سرمایه‌هایی که حتی بحران هم آن را متوقف نمی‌کند

در سال‌هایی که فشارهای اقتصادی، محدودیت‌های مالی و چالش‌های ساختاری بر اغلب بخش‌های کشور سایه انداخته است، بسیاری از حوزه‌های صنعتی و اقتصادی با رکود یا کندی جدی مواجه شده‌اند. اما یک حوزه، برخلاف ظاهر ماجرا، نه‌تنها متوقف نشده بلکه پتانسیل جهش دارد: صنایع خلاق و فرهنگی؛ حوزه‌ای که سه عنصر اصلی آن ــ نیروی جوان، دانش، خلاقیت ــ دقیقاً همان چیزهایی هستند که بحران کمترین قدرت مداخله بر آن‌ها را دارد.

به گزارش سیناپرس، این متن تلاش می‌کند نشان دهد چرا در شرایط امروز ایران، تمرکز بر این سه سرمایه نه یک انتخاب، بلکه ضرورت است؛ جوانان، موتور پویایی که نیاز به سوخت خارجی ندارد.

یکی از معدود مزیت‌های راهبردی کشور در شرایط فعلی، جمعیت عظیم جوانان تحصیل‌کرده و خلاق است. برخلاف صنایع سرمایه‌بر، اقتصاد خلاق بر توان فکری، استعداد، تخیل و مهارت‌های نرم متکی است؛ یعنی همان نقاطی که در ایران وفور دارند اما کمتر سازماندهی شده‌اند.

جوانان در حوزه‌هایی همچون طراحی، انیمیشن، نگارگری نوین، بازی‌سازی، محتواسازی دیجیتال، صنایع دستی مدرن، سبک زندگی، نرم‌افزارهای نوآورانه، هنرهای نمایشی، معماری خلاق، موسیقی مستقل و ده‌ها رسته دیگر، توانایی خلق ارزش افزوده بالا دارند بدون اینکه نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین دولتی باشند.

اما مشکل ساده است: عدم نقشه راه مناسب و ساخته نشدن ساختارهایی برای دیدن و جذب آن‌ها.

دستگاه‌های اجرایی که بیشتر با جوانان ارتباط دارند میتوانند در رفع این مشکل کمک بسزایی داشته باشند:

  • وزارت عتف و آموزش و پرورش: ایجاد شبکه «باشگاه‌های خلاقیت دانش آموزی و دانشجویی» در مدارس و دانشگاه‌ها بدون نیاز به بودجه جدید؛ استفاده از ظرفیت سالن‌ها، استودیوهای بلااستفاده و کارگاه‌های موجود.
  • وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات: ارائه بسته‌های اینترنت حمایتی برای تیم‌های خلاق و تولیدکنندگان محتوای سالم و نوآور.
  • شهرداری‌ها: اختصاص فضاهای نیمه‌متروک شهری یا فرهنگسراهای با ظرفیت خالی به عنوان «پاتوق‌های خلاقیت جوانان».
  • سازمان آموزش فنی‌وحرفه‌ای: طراحی دوره‌های کوتاه‌مدت کاملاً بازارمحور برای نیازهای صنایع خلاق (بازی‌سازی مقدماتی، تدوین، طراحی دیجیتال، مدیریت هنری و…).
  • .

دانش، زیرساختی که سال‌ها برایش هزینه شده و اکنون باید نقد شود

سال‌ها سرمایه‌گذاری در دانشگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها، اساتید، پایان‌نامه‌ها، مراکز رشد و پژوهشکده‌ها، اگر در اقتصاد فیزیکی بازده نداشته، در اقتصاد خلاق می‌تواند نقش تعیین‌کننده داشته باشد. دانشگاه‌ها بزرگ‌ترین زیرساخت آماده کشورند .

اقتصاد خلاق نیاز به دانش میان‌رشته‌ای دارد: از هنر و فناوری گرفته تا جامعه‌شناسی، مدیریت، روان‌شناسی و علوم داده. ایران اتفاقاً در همه این رشته‌ها دانشگاه‌های فعال دارد. پس مسئله کمبود دانش نیست؛ مسئله عدم اتصال دانش به خلق ارزش است.

راهکارهایی برای مدیران دستگاه‌ها (بخش دانش):

  • وزارت عتف:  ایجاد «پایگاه داده ملی پایان‌نامه‌ها و پروژه‌های قابل تجاری‌سازی در صنایع خلاق» و معرفی آن به بخش خصوصی. فعال‌سازی مجدد مراکز نوآوری دانشگاهی برای فعالیت‌های خلاق فرهنگی، نه فقط حوزه‌های مهندسی.
  • معاونت علمی:  به طور مثالتعریف «گرنت کوچک خلاقیت» با سقف‌های پایین اما اثرگذاری بالا برای تیم‌های بین‌رشته‌ای.
  • وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: همکاری با دانشگاه‌ها برای حمایت از پژوهش‌های کاربردی درباره صنایع فرهنگی، مخاطب‌شناسی، اقتصاد فرهنگ و مدل‌های کسب ‌وکار.

دانش زمانی ارزش دارد که از آزمایشگاه و کلاس درس بیرون کشیده شود؛ و اقتصاد خلاق بهترین بستر برای این انتقال است.

خلاقیت، تنها سرمایه‌ای که بحران نمی‌تواند محدودش کند

خلاقیت حاصل ترکیب دانش، تجربه، فرهنگ، نیاز، تخیل و حتی بحران است. بسیاری از موج‌های بزرگ نوآوری در جهان در شرایط سخت اقتصادی یا اجتماعی شکل گرفته‌اند. بحران، محدودیت و کمبود بعضی وقت‌ها سوخت خلاقیت‌اند.

ایران نیز دو دهه اخیر ظرفیت خلاقیت اجتماعی و فرهنگی زیادی به نمایش گذاشته است: موج استارتاپ‌های محتوایی، رشد کسب ‌وکارهای خانگی، ظهور برندهای کوچک سبک زندگی، رشد موشن‌گرافیک و انیمیشن مستقل، تیم‌های بازی‌سازی کوچک اما پرکار، و موج طراحان جوان لباس و گرافیک.

اما خلاقیت در نبود سازوکارهای حمایتی، اغلب به فعالیت‌های زیرسطحی و پراکنده تقلیل می‌یابد. پلتفرمی نیست که به این انرژی جهت بدهد.

به عنوان مثال وزارت صمت می‌­تواندیک «مسیر ثبت و مجوز ساده» برای کسب ‌وکارهای خلاق کوچک را تعیین و با شناسایی و فهرست‌برداری از ظرفیت‌های بلااستفاده در شهرک‌های صنعتی برای تبدیل به کارگاه‌های خلاقیت و شهرداریها نیز با راه‌اندازی «مسیر سریع صدور مجوز رویداد خلاق» برای برنامه‌های کوچک دانشجویی، هنری و فرهنگی می­توانند به توسعه صنایع خلاق کمک کنند.

خلاقیت اگر مسیر پیدا کند، می‌تواند تبدیل به ارزش افزوده شود؛ اگر مسیر نداشته باشد، در بهترین حالت، تنها یک استعداد خام باقی می‌ماند.

چرا امروز بهترین زمان برای جهش صنایع خلاق است؟

اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم، بسیاری از حوزه‌ها به‌دلیل وضعیت اقتصادی و محدودیت‌های بیرونی ظرفیت رشد کوتاه‌مدت ندارند. اما صنایع خلاق:

  • وابستگی حداقلی به واردات دارند.
  • نیاز به ماشین‌آلات و سرمایه‌گذاری سنگین ندارند.
  • روی نیروی انسانی داخلی متکی‌اند.
  • از کوچک‌ترین به بزرگ‌ترین خروجی قابل رشد هستند.
  • زنجیره تأمین آن‌ها کاملاً بومی‌شدنی است.
  • قابلیت صادرات فرهنگی دارد (ارزآوری نرم).
  • و مهم‌تر از همه، نیاز به زمان کم برای تولید ارزش دارند.

این‌ها ویژگی‌هایی هستند که در شرایط بحران، اهمیت مضاعف پیدا می‌کنند.

به طور مثال وزارت عتف بزرگ‌ترین شبکه سازمان‌یافته کشور با بیش از چند میلیون دانشجو، ده‌ها هزار عضو هیئت علمی، صدها مرکز رشد، هزاران آزمایشگاه، ده‌ها پارک علم و فناوری، و مهم‌تر از همه: شبکه گسترده دانشگاه‌های کوچک در سراسر کشور را دارد و می­تواند دانشگاهها را به هاب ملی خلاقیت در کشور تبدیل کند:

هر دانشگاه یک شتاب‌دهنده خلاقیت کوچک با مدیریت دانشجویی است و راه‌اندازی مسیر «پروژه‌های خلاقیت» به‌جای برخی دروس تئوری (بدون افزایش بودجه)، اتصال دانشگاه‌ها به شهرداری‌ها و بخش خصوصی محلی برای اجرای رویدادها و پروژه‌های فرهنگی، تولید نشان دانشگاهی برای محصولات خلاق دانشجویان جهت افزایش اعتماد بازار و طراحی سامانه ملی معرفی استعدادهای خلاق دانشجویی با داوری مشترک دانشگاه‌ها و صنعت و … می­تواند در دستور کار قرار گیرد. نکته مهم این است که وزارت علوم برای اجرای این‌ها نیازی به بودجه جدید ندارد، فقط باید سازوکار موجود را بازتنظیم کند و موانع اداری را حذف کند.

نیروی جوان، دانش و خلاقیت سه موهبتی هستند که کشور در ابعاد بسیار بزرگ در اختیار دارد؛ منابعی که برخلاف نفت، ارز یا بودجه، قابل تحریم نیستند، تمام نمی‌شوند و از بیرون کنترل نمی‌شوند.

اما این سه سرمایه خام‌اند اگر:

  • مسیر نداشته باشند.
  • حمایت ساده و هوشمندانه نشوند.
  • در ساختارهای مناسب قرار نگیرند.
  • و دستگاه‌های اجرایی همکاری نکنند.

صنایع خلاق فرصتی برای فرار از بحران نیست؛ راهی برای تبدیل بحران به فرصت است.در شرایطی که بسیاری از حوزه‌ها نیازمند سرمایه‌گذاری‌های کلان‌اند، این حوزه با کمترین مداخله، بیشترین بازده را می‌دهد. شرط آن فقط یک چیز است: هماهنگی و اراده دستگاه‌ها برای فعال‌سازی سرمایه‌های نرم کشور.

اگر بخواهیم «نقطه شروع» ارائه دهیم، همین یک جمله کافی است:

فعال‌سازی انرژی جوانان، دانش دانشگاه‌ها و قدرت خلاقیت مردم، کم‌هزینه‌ترین مسیر توسعه امروز ایران است.

* آزاده لشکری‌زاده، کارشناس و فعال اقتصاد و بازار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا