نقش فرهنگ در پذیرش رحم جایگزین

یک پژوهش جدید نشان میدهد که پذیرش «رحم جایگزین» تنها به پیشرفتهای علمی بستگی ندارد؛ بلکه نگرشهای فرهنگی و اجتماعی حول هویت مادری و باروری، تعیینکننده اصلی استقبال زوجها از این راهکار درمانی است.
به گزارش سیناپرس، پژوهشگران در مطالعهای تازه، نگرش عمومی نسبت به استفاده از رحم جایگزین را در میان زوجها بررسی کردهاند تا مشخص شود چه عواملی بر پذیرش یا رد این روش اثر میگذارد.
باروری در بسیاری از جوامع فقط یک موضوع زیستی نیست، بلکه جایگاهی اجتماعی و فرهنگی دارد. توانایی داشتن فرزند اغلب به عنوان نشانهای از کامل بودن زندگی خانوادگی و حتی موفقیت فردی شناخته میشود. در چنین فضایی، ناباروری میتواند فشارهای روانی و اجتماعی زیادی ایجاد کند. افرادی که با این مشکل روبهرو میشوند، گاه احساس ناکامی، اضطراب، کاهش عزت نفس و حتی نوعی سوگ را تجربه میکنند. برخی پژوهشها نشان دادهاند که زنان نابارور معمولاً فشار روانی بیشتری نسبت به مردان تجربه میکنند، زیرا در بسیاری از فرهنگها، نقش مادری بخش مهمی از هویت زنانه تلقی میشود. بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، ناباروری به ناتوانی در باردار شدن پس از یک سال رابطه منظم و بدون پیشگیری گفته میشود و آمارها نشان میدهد درصد قابل توجهی از زوجها در جهان با این مسئله روبهرو هستند.
با پیشرفت علم پزشکی، روشهای مختلف کمکباروری برای درمان ناباروری توسعه یافتهاند. یکی از این روشها رحم جایگزین است که در آن زنی دیگر، جنین یک زوج نابارور را در رحم خود پرورش میدهد و پس از تولد، نوزاد را به والدین ژنتیکی تحویل میدهد. این روش میتواند به صورت کامل انجام شود؛ یعنی جنین از تخمک و اسپرم والدین اصلی تشکیل شده باشد، یا در برخی موارد، مادر جایگزین از نظر ژنتیکی نیز با کودک ارتباط داشته باشد. استفاده از رحم جایگزین در برخی کشورها مجاز و در برخی دیگر ممنوع است و همین تفاوتها نشان میدهد که این موضوع فقط پزشکی نیست، بلکه ابعاد اخلاقی، فرهنگی و حقوقی هم دارد. به همین دلیل، شناخت نگرش عمومی مردم نسبت به این روش اهمیت زیادی دارد، زیرا سیاستگذاری در این زمینه بدون توجه به دیدگاه جامعه ممکن نیست.
مینا زردشت، محقق گروه جامعهشناسی دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی دانشگاه شیراز، به همراه سه نفر از همکارانش، پژوهشی را محوریت همین موضوع، درباره نگرش نسبت به رحم جایگزین و عوامل اجتماعی و اقتصادی مرتبط با آن در شهر شیراز انجام دادند. آنان در این مطالعه تلاش کردند به زبان ساده مشخص کنند چه ویژگیهایی باعث میشود افراد نگاه مثبتتر یا منفیتری به استفاده از رحم جایگزین داشته باشند و این نگرش چگونه با موقعیت اجتماعی و تجربههای شخصی افراد پیوند میخورد.
در این پژوهش ۴۰۰ نفر از زنان و مردان متأهل ۱۸ تا ۴۹ ساله ساکن شهر شیراز شرکت کردند و با استفاده از پرسشنامه، اطلاعات مربوط به نگرش خود را نسبت به رحم جایگزین و همچنین ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی خود مانند تحصیلات، شغل، درآمد، تعداد فرزند و تجربه ناباروری را در اختیار محققان قرار دادند. دادهها پس از گردآوری، با روشهای آماری تحلیل شدند تا مشخص شود کدام عوامل بیشترین ارتباط را با نوع نگرش افراد دارند.
یافتههای پژوهش نشان دادند که نگرش افراد نسبت به رحم جایگزین با عواملی مانند تجربه ناباروری، قومیت، شغل، احساس تعلق به طبقه اجتماعی، مدت زمان ازدواج، تعداد فرزند، سطح تحصیلات، درآمد و میزان سرمایه فرهنگی ارتباط قابل توجهی دارد.
در میان این متغیرها، سرمایه فرهنگی قویترین پیشبینیکننده نگرش به رحم جایگزین بود. منظور از سرمایه فرهنگی، میزان دسترسی و مشارکت افراد در فعالیتها و کالاهای فرهنگی مانند کتاب، برنامههای فرهنگی و سطح تعاملات فرهنگی است. افرادی که سرمایه فرهنگی بالاتری داشتند، نگاه مثبتتری به این روش نشان دادند.
همچنین نتایج نشان دادند افرادی که خود یا همسرشان تجربه ناباروری داشتهاند، نسبت به رحم جایگزین نگرش مثبتتری دارند. این افراد به دلیل مواجهه مستقیم با دشواریهای ناباروری، این روش را فرصتی برای حفظ پیوند ژنتیکی با فرزند میدانند. در مقابل، افرادی که چنین تجربهای نداشتهاند، معمولاً نگرشی خنثیتر یا محتاطانهتر دارند. از سوی دیگر، افرادی که خود را متعلق به طبقات اجتماعی بالاتر میدانند یا تحصیلات بیشتری دارند، بیشتر از دیگران از این روش حمایت میکنند.
بر اساس این یافتهها، پژوهشگران تأکید کردهاند که افزایش آگاهی عمومی درباره رحم جایگزین میتواند به شکلگیری نگرشهای آگاهانهتر کمک کند. بسیاری از نگرشهای منفی ممکن است ناشی از کمبود اطلاعات یا تأثیر باورهای سنتی باشد.
از سوی دیگر، هزینههای بالای درمانهای ناباروری میتواند مانعی برای خانوادههای با درآمد پایینتر باشد و همین موضوع بر نگاه آنها اثر بگذارد. بنابراین، سیاستهای حمایتی مانند کاهش هزینهها، ارائه وامهای کمبهره و گسترش خدمات مشاورهای میتواند به کاهش فشار روانی و اجتماعی بر زوجهای نابارور کمک کند.
به نقل از ایسنا، پژوهشگران همچنین پیشنهاد کردهاند برنامههای آموزشی از طریق رسانهها، شبکههای اجتماعی و مراکز مشاوره گسترش یابد تا اطلاعات حقوقی، پزشکی و اجتماعی مرتبط با رحم جایگزین به زبان ساده در اختیار مردم قرار گیرد. ایجاد بسترهای قانونی شفاف و حمایتهای اجتماعی مناسب نیز میتواند به استفاده مسئولانه و آگاهانه از این روش کمک کند.
قابل ذکر است این یافتههای علمی در «دوفصلنامه نامه انجمن جمعیتشناسی ایران» وابسته به انجمن جمعیتشناسی ایران منتشر شده اند. این نشریه تخصصی به بررسی مسائل جمعیتی و اجتماعی کشور میپردازد.





