، در فهم باستان‌شناختی این منطقه به یکدیگر مرتبط‌اند.

در این میان یونسکو نیز در تعریف ارزش جهانی تخت‌جمشید، آن را یکی از بزرگ‌ترین محوطه‌های باستان‌شناختی جهان و گواهی منحصربه‌فرد بر یکی از تمدن‌های مهم جهان باستان معرفی کرده است. این اثر در سال ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی ثبت شد و بر اساس معیارهای فرهنگی (۱)، (۳) و (۶) دارای ارزش جهانی برجسته شناخته شده است.   

نکته بسیار مهم اینجاست که خود یونسکو سال‌هاست یکی از مهم‌ترین چالش‌های یکپارچگی تخت‌جمشید را کنترل مرزها و حریم اثر در برابر توسعه کشاورزی، صنعتی و ساخت‌وساز می‌داند و به‌طور مشخص، رشد شهر مرودشت و توسعه روستاهای جدید را از تهدیدهای بالقوه و فزاینده این اثر منحصر به فرد تاریخی معرفی کرده است. بنابراین نگرانی درباره توسعه شهری در پیرامون تخت‌جمشید یک حساسیت شخصی یا صرفاً اداری نیست و با یکی از اصول بنیادی حفاظت از این میراث جهانی ارتباط مستقیم دارد.

جهت اطلاع هموطنان عزیز و نگران در مورد این موضوع باید اشاره کرد که حریم در یک محوطه باستانی، زمین‌های بی‌استفاده اطراف یک اثر نبوده و بخشی از سازوکار حفاظت است. به همین دلیل قرار نیست هر قطعه زمین در حریم آثار تاریخی الزاماً دست‌نخورده باقی بماند، اما هرگونه توسعه در چنین محدوده‌ای باید بر اساس ظرفیت‌های باستان‌شناختی، منظر فرهنگی، ارتفاع و تراکم ساخت‌وساز، زیرساخت‌ها، شبکه دسترسی، ترافیک، تأسیسات، چشم‌انداز و مهم‌تر از همه احتمال وجود آثار ناشناخته تاریخی ارزیابی شود.

این موضوع در مرودشت اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا هنوز نمی‌توان ادعا کرد همه آثار باستان‌شناختی این پهنه شناسایی و مطالعه شده‌اند. باستان‌شناسی دقیقاً به ما می‌آموزد که نبودن بقایای قابل مشاهده در سطح زمین، به معنای نبودن آثار در زیر خاک نیست. ممکن است یک زمین از نگاه شهرسازی «قطعه‌ای خالی» باشد، اما از دید باستان‌شناسی بخشی از یک محوطه ناشناخته، ساختار استقراری، مسیر ارتباطی یا تأسیسات تاریخی باشد.

از سوی دیگر، مسئله فقط ساخت یک ساختمان نیست. توسعه شهری معمولاً زنجیره‌ای از اقدامات را به دنبال می‌آورد: خیابان و زیر سازی های مرتبط، شبکه آب و فاضلاب، برق، پارکینگ، تأسیسات، دیوارکشی، تفکیک زمین، کاربری‌های تجاری و خدماتی و در نهایت افزایش ارزش زمین. هر یک از این اقدامات به تنهایی شاید کوچک به نظر برسد، اما مجموعه آنها می‌تواند در طول زمان سیمای یک پهنه تاریخی را تغییر دهد.

این همان نقطه‌ای است که باید از تجربه‌های گذشته درس بگیریم و به همین دلیل حتی در بررسی‌های مربوط به عملکرد میراث فرهنگی فارس نیز موضوع احداث برخی مستحدثات گردشگری در حریم درجه یک تخت‌جمشید و رعایت‌نشدن کامل فرآیندهای کارشناسی و مجوزهای لازم، به عنوان یک مسئله حفاظتی مطرح شده است. در یک مورد، پس از آغاز عملیات ساخت چند سازه، پایگاه جهانی تخت‌جمشید خواستار توقف عملیات شده و نهایتاً موضوع انتقال سازه‌ها از حریم اثر مطرح شد.

این تجربه نشان می‌دهد که حتی پروژه‌هایی با عنوان خدمات گردشگری، اگر بدون مطالعه و هماهنگی کامل با نظام حفاظتی اجرا شوند، می‌توانند خود به مسئله‌ای برای میراث تبدیل شوند. بنابراین، مسئله امروز را نباید صرفاً به الحاق مهدیه به مرودشت، تقلیل داد. پرسش بزرگ‌تر این است که آیا توسعه شهر مرودشت می‌تواند بدون تضعیف نظام حفاظتی تخت‌جمشید انجام شود؟

پاسخ من به عنوان یک باستان شناس این است که بله؛ توسعه و حفاظت الزاماً دشمن یکدیگر نیستند. مردم مهدیه و ساکنان منطقه حق دارند از خدمات مناسب، زیرساخت، امنیت، اشتغال و کیفیت زندگی برخوردار باشند. اتفاقاً حفاظت پایدار میراث فرهنگی زمانی موفق خواهد بود که جامعه محلی نیز از منافع آن بهره‌مند شود. اما راه رسیدن به این هدف، الزاماً توسعه خطی و گسترش محدوده شهری به سمت یک میراث جهانی نیست.

راهکار باید ساماندهی علمی محور مهدیه با محوریت گردشگری پایدار، خدمات کنترل‌شده و طرح ویژه حفاظتی باشد؛ طرحی که قبل از هر اقدام اجرایی، نقشه دقیق حریم، ظرفیت‌های باستان‌شناختی، منظر تاریخی، ارتفاع و تراکم، مسیرهای دسترسی، زیرساخت‌ها و نیازهای واقعی جامعه محلی را هم‌زمان بررسی کند.

برخی شنیده‌ها و گزارش‌های منتشرشده نیز نشان می‌دهد که پیش‌تر ایده ایجاد یک پهنه خدمات گردشگری محدود و کنترل‌شده در محور مهدیه مطرح بوده است؛ رویکردی که با توسعه بی‌ضابطه شهری تفاوت اساسی دارد. حتی در مصوبه طرح جامع مرودشت نیز برای محور مهدیه، بر نقش آن به عنوان ورودی تخت‌جمشید و تهیه طرح ویژه با نظارت میراث فرهنگی تأکید شده است.

از منظر تخصصی، اکنون باید سه اقدام فوری انجام شود:

نخست، تمام نقشه‌ها و مستندات مرتبط با محدوده مورد بحث باید به‌صورت شفاف منتشر شود تا مشخص باشد دقیقاً چه مقدار از حریم، با چه مختصاتی و بر اساس کدام مصوبه در معرض تغییر قرار گرفته است.

دوم، پیش از هرگونه عملیات اجرایی، تغییر کاربری یا صدور مجوز ساخت‌وساز جدید، باید یک ارزیابی مستقل باستان‌شناختی و منظر فرهنگی انجام شود. این بررسی نباید صرفاً یک استعلام اداری باشد؛ بلکه باید توسط گروهی از باستان‌شناسان، متخصصان حفاظت، معماری، شهرسازی و منظر تاریخی انجام گیرد.

سوم، تا زمان روشن‌شدن کامل ابعاد حقوقی و کارشناسی موضوع، نباید اجازه داد تصمیمی برگشت‌ناپذیر در این محدوده شکل بگیردزیرا  ساخت‌وساز را می‌توان متوقف و دوباره بررسی کرد؛ اما اگر یک محوطه باستانی زیر ساختمان، خیابان یا تأسیسات شهری از بین برود، دیگر امکان بازگرداندن آن وجود ندارد.

تاکید مجدد روی این موضوع بسیار مهم است که تخت‌جمشید برای مردم این و متعاقبا جهان، فقط یادگاری از دوره هخامنشی نیست. این محوطه یکی از مهم‌ترین اسناد مادی تاریخ ایران و یکی از اسناد تمدن بشری است. یونسکو نیز ارزش آن را نه صرفاً به خاطر چند بنای سنگی، بلکه به دلیل مجموعه ویژگی‌هایی می‌داند که اصالت و یکپارچگی آن را شکل داده‌اند و از آن مهم تر، ما وارث تخت‌جمشید نیستیم؛ امانت‌دار آن هستیم زیرا نسل‌های پیشین آن را به ما رسانده‌اند و نسل‌های آینده حق دارند همان چشم‌انداز تاریخی، همان شواهد باستان‌شناختی و همان امکان شناخت گذشته را تحویل بگیرند. از سوی دیگر توسعه شهری حق مردم امروز است، اما حفاظت از تخت‌جمشید نیز حق مردم فرداست. هنر مدیریت میراث فرهنگی و شهرسازی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کندکه  توسعه برای ساختن آینده، گذشته را قربانی نکند.

در خاتمه باید به مساله اشاره کنم که مواردی از این دست تنها منحصر به کشور ما نبوده و در تمامی کشورهای دارای سابقه تمدنی، اولویت خود را بر حفظ میراث فرهنگی در کنار توسعه شهری قرار داده و در مواردی که هر دو حوزه با یکدیگر تداخل مستقیم داشته باشند، بدون تردید اولویت با حفظ میراث فرهنگی است.

برای نمونه طی سال های اخیر توسعه شبکه مترو در اطراف کولوسئوم و محوطه‌های باستانی شهر رم با محدودیت‌ها و مطالعات باستان‌شناختی گسترده همراه شده بود زیرا حفاری در مرکز تاریخی رم می‌تواند با لایه‌های باستانی ارزشمند مواجه شود و در نتیجه توسعه خطوط مترو در این بخش متوقف و قرار شد پس از انجام مطالعات مرتبط، در مورد آن تصمیم گیری شود. مشابه این موضوع را در آتن، پایتخت یونان شاهد هستیم که در نهایت توسعه زیرساخت‌های مترو در نزدیکی آکروپولیس و محوطه‌های باستانی، با کاوش‌های نجات‌بخشی و تغییر مسیر یا طراحی برخی پروژه‌ها برای حفاظت از یافته‌های باستان‌شناختی همراه شد.

در  لندن نیز  پروژه‌هایی مانند Crossrail  در محدوده تاریخی شهر با برنامه گسترده باستان‌شناسی پیش رفتند و در جریان عملیات، آثار و بقایای تاریخی متعددی شناسایی و مستندسازی شد.

نمونه جالب توجه دیگر را در این رابطه می توان در ماچوپیچو، پرو مشاهده کرد که در آن  محدودیت‌های جدی برای توسعه زیرساخت و گردشگری در اطراف محوطه اعمال شده است؛ زیرا حفاظت از منظر فرهنگی و یکپارچگی محیط پیرامون بخشی از ارزش میراث جهانی آن محسوب می‌شود.

مدیران و سیاستگزارن وزارت میراث فرهنگی باید توجه داشته باشند که وجه مشترک نمونه‌های فوق  این است که اصل بر توقف توسعه نیست؛ اصل بر تغییر شیوه توسعه در مجاورت میراث است یعنی پیش از ساخت‌وساز، مسیر، ارتفاع، تراکم، کاربری و حتی محل اجرای پروژه می‌تواند بر اساس مطالعات میراثی تغییر کند. این دقیقاً همان رویکردی است که می‌توان در مورد مرودشت و تخت‌جمشید نیز دنبال کرد.

در پایان به عنوان عضوی کوچک از جامعه باستان شناسی ایران تاکید می کنم مدیران محترم وزارت میراث فرهنگی قطعا اشراف دارند که اگر امروز درباره چند ده یا چند صد هکتار زمین تصمیم می‌گیریم، در حقیقت فقط درباره یک قطعه زمین تصمیم نگرفته و نهایتا خروجی جلسات ما درباره بخشی از حافظه مادی ایران و یکی از شناخته‌شده‌ترین میراث‌های فرهنگی جهان خواهد بود و چنین تصمیمی شایسته بیشترین احتیاط، شفافیت، مطالعه و مسئولیت‌پذیری است.

گزارش: دکتر احسان محمدحسینیباستان شناس، پژوهشگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا