مهمترین چالشهای روانشناختی زنان بیوه

یک روانشناس سلامت با اشاره به اینکه فوت همسر از پراسترسترین رویدادهای زندگی است، میگوید زنان بیوه علاوه بر غم و تنهایی، با تغییر نقشهای خانوادگی، مسئولیتهای اقتصادی و نگرانی از آینده روبهرو میشوند و در برخی موارد برای پیشگیری از افسردگی و سوگ طولانیمدت به حمایت تخصصی نیاز دارند.
به گزارش سیناپرس، فوت همسر یکی از پر استرسترین رویدادهای زندگی افراد محسوب میشود که میتواند طیف گستردهای از واکنشهای روانی همچون تنهایی، اضطراب نسبت به آینده، و تغییر نقش خانوادگی و اقتصادی را به همراه داشته باشد این در حالیست که پژوهشها نشان میدهد طی کردن مسیر سوگ در هر فردی متفاوت است و نمیتوان انتظار داشت همه افراد روند یکسانی را تجربه کنند.
نرگس حسینینیا در گفت و گویی خبری با بیان این که زنان بیوه با چالشهای روانشناختی بعد از فوت همسرشان مواجه میشوند، گفت: فوت همسر یکی از پراسترسترین رویدادهای زندگی محسوب میشود که میتواند طیف گستردهای از واکنشهای روانی را به همراه داشته باشد.
وی با اشاره به این که احساس غم عمیق، تنهایی، شوک، بیانگیزگی، اضطراب نسبت به آینده، احساس ناامنی و گاهی احساس گناه از شایعترین واکنشها هستند، اظهار کرد: علاوه بر جنبههای عاطفی، بسیاری از زنان با تغییر نقشهای خانوادگی، مسئولیتهای اقتصادی، تصمیمگیریهای جدید و کاهش حمایت اجتماعی نیز مواجه می شوند که فشار روانی را افزایش میدهد. البته باید توجه داشت که سوگ یک واکنش طبیعی به فقدان است و نباید آن را با اختلال روانی اشتباه گرفت.
این روانشناس سلامت افزود: بیشتر افراد بهتدریج با شرایط جدید سازگار میشوند، اما در گروهی از افراد ممکن است سوگ طولانیمدت یا با مشکلاتی مانند افسردگی و اضطراب روبه رو شده که نیازمند مداخله تخصصی است.
این روانشناس سلامت درباره عواملی که باعث میشود بعضی زنان بیوه سریعتر با شرایط جدید کنار بیایند، تصریح کرد: سازگاری با فقدان بیش از آنکه به شدت غم وابسته باشد، به منابع حمایتی و توانایی فرد در انطباق با شرایط جدید بستگی دارد. برخورداری از خانواده و دوستان حمایتگر، سلامت روان پیش از فقدان، استقلال مالی، مهارت حل مسئله، انعطافپذیری روانی، داشتن هدف در زندگی و امکان بیان احساسات از مهمترین عوامل محافظتکننده هستند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، کیفیت رابطه با همسر، نحوه فوت (ناگهانی یا قابل پیشبینی بودن)، وجود بیماریهای جسمی یا روانی و فشارهای اقتصادی نیز بر روند سازگاری تأثیر میگذارند. پژوهشها نشان میدهد مسیر سوگ در افراد بسیار متفاوت است و نمیتوان انتظار داشت همه افراد روند یکسانی را تجربه کنند.
حسینی نیا با اشاره به چگونگی حمایت خانوادهها و اطرافیان از فرد بیوه شده اظهار کرد: مهمترین حمایت، حضور همدلانه و بدون قضاوت است. بسیاری از افراد بیش از توصیه و نصیحت، به کسی نیاز دارند که شنونده احساساتشان باشد. احترام گذاشتن به سبک سوگواری فرد، کمک در انجام امور روزمره، حفظ ارتباط اجتماعی، توجه به نیازهای عملی و پرهیز از جملاتی مانند «باید فراموش کنی» یا «قوی باش» میتواند فشار روانی را کاهش دهد.
این روانشناس سلامت افزود: حمایت مؤثر به معنای حذف غم نیست، بلکه ایجاد فضایی امن برای تجربه طبیعی سوگ و بازگشت تدریجی فرد به زندگی روزمره است.
عوامل کاهش آسیبهای روان زنان بیوه
وی با بیان این که جامعه باید رفتارهایی با زنان بیوه داشته باشد تا فشار روانی کمتری به آنها وارد شود، گفت: جامعه میتواند با کاهش نگاههای کلیشهای، احترام به استقلال فرد و پرهیز از برچسبزنی، نقش مهمی در سلامت روان زنان بیوه ایفا کند. هر فرد حق دارد با سرعت و شیوه خود با فقدان کنار بیاید و نباید برای تصمیمهایی مانند زمان بازگشت به کار، حضور در فعالیتهای اجتماعی یا ازدواج مجدد تحت فشار قرار گیرد.
حسینینیا ادامه داد: دسترسی آسان به خدمات روانشناختی، حمایتهای اجتماعی و اقتصادی و ایجاد فرصت برای حفظ ارتباطات اجتماعی نیز از عوامل مهم کاهش آسیبهای روانی هستند.
این روانشناس سلامت به مدیریت تنهایی و احساس خلأ در زنان بیوه اشاره کرد و گفت: احساس تنهایی یکی از طبیعیترین پیامدهای از دست دادن همسر است، زیرا فرد علاوه بر شریک زندگی، بخشی از عادتها، برنامهها و هویت مشترک خود را نیز از دست میدهد.
به گفته وی، مدیریت این احساس به معنای نادیده گرفتن آن نیست، بلکه شامل حفظ ارتباط با خانواده و دوستان، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی، داشتن برنامه روزانه، مراقبت از سلامت جسمی، ادامه علایق شخصی و در صورت نیاز استفاده از گروههای حمایتی یا مشاوره روانشناختی است. هدف این نیست که جای خالی همسر از بین برود، بلکه فرد باید بتواند در کنار حفظ خاطرات، معنای جدیدی برای زندگی خود ایجاد کند.
این روانشناس سلامت با بیان این که احتمال افسردگی یا اضطراب در زنان بیوه زیاد است درباره راهکارهایی که می تواند از این موضوع پیشگیری کند، گفت: مطالعات نشان دادهاند که در ماههای نخست پس از فوت همسر، احتمال بروز افسردگی، اضطراب، اختلال خواب و حتی برخی مشکلات جسمانی افزایش پیدا میکند، اما این به معنای ابتلای همه زنان بیوه به اختلال روانی نیست.
حسینی نیا ادامه داد: پیشگیری شامل حفظ ارتباطات اجتماعی، خواب و تغذیه مناسب، فعالیت بدنی منظم، پرهیز از انزوا، بیان احساسات، دریافت حمایت خانواده و مراجعه زودهنگام به متخصص در صورت تداوم علائم است. تشخیص و درمان بهموقع میتواند از مزمن شدن مشکلات جلوگیری کند.
به گفته وی اگر غم و اندوه به حدی باشد که عملکرد روزمره، مراقبت از خود یا ارتباط با دیگران را برای مدت طولانی مختل کند، مراجعه به روانشناس توصیه میشود. همچنین تداوم بیخوابی شدید، احساس ناامیدی، اضطراب مداوم، کنارهگیری کامل از اجتماع، مصرف مواد، افکار خودآسیبرسان یا احساس بیمعنایی زندگی از نشانههایی هستند که نیاز به ارزیابی تخصصی دارند. دریافت کمک حرفهای نشانه ضعف نیست، بلکه اقدامی برای پیشگیری از پیچیده شدن روند سوگ و حفظ سلامت روان است.
وی درباره ازدواج مجدد و تاثیر آن بر زندگی زنان بیوه، اظهار کرد: ازدواج مجدد به خودی خود نه درمان سوگ است و نه عامل ایجاد مشکل. تأثیر آن به آمادگی روانی فرد، کیفیت رابطه جدید، انگیزه ازدواج و شرایط خانوادگی بستگی دارد. اگر فرد فرصت کافی برای پذیرش فقدان داشته باشد و تصمیم خود را بر اساس نیازهای واقعی و نه صرفاً فرار از تنهایی یا فشار اطرافیان بگیرد، ازدواج مجدد میتواند منبعی برای حمایت عاطفی، احساس امنیت و رضایت از زندگی باشد، اما تصمیم شتابزده ممکن است چالشهای جدیدی ایجاد کند.
فشار روانی میان مادر و فرزندان
به گفته این روانشناس سلامت فرزندان میتوانند یکی از مهمترین منابع حمایت عاطفی باشند، اما نباید جایگزین همسر یا درمانگر شوند. رابطه سالم میان مادر و فرزندان، احساس تعلق، امید و انگیزه ادامه زندگی را تقویت میکند.
به نقل از ایسنا، حسینی نیا در پایان صحبتهایش اظهار کرد: اگر مادر تمام نیازهای عاطفی خود را بر دوش فرزندان بگذارد یا آنها را وارد نقشهای بزرگسالانه کند، ممکن است فشار روانی برای هر دو طرف ایجاد شود.
بهترین وضعیت زمانی است که اعضای خانواده در کنار دریافت حمایت از یکدیگر، استقلال هیجانی و نقشهای متناسب با سن خود را حفظ کنند.





