کاهش سرعت توسعه فناوریهای پاک با انسداد تنگه هرمز

بحران تنگه هرمز در نگاه نخست با شاخصهای انرژی سنجیده میشود، اما شواهد نشان میدهد دامنه اثرگذاری آن بهمراتب فراتر از نفت و گاز است.
به گزارش سیناپرس، برآوردهای بینالمللی از اختلالی سخن میگویند که در مقیاس تاریخی کمسابقه است. تمرکز صرف بر حدود ۱۱ میلیون بشکه نفت و ۱۴۰ میلیارد مترمکعب گاز در گردش روزانه، تصویری ناقص از عمق بحران ارائه میدهد و لایههای کمتر دیدهشده آن را پنهان میکند.
در لایهای عمیقتر، محدودیت عملیاتی این مسیر راهبردی، وابستگی ساختاری جهان به غرب آسیا در تأمین کالاهای غیرنفتی را آشکار کرده است. این منطقه علاوه بر تأمین انرژی، گرهای حیاتی در شبکه مواد اولیه صنایع پیشرفته بهشمار میرود. یکی از مهمترین این اقلام گوگرد است؛ مادهای که بهعنوان محصول جانبی پالایش نفت و گاز تولید میشود و نزدیک به نیمی از تجارت دریایی جهانی آن از تنگه هرمز عبور میکند. این تمرکز جغرافیایی، نقش تعیینکنندهای در قیمتگذاری جهانی ایجاد کرده و هر اختلالی را به شوکی فوری در بازارها بدل میسازد.
گوگرد بهطور مستقیم در تولید اسید سولفوریک بهکار میرود؛ مادهای که در دو زنجیره حیاتی نقش بنیادین دارد. نخست در شیمی باتریهای نسل جدید که از طریق فرآیند لیچینگ اسیدی تحت فشار برای استخراج نیکل، کبالت و مس استفاده میشود و ستون فقرات توسعه خودروهای برقی و سامانههای ذخیرهسازی انرژی را شکل میدهد. نبود دسترسی پایدار به اسید سولفوریک میتواند سرعت توسعه فناوریهای پاک را کاهش دهد. دوم در تولید فسفر صنعتی که بهعنوان ماده اولیه در تولید کودهای فسفاته با درجه خلوص بالا بهکار میرود و برای حفظ حاصلخیزی خاک و امنیت غذایی جهانی حیاتی است.
اهمیت این پیوند زمانی برجستهتر میشود که بدانیم هرگونه اختلال در عرضه گوگرد، بهصورت همزمان دو حوزه کلیدی اقتصاد جهانی یعنی زنجیره تأمین انرژیهای نو و حملونقل برقی و تولید محصولات کشاورزی در مقیاس صنعتی را تحت فشار قرار میدهد. در نتیجه، بحران تنگه هرمز در حال ایجاد همپوشانی ریسک میان امنیت انرژی و امنیت غذایی است و مدیریت آن برای دولتها و بنگاههای اقتصادی پیچیدهتر از گذشته خواهد بود.
نشانههای این اختلال اکنون در نقاط مختلف جهان قابل مشاهده است. مراکز صنعتی در اندونزی و کمربند مس آفریقا با کاهش تولید مواجه شدهاند. افزایش قیمتها، بهطور همزمان حملونقل پایدار و کشاورزی تجاری را تحت فشار قرار داده است. در ادامه، شرکتهای فعال در حوزه مواد پیشرفته و صنایع شیمیایی نیز ناچار به بازنگری در برنامههای تأمین شدهاند و بخشی از آنها به سمت ذخیرهسازی اضطراری و تنوعبخشی به منابع حرکت کردهاند.
این همزمانی نشان میدهد که بحران تنگه هرمز تنها یک شوک انرژی نیست، بلکه نوعی شوک چندبعدی در پیوند میان امنیت انرژی، امنیت غذایی و گذار فناوری است. همچنین روشن میشود که جهانیسازی زنجیرههای تأمین، با وجود افزایش کارایی، در برابر گلوگاههای ژئوپلیتیکی آسیبپذیری قابل توجهی ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، تحولات پیرامون ایران صرفاً یک رخداد منطقهای تلقی نمیشود، بلکه بهعنوان نقطه کانونی در معماری اقتصاد جهانی عمل میکند. تنگه هرمز به گلوگاهی چندمنظوره تبدیل شده که کنترل یا اختلال در آن میتواند بهصورت همزمان چندین زنجیره ارزش را تحت تأثیر قرار دهد و مسیرهای آینده توسعه صنعتی را بازتعریف کند. این موقعیت، اهمیت ژئوپلیتیکی ایران را در سطحی فراتر از معادلات انرژی برجسته میسازد.
از منظر راهبردی، این وضعیت میتواند به تسریع در متنوعسازی منابع تأمین، بازطراحی مسیرهای تجاری و بازنگری در فناوریهای وابسته به مواد اولیه خاص منجر شود. شرکتهای چندملیتی ناچار خواهند شد ریسکهای ژئوپلیتیکی را بهعنوان متغیری ثابت در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری لحاظ کنند.
به نقل از مهر، این تحول به شکلگیری الگوهای جدیدی از همکاری منطقهای و رقابت بر سر مسیرهای جایگزین خواهد انجامید.
این تحولات برای بازیگرانی که در مرکز این معادله قرار دارند، ظرفیتی فراهم میکند تا نقش ژئوپلیتیکی خود را در سطحی فراتر از بازار انرژی تثبیت و تعمیق کنند و از این موقعیت برای بازتعریف جایگاه خود در نظم اقتصادی آینده بهرهبرداری نمایند.





