ظهور یک نابرابری جدید، تبدیل سواد به کالای لوکس

پژوهش‌های متعدد در کشورهای مختلف نشان می‌دهد توانایی خواندن، تمرکز و تفکر عمیق در حال کاهش است؛ روندی که بیش از همه در میان گروه‌های کم‌برخوردار دیده می‌شود. کارشناسان هشدار می‌دهند گسترش محتوای کوتاه و الگوریتم‌های اعتیادآور شبکه‌های اجتماعی می‌تواند شکاف جدیدی میان افرادی که توانایی اندیشیدن عمیق را حفظ می‌کنند و کسانی که از آن محروم می‌شوند ایجاد کند.

به گزارش سیناپرس، آنقدر تحقیقات در این زمینه پرشمارند که حالا دیگر می‌توان با اطمینان گفت، “متوسط سواد انسان‌ها رو به کاهش است”. مثلاً در بیشتر کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، نمرات سوادآموزی بزرگسالان طی دههٔ گذشته ثابت مانده یا افت کرده است.

تواناییِ خواندن و نوشتن در مدارس ابتدایی رو به کاهش است و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی در میان دانش‌آموزان به‌شکلی بی‌سابقه افزایش پیدا کرده. اما یک چیز کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد: بیشترین نشانه‌های کاهش سواد و توانایی‌های ذهنی در میان فقیرترین گروه‌ها دیده می‌شود.

آنچه جان‌برن مرداک، روزنامه‌نگار فایننشال‌تایمز، “فرهنگ پسامتنی” می‌خواند، یعنی جایگزینی خواندن با مصرفِ تصاویر و ویدئوهای کوتاه در شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند نوعی نابرابری جدید ایجاد کند.اتفاقی که شباهت بسیاری با مصرف خوراکی‌های ناسالم دارد. هرچه تنقلاتِ ‌فرآوری‌شده دسترس‌پذیرتر و اعتیادآورتر شده‌اند، فاصله میان کسانی که امکانات لازم را برای سبک زندگی سالم دارند و کسانی که در برابر فرهنگ غذاییِ چاق‌کننده آسیب‌پذیرند بیشتر شده است. این شکاف آشکارا رنگ‌وبوی طبقاتی دارد؛ در سراسر غرب، چاقی با فقر پیوندی قوی دارد.

بعید نیست در سال‌های آینده اختلال تمرکز، عملکرد نامناسب در مدرسه و کم‌سوادی هم پیوندی قدرتمند با سطح فقر پیدا کند. ماریان وُلف، پژوهشگر و نویسندۀ کتاب “آهسته بشتاب” نشان داده است که پرورش توانایی خواندنِ متن‌های بلند واقعاً ذهن را دگرگون می‌کند: دایرۀ واژگان را بیشتر و فعالیت ذهنی را به نیمکرهٔ چپ که تحلیلی‌تر است می‌برد و توان تمرکز، استدلال و تفکر عمیق را بیشتر می‌کند. اما توانایی خواندنِ متن‌های بلند، مهارتی ذاتی نیست و باید آموخته شود.

در تاریخ مدرن، آموزشِ این مهارتِ بنیادین یکی از وظایف اصلی مدرسه بوده، اما محیط دیجیتال چنانکه کال نیوپورت در کتاب خود، کار عمیق، نشان می‌دهد، اساساً برای حواس‌پرتی ساخته شده: اعلان‌ها برای جلب توجه رقابت می‌کنند، شبکه‌های اجتماعی عمداً اعتیادآور طراحی شده‌اند و انبوه محتوا ما را به جابه‌جا شدنِ سریع کانونِ توجه عادت می‌دهد.

این الگوریتم ذهن را به سرسری‌خوانی، یافتن الگوهای تکراری و پریدن بی‌وقفه از متنی به متن دیگر خو می‌دهند.صریح باشیم: انتخاب شناختیِ سالم آسان نیست. در فرهنگی سرشار از سرگرمی‌های فوری، توانایی خواندن متن‌های بلند شاید به‌زودی به قلمرو خرده‌فرهنگ‌های نخبگان محدود شود.

اگر چنین اتفاقی بیفتد، چه می‌شود؟ نوجوانانی که توان اندیشیدن بلندمدت را از دست داده‌اند قبیله‌ای‌تر و غیرعقلانی‌تر می‌شوند؛ به واقعیت‌ها و حتی رویدادهای تاریخی بی‌اعتنایی می‌کنند، به “وایب” اهمیت می‌دهند تا استدلال و آمادهٔ پذیرش نظریه‌های توطئه‌اند. اگر این توصیف آشناست، شاید نشانه‌ای است از آنکه تا چه اندازه در این مسیر پیش رفته‌ایم.

این وضعیت فرصت تازه‌ای برای فساد در سیاست می‌سازد، چون مردم را مستعد فریب‌خوردن و ساده‌بینی می‌کند و همیشه سیاست‌مدارانی پیدا می‌شوند که از چنین مردمی سوءاستفاده کنند.

آنچه خواندید برگرفته از گزارش “تفکر دارد به کالایی لوکس بدل می‌شود”، نوشتۀ مری هرینگتون است که در شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا