زنان اهمیت بیشتری به اصول اخلاقی میدهند

یافته های جدید پژوهشگران نشان می دهد مردم در همه جای دنیا اخلاق را بخشی از هویت خود میدانند، اما شیوه بیان آن تا حد زیادی به سن، جنسیت و زمینه فرهنگی بستگی دارد. نتایج یک مطالعه جامع، این تفاوتها را ترسیم کرده و نشان میدهد که زنان عموماً ارزش بیشتری برای صفات اخلاقی قائلاند و همچنین جوانان در جوامع بسیار رقابتی به نمایش اخلاق خود در برابر دیگران اهمیت ویژهای میدهند.
به گزارش سیناپرس، اخلاق شامل توجه به انصاف، عدالت و رفاه دیگران است و برای بسیاری بهعنوان نیازی روانشناختی و بنیادین عمل میکند که احساس فردی «خوب بودن» را فراهم میسازد. با این حال باید توجه داشت افراد در میزان پیوند دادن ویژگیهای اخلاقی به هویت شخصی خود تفاوت دارند. روانشناسان هویت اخلاقی را به دو مفهوم مرتبط تقسیم میکنند: درونیسازی که میزان تلقی فرد از صفات اخلاقی بهعنوان بخش خصوصی و مرکزی عمل کرده و مفهوم نمادسازی که میزان ارزشگذاری فرد برای بیان اخلاق بهگونهای که دیگران بتوانند آن را مشاهده کنند، اندازهگیری میکند.
باید توجه داشت هر دو جنبه رفتارهای جامعهپسند واقعی مانند داوطلبی و کمک مالی به خیریه را پیشبینی میکنند. موضوع مهم دیگری که باید در نظر داشت این است که بیشتر پژوهشهای پیشین بر نمونههایی از کشورهای غربی، تحصیلکرده، صنعتی، ثروتمند و دموکراتیک تکیه داشتند.
در این مطالعات دکتر ماریولا پاروزل-چاخورا (Mariola Paruzel-Czachura) و کیلیان مکهیو (Cillian McHugh) میخواستند دریابند این دو جنبه هویت اخلاقی در سطح جهانی چگونه متفاوت است. آن ها دادههای موجود شامل پاسخهای نظرسنجی ۴۶۴۹۰ بزرگسال از ۶۷ کشور را تحلیل کردند. شرکتکنندگان پرسشنامهای درباره ارزشگذاری نه صفت اخلاقی خاص شامل مراقب بودن، دلسوزی، انصاف، رفتار دوستانه، سخاوتمندی، کمککنندگی، سختکوشی، صداقت و مهربانی را تکمیل کردند و توافق خود را در مقیاس یازدهدرجهای اعلام نمودند. سپس نمرات جداگانهای برای درونیسازی و نمادسازی محاسبه شد.
این مطالعات همچنین ابعاد فرهنگی از جمله پذیرش سلسلهمراتب، تمرکز بر جامعه در برابر فرد، تأکید بر رقابت، راحتی با ابهام و شاخصهای سختی فرهنگی که شدت هنجارهای اجتماعی و تحمل نقض قواعد را میسنجد. علاوه بر این پژوهشگران با استفاده از مدلهای آماری که افراد را درون ملتهای خاص در نظر میگرفتند، رابطه سن، جنسیت و محیط فرهنگی با نمرات هویت اخلاقی بررسی شد.
تحلیل یافته ها نشان داد زنان در هر دو مؤلفه خصوصی و عمومی هویت اخلاقی نمرات بالاتری از مردان کسب کردند. این تفاوت بهویژه برای درونیسازی پایدار بود زیرا در ۴۱ کشور زنان نمره بالاتری در درونیسازی داشتند و مردان تنها در دو کشور بالاتر بودند؛ در نمادسازی نیز زنان در ۲۱ کشور بالاتر بودند و مردان تنها در یک کشور رتبه بهتری به دست آوردند. پژوهشگران این نتیجه جنسیتی را بر اساس پیوند نزدیک هویت اخلاقی با حوزه اخلاقی مراقبت پیشبینی کرده بودند. شواهد گسترده میانفرهنگی حاکی از آن است که زنان بهطور میانگین تأکید بیشتری بر مراقبت از دیگران دارند و این تعهد قویتر به مراقبت احتمالاً به اهمیت خودتعریفی اخلاقی بودن کمک میکند.
نکته بسیار مهم دیگری که باید به ان توجه داشت این است که رابطه سن و هویت اخلاقی نیز ظریف بود. هنگامی که جمعیت جهانی بهعنوان یک گروه واحد بررسی شد، سن بالاتر اندکی با نمرات پایینتر هویت اخلاقی مرتبط به نظر میرسید. اما وقتی کشور محل سکونت هر شرکتکننده لحاظ گردید، الگوی معکوس ظاهر شد: درون جوامع یکسان، بزرگسالان مسنتر تمایل داشتند اهمیت اندکی بیشتری برای داشتن صفات اخلاقی و شناختهشدن بهخاطر آنها قائل شوند.
محیط فرهنگی نیز بهویژه بر بیان عمومی اخلاق اثر گذاشت. شرکتکنندگان در جوامع جمعگراتر، که زندگی اجتماعی بهشدت حول اجتماع و روابط ساختار یافته، نمادسازی بالاتری گزارش کردند؛ نمایش عمومی صفات اخلاقی ممکن است به حفظ هماهنگی و پذیرش اجتماعی در محیطهایی کمک کند که شهرت بینفردی پیامدهای سنگینی دارد. نمادسازی همچنین در کشورهایی با پذیرش بیشتر قدرت نابرابر و سلسلهمراتب بالاتر بود؛ در این جوامع نشاندادن ویژگیهای ارزشمند اجتماعی ممکن است به افراد در عبور از تفاوتهای منزلت و سیگنالدهی قابلیت اطمینان کمک کند.
در فرهنگهایی که رقابت و موفقیت قابلمشاهده را اولویت میدهند، شرکتکنندگان جوانتر نمادسازی بالاتری نشان دادند؛ برای جوانانی که بر ایجاد شبکههای اجتماعی و جایگاه خود متمرکزند، ساختن شهرت اخلاقی قابلرؤیت بهعنوان شکل دیگری از دستاورد اجتماعی عمل میکند. البته افراد مسنتر در همین فرهنگها این الگو را نشان ندادند، شاید چون جایگاه اجتماعی آنان از طریق نقشهای پایدار تثبیت شده است.
باید توجه داشت در جنبه خصوصی هویت اخلاقی، الگوی فرهنگی مشاهده شده بین افراد، متفاوت بوده و شدت هنجارهای اجتماعی نیز نقش مهمی داشت: در فرهنگهایی با قواعد اجتماعی گسترده و بهشدت اجراشده، مردم عموماً سطوح بالاتری از هر دو رویکرد درونیسازی و نمادسازی اخلاقی را گزارش کردند زیرا هنگامی که انتظارات جامعه سخت و در بسیاری از حوزههای زندگی بهدقت نظارت میشود، درونیکردن آن هنجارها و نمایش آنها به دیگران بخشی مهم از عملکرد روزمره افراد محسوب میگردد.
در نهایت این مطالعات نتیجه می گیرد که زنان اهمیت بیشتری به هویت اخلاقی داده و بیشتر به اصول اخلاقی توجه می کنند.شرح کامل این مطالعات در آخرین شماره مجله روانشناسی میانفرهنگی (Journal of Cross-Cultural Psychology) منتشر شده است.
مترجم: فاطمه کردی





