بعد از ۱۵ دقیقه اسکرول در اینستاگرام، مغز دیگر مثل قبل کار نمی‌کند!

پژوهشگران در مطالعات جدید خود تلاش کردند به بررسی این مساله بپردازند که پس از پانزده دقیقه پیمایش در شبکه‌های اجتماعی، مغز چه تغییری می‌کند؟ در نگاه نخست، وقفه کوتاه در رسانه‌های اجتماعی اغلب بی‌ضرر به نظر می‌رسد، اما مشکل اینجاست که هنگام بازگشت به کاری که نیازمند توجه است، وضعیت شناختی ما دقیقاً همان‌گونه باقی می‌ماند.

به گزارش سیناپرس، تیمی از پژوهشگران در مطالعات جدید خود  با استفاده از فناوری طیف‌سنجی کارکردی مادون‌قرمز پوشیدنی که یک روش غیرتهاجمی برای اندازه‌گیری تغییرات اکسیژن خون در زمان فعالیت مغزی محسوب می شود، در شرایطی نزدیک به زندگی واقعی بررسی کردند که پانزده دقیقه پیمایش منفعلانه در اینستاگرام  چگونه بر کارکردهای اجرایی و فعالیت قشر پیش‌پیشانی اثر می‌گذارد.

بسیاری از افراد در سراسر دنیا این عادت را دارسند که برای دقایقی کار را متوقف کرده، چند دقیقه در شبکه‌های اجتماعی پرسه زده و سپس به مطالعه، کار یا فعالیت دیگری که توجه می‌طلبد باز می گردند. پیش از این مطالعات متعددی بر زمان طولانی استفاده از صفحه‌نمایش و مشکلات سلامت روان یا عملکرد تحصیلی متمرکز بوده‌اند. این مطالعه  اما تلاش کرد به بررسی این مساله بپردازد که کارکردهای اجرایی اندکی پس از استفاده کوتاه از رسانه‌های اجتماعی چه تغییری می‌کنند؟ کارکردهای اجرایی فرآیندهای شناختی‌اند که به نگه‌داشتن اطلاعات در ذهن، مقاومت در برابر پاسخ‌های نامناسب، تمرکز بر هدف و سازگاری رفتار کمک می‌کنند و در مطالعه، حل مسئله، تصمیم‌گیری و مقاومت در برابر حواس‌پرتی نقش حیاتی دارند.

برای افزایش دقت، آزمایش در اتاقی آرام در خوابگاه دانشجویی و نه در محیط محدود اسکنرهای سنتی انجام شد. شرکت‌کنندگان گروه رسانه‌های اجتماعی حساب اینستاگرام خود را باز کردند و به مدت پانزده دقیقه در بخش دنبال‌شوندگان شخصی خود پیمایش کردند؛ با این محدودیت که تنها می‌توانستند ببینند و پیمایش کنند و اجازه لایک، نظر، ارسال پیام یا انتشار محتوای جدید نداشتند. این محدودیت به تمرکز بر تجربه مصرف منفعلانه محتوای شخصی‌سازی‌شده کمک کرد و عوامل اضافی تعامل فعال را کنار گذاشت. گروه کنترل فیدی از تصاویر سیاه‌وسفید طبیعت و ویدیوهای بی‌صدا را پیمایش کردند تا عمل مشاهده و پیمایش حفظ شود اما ویژگی‌های عاطفی و شخصی محتوای واقعی کاهش یابد. این طراحی معامله‌ای را در پی داشت: مشاهده محتوای شخصی، شرایط متفاوتی برای هر فرد ایجاد می‌کرد که از دیدگاه آزمایشگاهی سنتی متغیر اضافی است، اما از منظر طبیعی بودن، بخشی از تجربه واقعی محسوب می‌شود.

پیش از دوره پیمایش، شرکت‌کنندگان آزمون‌های شناختی حافظه کاری و کنترل بازداری را انجام داده و فعالیت قشر پیش‌پیشانی آن ها اندازه‌گیری شد؛ پس از قرار گرفتن در شرایط پرسه زدن در اینستاگرام یا  تصاویر گروه کنترل، همان آزمون‌ها تکرار شد. نتایج نشان داد پس از مواجهه با رسانه‌های اجتماعی، تغییر در عملکرد کنترل گروه اصلی که در اینستاگرام حضور داشت نسبت به گروه کنترل ضعیف‌تر بود.

یافته‌های تصویربرداری حقیقت مهم دیگری را در این رابطه فاش کرد: فعالیت در قشر پیش‌پیشانی میانی منطقه‌ای مرتبط با نظارت بر عملکرد و تنظیم تلاش شناختی، افزایش یافت در حالی که فعالیت در سایر نواحی پیش‌پیشانی از جمله قشر پیش‌پیشانی پشتی‌جانبی، شکمی‌جانبی و شکنج پیشانی تحتانی که مناطقی مهم برای حافظه کاری و پاسخ دهی محسوب می شوند، کاهش یافت. نکته جالب توجه در مطالعات فوق این است که در تکلیف حافظه کاری تفاوت رفتاری معناداری میان گروه‌ها مشاهده نشد، هرچند تفاوت‌هایی در فعال‌سازی مغزی وجود داشت. این ناهمخوانی نشان می‌دهد گاه عملکرد ظاهری افراد پس از پرسه زدن در شبکه های اجتماعی مشابه باقی می‌ماند در حالی که فرآیندهای عصبی پشتیبان آن تغییر کرده‌اند.

لازم به ذکر است که این مطالعه نشان نمی‌دهد که پانزده دقیقه پرسه زدن در اینستاگرام به مغز آسیب می‌زند  و  باید توجه داشت همه اشکال استفاده از رسانه‌های اجتماعی اثرات یکسانی نداشته و علاوه بر آن هنوز مشخص نیست پیامدهای ماه‌ها و سال‌ها استفاده از شبکه های اجتماعی چیست.  مطالعه انجام شده تنها شامل بیست دانشجوی دانشگاه بود و در ان صرفاً پیمایش منفعلانه اینستاگرام در یک جلسه نسبتاً کوتاه بررسی شد.

با این حال یافته‌ها پرسشی را مطرح می‌کنند که شایسته بررسی بیشتر است: آیا حتی تجربه‌های دیجیتال کوتاه می‌توانند به‌طور موقت شیوه فراخوانی سامانه‌های کنترل شناختی را بلافاصله پس از آن تحت تأثیر قرار دهند؟ این پرسش به‌ویژه از آن رو مهم است که افراد به‌ندرت رسانه‌های اجتماعی را به‌صورت جداگانه استفاده می‌کنند و اغلب میان فعالیت‌های عادی روزانه خود، دقایقی را در شبکه های اجتماعی پیمایش می‌کنند.

محققان معتقدند گفت‌وگو درباره رفتار دیجیتال باید دقیق‌تر شود و به‌جای پرسش صرف درباره میزان زمان صرف‌شده، باید نوع محتوا، فعال یا منفعل بودن تعامل، فعالیت‌های پیش و پس از آن و تفاوت‌های فردی را نیز در نظر گرفت. به همین دلیل انجام مطالعات بعدی با نمونه‌های بزرگ‌تر و متنوع‌تر می‌توانند این عوامل را جدا کنند. فناوری‌های تصویربرداری قابل‌حمل مانند طیف‌سنجی کارکردی نزدیک مادون‌قرمز امکان بررسی این پرسش‌ها را بیرون از آزمایشگاه‌های سنتی فراهم می‌سازند. در نهایت محققان امیدوار هستند با ادامه این تحقیقات به درک دقیق‌تری از تعامل تجربه‌های دیجیتال روزمره با شناخت دست پیدا کنند.

مترجم: نیروانا محمدحسینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا