کشف مسیر عصبی میان بینی و مغز؛
راز ارتباط تنفس و اضطراب کشف شد

وقتی اضطراب بالا میرود، یکی از نخستین چیزهایی که تغییر میکند، نفس کشیدن است. نفسها ممکن است کوتاهتر و سریعتر شوند و همین تغییر گاهی احساس آشفتگی را بیشتر میکند. سالهاست تمرینهای تنفسی و نفسکشیدن آهسته برای آرامکردن افراد توصیه میشود، اما یک پرسش مهم همچنان بیپاسخ مانده بود: آیا تغییر تنفس واقعاً میتواند بر مدارهای اضطراب در مغز اثر بگذارد و اگر پاسخ مثبت است، این ارتباط چگونه شکل میگیرد؟
به گزارش سیناپرس به نقل از ScienceAlert،اکنون پژوهشگران در یک مطالعه جدید روی موشها، مسیری عصبی را شناسایی کردهاند که میتواند بخشی از پاسخ این پرسش باشد؛ مسیری که از بینی آغاز میشود و به بخشهایی از مغز مرتبط با احساسات و اضطراب میرسد. این مطالعه در نشریه علمی Proceedings of the National Academy of Sciences (PNAS) منتشر شده و نشان میدهد جریان هوا در بینی میتواند از طریق مجموعهای از سلولها و ارتباطات عصبی، با مدارهای مرتبط با رفتارهای اضطرابی ارتباط داشته باشد.
شاید بینی فقط راه ورود هوا نباشد
بینی را معمولاً با بوییدن میشناسیم؛ اما سلولهای حسی موجود در حفره بینی فقط به بوها واکنش نشان نمیدهند. این سلولها میتوانند حرکت و جریان هوا را نیز احساس کنند.همین موضوع توجه پژوهشگران را جلب کرد. آنها بررسی کردند که آیا تغییر در ریتم ورود هوا از بینی میتواند پیامی به مغز ارسال کند و در نهایت بر رفتارهای مرتبط با اضطراب اثر بگذارد یا نه.
نتایج، یک مسیر عصبی مشخص را نشان داد.این مسیر از سلولهای حسی بویایی در بینی آغاز میشود. پیامهای عصبی حاصل از جریان هوا به پیاز بویایی در مغز منتقل میشوند و سپس از طریق نورونهای ارتباطی به بخشهایی از قشر مغز و در نهایت به آمیگدال میرسند؛ ناحیهای که در پردازش احساسات، استرس و پاسخهای اضطرابی نقش دارد.
به این ترتیب، پژوهشگران با مسیری مواجه شدند که میتواند جریان هوا در بینی را به فعالیت بخشهایی از مغز مرتبط با اضطراب پیوند دهد.
وقتی سرعت تنفس تغییر کرد، رفتار هم تغییر کرد
برای بررسی دقیقتر این ارتباط، پژوهشگران در موشها فعالیت سلولهای حسی بویایی را با روشهای آزمایشگاهی مختلف تغییر دادند و جریان هوا در بینی را نیز بهصورت کنترلشده تنظیم کردند.نتایج نشان داد که تغییر در فرکانس این پیامهای حسی با تغییر در رفتارهای مرتبط با اضطراب همراه است.
در آزمایشها، فعالکردن این مسیر عصبی با کاهش رفتارهای شبهاضطرابی همراه شد، در حالی که مهار آن اثر معکوسی داشت. تحریک سلولهای حسی بویایی با فرکانس پایین نیز با آثار ضداضطرابی همراه بود، در حالی که تحریک با فرکانس بالاتر رفتارهای شبهاضطرابی بیشتری ایجاد کرد.
این یافته برای پژوهشگران اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد رابطه میان تنفس و اضطراب ممکن است فقط این نباشد که «اضطراب باعث تغییر تنفس میشود»؛ بلکه تغییر الگوی تنفس نیز میتواند از طریق مسیرهای عصبی مشخصی بر مدارهای مرتبط با اضطراب اثر بگذارد.البته این نتیجه در شرایط آزمایشگاهی و در موشها به دست آمده و هنوز نمیتوان آن را بهطور مستقیم درباره انسانها قطعی دانست.
دو هفته تنفس آهسته چه تغییری ایجاد کرد؟
پژوهشگران برای بررسی بیشتر این ارتباط، گروهی از موشها را به مدت دو هفته در معرض جریان هوای آهسته و کنترلشده از طریق بینی قرار دادند.
پس از این دوره، فعالیت عصبی مرتبط با این مسیر افزایش یافت و رفتارهای شبهاضطرابی حیوانات کاهش پیدا کرد.این بخش از آزمایش، توجه ویژهای را به تنفس آهسته از طریق بینی جلب میکند؛ زیرا مطالعات پیشین نیز نشانههایی از ارتباط میان تنفس بینی و تنظیم فعالیت مغز و احساسات پیدا کرده بودند.
با این حال، نباید از این یافته نتیجه گرفت که صرفاً آهسته نفس کشیدن در انسان میتواند یک درمان قطعی برای اضطراب باشد. پژوهش حاضر چنین ادعایی ندارد و اساساً روی موشهای نر انجام شده است.
چرا «از بینی نفس کشیدن» ممکن است اهمیت داشته باشد؟
نکته جالب پژوهش این است که خودِ مسیر عبور هوا از بینی میتواند بخشی از پیام عصبی باشد.هر بار که هوا وارد بینی میشود، سلولهای حسی موجود در آن ناحیه میتوانند این حرکت را دریافت کنند. این اطلاعات به مغز منتقل میشود و در ادامه با بخشهایی ارتباط پیدا میکند که در پردازش احساسات و اضطراب نقش دارند.
به بیان سادهتر، تنفس فقط جابهجایی هوا میان ریهها و محیط نیست؛ خودِ الگوی جریان هوا میتواند اطلاعاتی را به مغز منتقل کند.همین یافته میتواند سرنخ تازهای برای توضیح این موضوع فراهم کند که چرا تغییر الگوی تنفس در برخی شرایط با تغییر وضعیت عاطفی همراه میشود.
یک سرنخ علمی، نه هنوز یک درمان قطعی
ارتباط میان تنفس و احساسات موضوع تازهای نیست. انسانها قرنهاست در مراقبه و تمرینهای مختلف تنفسی از تغییر ریتم نفس برای ایجاد آرامش استفاده میکنند و مطالعات جدید نیز اثرات احتمالی تنفس آهسته و منظم بر وضعیتهای اضطرابی را بررسی کردهاند.
اما مطالعه جدید یک گام متفاوت برداشته است: پژوهشگران تلاش کردهاند مسیر عصبی این ارتباط را در سطح سلولی و مدارهای مغزی شناسایی کنند.با وجود این، هنوز فاصله زیادی میان این یافته آزمایشگاهی و استفاده از آن برای درمان اضطراب در انسان وجود دارد. مطالعه حاضر فقط روی موشهای نر انجام شده و شرایط تنفس، تحریک عصبی و استرس در محیط آزمایشگاهی بهدقت کنترل شده بود.
بنابراین برای مشخصشدن اینکه آیا همین مسیر در انسان نیز وجود دارد و آیا میتوان از آن برای طراحی روشهای جدید و غیرتهاجمی کنترل اضطراب استفاده کرد، به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
آنچه این مطالعه فعلاً به دانشمندان اضافه میکند، یک سرنخ مهم است: ممکن است بینی، علاوه بر نقش خود در تنفس و بویایی، یکی از مسیرهای ارتباطی میان ریتم نفس و مدارهای احساسی مغز باشد.این پژوهش در نشریه PNAS منتشر شده است.
مترجم:نداجوادهراتی





