تایوان؛ قلب تپنده صنعت تراشه در سایه تنش‌ها

با افزایش ریسک اختلال در زنجیره تأمین نیمه‌هادی‌ها، جایگاه تایوان به عنوان تولیدکننده اصلی پردازنده‌های پیشرفته و زیرساخت‌های هوش مصنوعی، بیش از پیش حیاتی شده است. آینده اقتصاد دیجیتال جهان اکنون به معادلات امنیتی خاورمیانه و توانایی تایوان در حفظ جریان پایدار انرژی و مواد اولیه گره خورده است.

به گزارش سیناپرس، سناریو‌های آینده صنعت تراشه در سایه تنش‌های ژئوپلیتیک خاورمیانه؛ تایوان و معادله قدرت در صنعت هوش مصنوعی

در حالی‌که تنش‌های ژئوپلیتیک در خاورمیانه ریسک اختلال در زنجیره جهانی نیمه‌هادی را افزایش داده آینده صنعت تراشه بیش از هر زمان دیگری به معادلات امنیتی و راهبردی گره خورده است. در این میان تایوان به وزنه‌ای تعیین‌کننده در تامین پردازنده‌های پیشرفته و زیرساخت‌های هوش مصنوعی تبدیل شده؛ وزنه‌ای که هرگونه اختلال در جایگاه آن می‌تواند موازنه قدرت فناوری و مسیر توسعه اقتصاد دیجیتال جهان را دستخوش تغییر کند.

 پرسشی که در پایان بخش دوم این پرونده مطرح شد به یکی از بنیادی‌ترین چالش‌های اقتصاد دیجیتال امروز اشاره داشت؛ در جهانی که زنجیره‌های تامین فناوری به شدت درهم‌تنیده و در عین حال آسیب‌پذیر شده‌اند تاب‌آوری واقعی صنعت نیمه‌هادی چگونه تعریف می‌شود؟ آیا توانایی تولید پیشرفته‌ترین تراشه‌ها به تنهایی برای تضمین امنیت فناوری کافی است یا آنچه در نهایت تعیین‌کننده خواهد بود، ظرفیت کشور‌ها برای تضمین جریان پایدار انرژی، مواد اولیه و زیرساخت‌های لجستیکی این صنعت است؟

در چنین شرایطی پرسش کلیدی دیگر تنها به رقابت فناورانه میان قدرت‌های صنعتی محدود نمی‌شود بلکه به میزان آمادگی اقتصاد دیجیتال جهانی برای مواجهه با شوک‌های ژئوپلیتیک بزرگ‌تر نیز مربوط است؛ شوک‌هایی که ممکن است نه از مسیر کارخانه‌ها بلکه از مسیر انرژی، مواد خام یا گلوگاه‌های حمل‌ونقل جهانی بر تولید تراشه‌ها اثر بگذارند.

در بخش سوم این پرونده تلاش می‌شود با نگاهی عمیق‌تر به ساختار زنجیره تامین نیمه‌هادی و وابستگی‌های پنهان آن میزان تاب‌آوری این صنعت در برابر بحران‌های ژئوپلیتیک از وابستگی تولید تراشه به انرژی و مواد معدنی حیاتی گرفته تا نقش مسیر‌های لجستیکی جهانی و تمرکز جغرافیایی تولید بررسی شود.

تشدید رقابت قدرت‌ها؛ نیمه‌هادی‌ها به مرکز سیاست جهانی تبدیل می‌شوند

با تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک در مناطق کلیدی جهان به‌ویژه شرق آسیا و خاورمیانه صنعت نیمه‌هادی بیش از هر زمان دیگری به یکی از مهم‌ترین محور‌های رقابت راهبردی قدرت‌های جهانی تبدیل شده است. در سال ۲۰۲۶ این صنعت دیگر صرفا یک حوزه اقتصادی یا صنعتی محسوب نمی‌شود بلکه به میدان اصلی رقابت برای تعیین موازنه قدرت در اقتصاد دیجیتال و فناوری‌های پیشرفته تبدیل شده است. تحلیل روند‌های موجود نشان می‌دهد که آینده این صنعت می‌تواند در قالب چند سناریوی راهبردی شکل بگیرد؛ سناریو‌هایی که هر یک پیامد‌های اقتصادی، فناورانه و امنیتی گسترده‌ای در پی خواهند داشت.

سناریوی نخست: ناسیونالیسم سیلیکونی و بازآفرینی تولید در داخل مرز‌ها

در نخستین سناریوی قابل تصور که از آن با عنوان “ناسیونالیسم سیلیکونی” یاد می‌شود، دولت‌های بزرگ صنعتی از جمله ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ژاپن تلاش می‌کنند وابستگی خود به زنجیره‌های تامین متمرکز در یک منطقه جغرافیایی خاص به‌ویژه تایوان را کاهش دهند. این کشور‌ها با تخصیص یارانه‌های سنگین و اجرای سیاست‌های صنعتی گسترده در تلاش‌اند تا زنجیره‌های تامین نیمه‌هادی را در داخل مرز‌های خود بازسازی کنند.

هدف اصلی این سیاست‌ها کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیک و افزایش تاب‌آوری در برابر بحران‌های احتمالی است. با این حال انتقال یا بازسازی زیرساخت‌های تولید پیشرفته در خارج از تایوان با هزینه‌های بسیار بالایی همراه است.

برآورد‌ها نشان می‌دهد تولید تراشه‌های پیشرفته خارج از این کشور می‌تواند هزینه نهایی تولید هر ویفر را بین ۳۰ تا ۶۰ درصد افزایش دهد. چنین افزایشی در نهایت به افزایش قیمت محصولات الکترونیکی و کاهش دسترسی مصرف‌کنندگان به فناوری‌های ارزان‌قیمت منجر خواهد شد و ممکن است چرخه جایگزینی سخت‌افزار در بازار جهانی را طولانی‌تر کند.

در این چارچوب تایوان نیز تلاش کرده است بخشی از ظرفیت تولیدی خود را به خارج از کشور منتقل کند؛ از جمله احداث کارخانه‌های جدید شرکت TSMC در ایالت آریزونای آمریکا و همچنین در مناطق صنعتی ژاپن و اروپا، با هدف حفظ نقش محوری خود در زنجیره جهانی نیمه‌هادی.

سناریوی دوم: پرده آهنین دیجیتال و شکل‌گیری دو اکوسیستم رقیب

سناریوی دوم که برخی تحلیلگران از آن به عنوان بلوک‌بندی تکنولوژیک یا شکل‌گیری پرده آهنین دیجیتال یاد می‌کنند مبتنی بر تقسیم جهان به دو اکوسیستم فناورانه مجزا است. در این سناریو یک بلوک شامل کشور‌های غربی و متحدان آنها به رهبری ایالات متحده و تایوان شکل می‌گیرد و در مقابل بلوک دیگری با محوریت چین و شرکای راهبردی آن در اوراسیا قرار می‌گیرد.

نتیجه چنین شکافی می‌تواند شکل‌گیری استاندارد‌های متفاوت در حوزه طراحی تراشه، معماری پردازنده‌ها و زیرساخت‌های هوش مصنوعی باشد. رقابت میان معماری‌های پردازنده مانند x۸۶ و ARM با معماری متن‌باز RISC‑V (که چین سرمایه‌گذاری قابل توجهی بر توسعه آن انجام داده است) یکی از نشانه‌های این روند محسوب می‌شود. در چنین شرایطی زنجیره تامین جهانی نیز به دو شاخه مجزا تقسیم خواهد شد.

شرکت‌های فناوری ممکن است ناچار شوند میان تولید تراشه‌های پاک برای بازار‌های غربی بدون استفاده از فناوری یا قطعات چینی و تراشه‌های بومی برای بازار‌های شرقی یکی را انتخاب کنند. این جدایی می‌تواند به افزایش هزینه‌های تحقیق و توسعه و همچنین کاهش سرعت نوآوری جهانی منجر شود، زیرا جریان آزاد دانش فنی و همکاری‌های بین‌المللی محدود خواهد شد.

سناریوی سوم: فرسایش سپر سیلیکونی و تغییر معادله بازدارندگی

در سومین سناریو که برخی تحلیلگران آن را فرسایش سپر سیلیکونی می‌نامند تغییراتی در معادله بازدارندگی ژئوپلیتیک پیرامون تایوان رخ می‌دهد. مفهوم سپر سیلیکونی بر این فرض استوار است که وابستگی شدید اقتصاد جهانی به تراشه‌های تولیدشده در تایوان مانعی برای هرگونه درگیری نظامی در تنگه تایوان ایجاد می‌کند.

با این حال اگر ظرفیت تولید تراشه‌های پیشرفته به تدریج به خارج از این جزیره منتقل شود، روندی که با پروژه‌هایی مانند قانون CHIPS در آمریکا و سرمایه‌گذاری‌های صنعتی در اروپا و ژاپن در حال وقوع است میزان وابستگی جهان به تایوان کاهش خواهد یافت.

در چنین شرایطی هزینه اقتصادی اختلال در تولید تراشه‌های تایوانی برای اقتصاد جهانی کمتر خواهد شد و همین امر می‌تواند معادلات بازدارندگی را تغییر دهد. در این سناریو برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که کاهش وابستگی مطلق به تولید تایوان می‌تواند فضای مانور ژئوپلیتیک بیشتری برای چین در منطقه ایجاد کند. به همین دلیل برخی راهبرد‌ها پیشنهاد می‌کنند که تایوان باید علاوه بر حفظ ظرفیت تولید، تمرکز بیشتری بر مالکیت معنوی، طراحی معماری‌های پیشرفته تراشه و توسعه فناوری‌های کلیدی در حوزه نرم‌افزار و سخت‌افزار داشته باشد.

نیمه‌هادی‌ها؛ نفت ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم

در سطحی کلان‌تر بسیاری از نهاد‌های سیاست‌گذاری صنعتی و اقتصادی معتقدند صنعت نیمه‌هادی اکنون وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان آن را صرفا با منطق بازار آزاد تحلیل کرد. گزارش‌های سیاست صنعتی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و همچنین سیاست‌های صنعتی مانند CHIPS Act در آمریکا نشان می‌دهد که تراشه‌ها به جایگاهی مشابه نفت در قرن بیستم رسیده‌اند؛ منبعی که نه‌تنها ارزش اقتصادی دارد بلکه ابزاری برای قدرت ژئوپلیتیک و بازدارندگی است.

ریسک‌های زنجیره ارزش جهانی؛ از جنگ اوکراین تا تنش‌های آسیا

در گذشته زنجیره ارزش نیمه‌هادی بر اساس تقسیم کار جهانی شکل گرفته بود: طراحی تراشه‌ها عمدتا در ایالات متحده انجام می‌شد تجهیزات تولید در کشور‌های اروپایی مانند هلند و نیز در ژاپن ساخته می‌شد، تولید در کارخانه‌های تایوانی صورت می‌گرفت و مونتاژ و بسته‌بندی در کشور‌های جنوب شرق آسیا انجام می‌شد اما مجموعه‌ای از بحران‌های ژئوپلیتیک از جنگ اوکراین تا تنش‌های منطقه‌ای در آسیا و خاورمیانه این مدل را به یک ریسک امنیتی تبدیل کرده است.

در نتیجه دولت‌ها به شکل فزاینده‌ای در سیاست‌گذاری صنعتی دخالت کرده‌اند، یارانه‌های کلان برای ساخت کارخانه‌های نیمه‌هادی اختصاص داده شده و امنیت عرضه بر کارایی اقتصادی اولویت یافته است.

تایوان در مرکز هندسه جدید قدرت فناوری

برای تایوان این تحولات پیامد‌های عمیقی به همراه دارد. نخست آنکه فشار‌های بین‌المللی برای انتقال بخشی از ظرفیت تولید و فناوری این کشور به سایر نقاط جهان افزایش یافته است.

کشور‌های غربی تلاش می‌کنند بخشی از تولید تراشه‌های پیشرفته را در خاک خود مستقر کنند تا وابستگی به یک نقطه جغرافیایی کاهش یابد. دومین پیامد ضرورت حرکت تدریجی تایوان از تمرکز صرف بر تولید فیزیکی به سمت تقویت مالکیت معنوی و طراحی فناوری‌های کلیدی است؛ حوزه‌هایی که می‌توانند مزیت راهبردی بلندمدت این کشور را حفظ کنند. سومین پیامد نیز شکل‌گیری نوعی دیپلماسی صنعتی برای تایوان است؛ وضعیتی که در آن این کشور با استفاده از وابستگی فناورانه دیگر کشور‌ها به صنعت نیمه‌هادی خود روابط راهبردی و امنیتی را تقویت می‌کند.

پیامد‌های مستقیم برای آینده هوش مصنوعی

در همین حال تحولات صنعت تراشه پیامد‌های مستقیمی برای اکوسیستم جهانی هوش مصنوعی نیز دارد. بسیاری از شرکت‌های فعال در این حوزه از شرکت‌های بزرگ سازنده پردازنده‌های گرافیکی گرفته تا استارتاپ‌های نوآور در اروپا و آسیا با واقعیتی جدید مواجه شده‌اند: دسترسی نامحدود به تراشه‌های پیشرفته دیگر تضمین‌شده نیست. در نتیجه شرکت‌ها به سمت قرارداد‌های بلندمدت تامین تراشه حرکت کرده‌اند و طراحی نرم‌افزار‌های هوش مصنوعی بیش از گذشته به محدودیت‌های سخت‌افزاری وابسته شده است.

تایوان؛ از کارخانه تراشه تا قلب تپنده هوش مصنوعی

در افق بلندمدت یعنی بین سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ تحلیلگران معتقدند تایوان نقشی فراتر از یک تولیدکننده صرف در اکوسیستم فناوری جهانی ایفا خواهد کرد. این کشور به تدریج در حال تبدیل شدن به مرکز عصبی صنعت هوش مصنوعی است.

بخش عمده‌ای از پردازنده‌های گرافیکی پیشرفته که برای آموزش مدل‌های بزرگ هوش مصنوعی مورد استفاده قرار می‌گیرند در کارخانه‌های تایوانی تولید می‌شوند و بدون این ظرفیت تولید، توسعه نسل‌های آینده مدل‌های هوش مصنوعی با چالش جدی روبه‌رو خواهد شد. علاوه بر این فناوری‌های پیشرفته بسته‌بندی تراشه به‌ویژه فناوری CoWoS شرکت TSMC امکان اتصال هزاران هسته پردازشی را در یک ساختار یکپارچه فراهم می‌کند و برای عملکرد سیستم‌های هوش مصنوعی در مقیاس دیتاسنتر حیاتی محسوب می‌شود.

از همین رو حتی در صورت گسترش ظرفیت تولید در سایر کشور‌ها بسیاری از تحلیلگران معتقدند تایوان تا سال ۲۰۳۰ همچنان یکی از نقاط غیرقابل جایگزین در زنجیره فناوری جهانی باقی خواهد ماند.

همکاری‌های فناورانه برای کاهش مصرف انرژی در هوش مصنوعی

همزمان این کشور در حال گسترش همکاری‌های بین‌المللی در حوزه نرم‌افزار‌های بهینه‌شده برای سخت‌افزار است. برخی پروژه‌های مشترک با کشور‌های اروپایی از جمله همکاری‌های فناورانه با مراکز تحقیقاتی در فنلاند با هدف توسعه نرم‌افزار‌هایی طراحی شده‌اند که بتوانند مصرف انرژی در دیتاسنتر‌های هوش مصنوعی را به طور قابل توجهی کاهش دهند.

بر اساس این برنامه‌ها استفاده از معماری‌های سخت‌افزار-محور و بهینه‌سازی نرم‌افزار می‌تواند مصرف انرژی در زیرساخت‌های پردازش هوش مصنوعی را تا حدود ۴۰ درصد کاهش دهد؛ هدفی که در صورت تحقق، تایوان را به یکی از بازیگران پیشرو در حوزه هوش مصنوعی سبز تبدیل خواهد کرد.

تایوان؛ گره مرکزی نظم صنعتی آینده

تحولات جاری نشان می‌دهد که تایوان در قلب هندسه قدرت فناوری جهان قرار گرفته است. آینده صنعت نیمه‌هادی و به تبع آن آینده اقتصاد دیجیتال، امنیت سایبری و توسعه هوش مصنوعی تا حد زیادی به تصمیماتی وابسته است که در مراکز سیاست‌گذاری و فناوری در تایپه، واشینگتن، بروکسل و پکن اتخاذ می‌شود.

اگر تایوان بتواند میان تمرکز تولید، توزیع ریسک در زنجیره تأمین و حفظ رهبری فناورانه تعادل برقرار کند نه‌تنها جایگاه راهبردی خود را حفظ خواهد کرد بلکه می‌تواند به یکی از معماران اصلی نظم صنعتی قرن بیست‌ویکم تبدیل شود.

آینده هوش مصنوعی در جهان نامطمئن

به نقل از برنا، در چنین شرایطی پرسشی مهم‌تر در برابر تحلیلگران و سیاست‌گذاران قرار می‌گیرد: اگر تنش‌های ژئوپلیتیک در مناطق حساسی مانند خاورمیانه و شرق آسیا تشدید شود و جایگاه راهبردی تایوان در تولید تراشه‌های پیشرفته با عدم‌قطعیت‌های بیشتری مواجه شود، آینده توسعه هوش مصنوعی در جهان چگونه تحت تاثیر قرار خواهد گرفت؟ آیا رقابت قدرت‌های جهانی برای دسترسی به ظرفیت‌های تولید تراشه می‌تواند مسیر پیشرفت هوش مصنوعی را تغییر دهد، یا حتی آن را به بلوک‌های فناورانه جداگانه تقسیم کند؟

پاسخ به این پرسش‌ها موضوعی است که در بخش بعدی این پرونده ویژه به آن خواهیم پرداخت؛ جایی که تاثیر تحولات ژئوپلیتیک بر آینده زیرساخت‌های پردازشی هوش مصنوعی و نقش بازیگران کلیدی این صنعت بررسی خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا