پاسخ علم به یک معضل در روابط انسانی: چرا دست برخی افراد نمک ندارد؟
چرا دست برخی افراد نمک ندارد؟

در بسیاری از فرهنگ ها، افراد از سنین پایین قاعدهای ناگفته را میآموزند که اگر کسی کار نیکی برای شما انجام دهد، باید آن را جبران کنید. دوستی که هزینه قهوه شما را پرداخت میکند، بار بعدی شما پرداخت میکنید. همکاری که میان وعده به دفتر میآورد، هفته بعد شما باید اینکار را انجام دهید. اما در این میان برخی افراد هستند که هر چقدر هم به دیگران خوبی می کنند، پاسخی نمی گیرند.
به گزارش سیناپرس، همواره نیکی کردن متقابل به عنوان پایهای اساسی در روانشناسی اجتماعی تلقی میشد اما پژوهش های جدید نشان میدهد این قاعده تنها زمانی برقرار است که دو طرف در موقعیت برابر باشند و در صورت وجود تفاوت قدرت و سطح اجتماعی، تمام قواعد بازی تغییر میکند.
پژوهشگران دانشگاه امآیتی (MIT) شش آزمایش انجام دادند تا بررسی کنند مردم پس از عمل سخاوتمندانه شخص دیگر، واقعاً چه انتظاری دارند. نتایج نشان داد وقتی دو نفر برابر هستند، ناظران انتظار دارند لطف جبران شود. اما در روابط با تفاوت رتبه و جایگاه اجتماعی مانند رئیس و کارمند یا عمو و برادرزاده،مردم انتظار جبران از سوی دریافتکننده ندارند. در عوض، انتظار دارند همان فرد اول دوباره لطف خود را تکرار کند. این الگو چه دهنده رتبه بالاتری داشته باشد و چه دریافتکننده و چه روابط به صورت انتزاعی یا با برچسبهای اجتماعی توصیف شوند، به طور مداوم مشاهده شد.
این پژوهش به سرپرستی محققان دانشکده علوم مغز و شناختی و با شرکت ۵۹۹ بزرگسال آمریکایی از طریق پلتفرم آنلاین انجام شد.
در چهار آزمایش نخست، شرکتکنندگان ناظر بیرونی بودند. آنها سناریوهای کوتاهی مانند پرداخت هزینه قهوه، آماده کردن غذا یا پذیرش سلیقه رستورانی دیگری خوانده و سپس به این سوال پاسخ دادند که دفعه بعدی چه کسی بخشنده خواهد بود؟ هر سناریو با توصیف رابطه همراه بوده و از برچسبهای انتزاعی مانند «متقارن» یا «نامتقارن» تا روابط آشنا مانند دو برادر، دو همکار همسطح یا عمو و برادرزاده یا رئیس و کارمند استفاده می شد.
در روابط برابر، شرکتکنندگان به طور مداوم انتظار جبران از سوی طرف دیگر داشتند. اما با معرفی حتی تفاوت قدرت کوچک، انتظارات معکوس شد و ناظران پیشبینی کردند فرد اول دوباره لطف خواهد کرد. حال چه رئیس برای کارمند هزینه کند و چه کارمند لطفی به رئیس داشته باشد، در هر صورت کسی که اولین هدیه یا لطف را انجام داد، انتظار میرفت دوباره کارش را تکرار کند.
دو آزمایش آخر برای بررسی رفتار واقعی (نه فقط باورها) سناریوهای جدیدی طراحی شدند و این سناریوها بار مالی واقعی داشتند. شرکتکنندگان در بازیهای هماهنگی با شرکای شبیهسازیشده (با قدرت بیشتر، برابر یا کمتر) شرکت کردند. انتخابهای بخشنده آنها بر درآمدشان تأثیر داشت و هر نوع بخشندگی هزینه داشته و تکرار آن به معنای از دست دادن پول بود.
با این حال، در آزمایش جدید هم الگوی مشابه ظاهر شد. پس از تعامل موفق اول با شریک نابرابر، شرکتکنندگان چنان عمل کردند که گویی فرد بخشنده اول دوباره بخشنده خواهد بود. در روابط برابر، احتمال تعویض نقش در دور دوم بیشتر بود و تمایل به نوبتپذیری و پذیرش هزینه شخصی برای آن، تنها در روابط برابر دیده شد.
گفتنی است پژوهشهای انسانشناختی این الگو را در جوامع واقعی جهان ثبت کردهاند. در بسیاری از فرهنگها، هدایا در روابط سلسلهمراتبی به طور مداوم در یک جهت جریان دارند؛ نه به عنوان معامله، بلکه برای حفظ خود رابطه. پژوهشگران پیشنهاد میکنند آزمایشهای روانشناسی احتمالاً بیش از حد بر غریبهها و افراد برابر تمرکز کرده و تصویری نادرست از کارکرد سخاوت ارائه دادهاند.
آنها همچنین دریافتند انتظارات صرفاً بر اساس حدس نقش مناسب برای نوع شخص نیست. حتی وقتی عمل بخشنده اولیه با پیشبینی اولیه ناظران تناقض داشت، همچنان همان شخص را برای تکرار پیشبینی میکردند. یک مشاهده کافی بود تا انتظارات بازنشانی شود، گویی مغز آن را به عنوان هنجار جدید رابطه ثبت میکند.
شرح کامل این پژوهش در آخرین شماره مجله Open Mind منتشر شده و در اختیار محققان قرار دارد.
مترجم: احسان محمدحسینی





