اهمیت کشف پاپیروس ۱۶۰۰ ساله در مومیایی مصری

کشف قطعه‌ای از «ایلیاد» هومر درون یک مومیایی مصری، فقط یافتن یک متن ۱۶۰۰ ساله نیست؛ این یافته روایتی از سفر یک اثر ادبی میان یونان، روم و مصر است و از نقش متون در شکل دادن به هویت فرهنگی جوامع باستانی حکایت دارد.

به گزارش سیناپرس، «ایلیاد» هومر، یکی از مشهورترین حماسه‌های جهان باستان، داستان جنگ تروآ و رویارویی یونانیان با شهر افسانه‌ای تروآ را روایت می‌کند؛ شعری که قرن‌ها پس از شکل‌گیری، نه‌تنها در جهان یونانی، بلکه در سراسر امپراتوری روم نیز جایگاهی مرکزی در آموزش و فرهنگ داشت.

برای رومیان، داستان تروآ معنایی فراتر از یک افسانه یونانی داشت؛ زیرا آنان خود را از تبار آئنیاس، قهرمان تروایی می‌دانستند که طبق سنت رومی پس از سقوط تروآ به ایتالیا رفت و به نیای افسانه‌ای مردم روم تبدیل شد.

اکنون کشفی در مصر، بار دیگر نشان داده است که متون باستانی چگونه میان فرهنگ‌ها و سرزمین‌ها رواج می‌یافتند و معنا‌های تازه پیدا می‌کردند.

باستان‌شناسان در محوطه باستانی اکسیرینخوس (البهنسا امروزی) در مصر، قطعه‌ای از پاپیروس حاوی بخشی از «ایلیاد» را درون شکم یک مومیایی متعلق به دوره رومی، با قدمتی حدود ۱۶۰۰ سال، کشف کردند. این قطعه شامل بخشی از «فهرست کشتی‌ها» در کتاب دوم ایلیاد است؛ بخشی که نیرو‌های یونانی و کشتی‌های آنان پیش از نبرد با تروآ را معرفی می‌کند.

این کشف در دوره‌ای رخ داده که مصر دیگر یک پادشاهی مستقل نبود؛ این سرزمین پس از شکست کلئوپاترا و الحاق به قلمرو روم در سال ۳۰ پیش از میلاد، به یکی از استان‌های امپراتوری روم تبدیل شده بود.

با این حال، مصر رومی جامعه‌ای چندفرهنگی بود که در آن سنت‌های مصری، زبان و ادبیات یونانی و ساختار سیاسی روم در کنار یکدیگر حضور داشتند. همین پیوند فرهنگی توضیح می‌دهد که چرا متنی یونانی مانند «ایلیاد» می‌توانست در زندگی روزمره مردم این سرزمین حضور داشته باشد.

این یافته پرسش‌های جذابی را مطرح می‌کند: آیا این متن ادبی به‌طور نمادین برای همراهی مرده انتخاب شده بود، یا مانند بسیاری از پاپیروس‌های دیگر، پس از پایان استفاده اولیه، به‌عنوان ماده‌ای کاربردی در فرآیند مومیایی‌کردن دوباره استفاده شده بود؟

اهمیت این کشف تنها در حضور یک متن هومری درون یک مومیایی نیست؛ بلکه در تصویری است که از زندگی متون، آموزش و گردش فرهنگی در جهان باستان ارائه می‌دهد.

برای بررسی این کشف و آنچه درباره جایگاه متون ادبی در جهان باستان به ما می‌گوید، با دکتر استفان بلوم (Dr. Stephan Blum)، پژوهشگر موسسه پیشاتاریخ و باستان‌شناسی اولیه و قرون وسطی دانشگاه توبینگن (Universität Tübingen) و عضو پروژه بین‌المللی تروآ (Troy International Project) گفت‌و‌گویی انجام شده که به شرح زیر است:

محتمل‌ترین توضیح برای یافتن قطعه‌ای از «ایلیاد» هومر درون شکم یک مومیایی مصری متعلق به دوره رومی چیست؟

ساده‌ترین و محتمل‌ترین توضیح این است که این پاپیروس در جریان فرایند مومیایی‌کردن، به‌عنوان ماده پرکننده مورد استفاده قرار گرفته باشد. مومیایی‌کنندگان باستان اغلب پاپیروس، پارچه و مواد دیگر را درون فضای داخلی بدن قرار می‌دادند تا به حفظ شکل جسد کمک کنند و از فروریختن قفسه سینه یا شکم جلوگیری کنند.

پاپیروس‌های استفاده‌شده دوباره نیز به‌طور معمول برای این هدف به کار می‌رفتند. از این دیدگاه، تعجب‌آور نخواهد بود اگر یک نسخه دورریخته‌شده از «ایلیاد» در نهایت به‌عنوان ماده‌ای کاربردی برای پُر کردن فضای داخلی بدن و نه به‌عنوان متنی ادبی که عمدا قرار داده شده باشد، وارد یک مومیایی شده باشد.

پاپیروسی که در شکم مومیایی قرار داده شده، حاوی فهرستی از کشتی‌ها است. اعتبار عکس: پروفسور ایگناسی-خاویر آدیگو  (Ignasi-Xavier Adiego)

برخی خوانندگان ممکن است تصور کنند چنین متنی به دلایل نمادین یا آیینی مربوط به تدفین در آنجا قرار داده شده است. بر اساس شواهد موجود، این تفسیر در مقایسه با این احتمال که پاپیروس صرفا در جریان مومیایی کردن دوباره به‌عنوان ماده پرکننده استفاده شده باشد، چقدر محتمل است؟

این دو احتمال الزاما با یکدیگر در تضاد نیستند. قابل تصور است که قطعه‌ای از «ایلیاد» عمدا انتخاب شده باشد؛ شاید به این دلیل که برای کسانی که در این فرایند نقش داشتند، معنای خاصی داشته است. با این حال، بر اساس شواهدی که در حال حاضر در دسترس است، نمی‌توان مشخص کرد که این متن عمدا انتخاب شده بود یا اینکه صرفا به‌طور اتفاقی در دسترس بوده و برای استفاده دوباره به کار رفته است.

چیزی که این مورد را به‌ویژه جالب می‌کند این است که این قطعه شامل بخشی از «فهرست کشتی‌ها» (Catalogue of Ships) است؛ بخشی از «ایلیاد» که نیرو‌های یونانی و تعداد کشتی‌هایی را که آنها برای جنگ علیه تروآ فراهم کرده بودند، فهرست می‌کند.

اگر این متن مشخصا برای هدفی تدفینی انتخاب شده بود، شاید انتظار می‌رفت بخشی انتخاب شود که ارتباط آشکارتری با مرگ یا تدفین داشته باشد؛ برای مثال، توصیف مراسم خاکسپاری هکتور. این موضوع احتمال وجود قصد نمادین را رد نمی‌کند، اما اثبات آن را دشوارتر می‌سازد.

این کشف درباره حضور متون هومری در زندگی روزمره در مصر رومی چه چیزی به ما می‌گوید؟ آیا نشان می‌دهد آثاری مانند «ایلیاد» از نظر مادی، رایج‌تر از آن چیزی بودند که امروز تصور می‌کنیم؟

«ایلیاد» در سراسر جهان رومی تقریبا همه‌جا حضور داشت. هویت فرهنگی رومی از طریق شخصیت آئنیاس، که باور داشتند نیای مردم روم است، با سنت تروآ پیوند نزدیکی داشت.

در نتیجه، هومر جایگاهی مرکزی در آموزش داشت و «ایلیاد» یکی از پرمطالعه‌ترین متون در مدارس بود.

این موضوع نشان می‌دهد نسخه‌های متعددی از این شعر در سراسر امپراتوری، از جمله در استان‌های نسبتا دوری مانند مصر، رواج داشت. این واقعیت که یک قطعه از آن در نهایت می‌توانست برای یک هدف عملی بازیافت شود، نشان می‌دهد متون هومری همیشه به‌عنوان اشیایی کمیاب یا بسیار ارزشمند با آنها برخورد نمی‌شد.

برعکس، این آثار بخشی از فرهنگ ادبی روزمره بودند و احتمالا بسیار رایج‌تر از چیزی بودند که امروز اغلب تصور می‌کنیم.

برای خوانندگان عمومی که مومیایی‌های مصری را عمدتا با دوره‌های پیش از آن، یعنی دوره فراعنه، مرتبط می‌دانند، تداوم سنت مومیایی کردن در مصر رومی را چگونه باید درک کرد؟

این موضوع تا حد زیادی به برداشت تاریخی مربوط می‌شود. تصاویر رایج از مومیایی‌کردن به شدت تحت تأثیر کشفیات چشمگیری مانند مقبره توت‌عنخ‌آمون قرار دارند؛ مقبره‌ای با ثروت خارق‌العاده، تجهیزات تدفینی پیچیده و تابوت‌های بسیار تزئین‌شده.

این کشفیات معمولا این تصور را ایجاد می‌کنند که مومیایی‌کردن تنها متعلق به دوران فرمانروایی فراعنه بوده است.

در واقع، سنت مومیایی کردن مردگان تا قرن‌ها پس از آنکه مصر بخشی از جهان یونانی و سپس رومی شد، ادامه یافت. آنچه تغییر کرد، وجود این سنت نبود بلکه اغلب مقیاس و ویژگی تدفین‌ها بود.

بسیاری از تدفین‌های دوره رومی در مقایسه با تدفین‌های مشهورترین فرمانروایان مصر، تجمل کمتری داشتند. همچنین مهم است به یاد داشته باشیم که مقبره‌های باشکوه سلطنتی که بر تصور عمومی ما غلبه دارند، متعلق به فراعنه ــ یعنی بالاترین رتبه‌های اجتماعی ــ بودند و هرگز نماینده شیوه‌های تدفین در کل جامعه نبودند.

آیا این کشف نمونه‌ای مفید از چگونگی تلاقی سنت‌های مصری، فرهنگ ادبی یونانی و حکومت امپراتوری روم در یک جامعه واحد ارائه می‌دهد؟ اگر چنین است، این تلاقی چه چیزی را آشکار می‌کند؟

قطعا. این یافته، ترکیب فرهنگی شگفت‌انگیز مصر رومی را نشان می‌دهد. «ایلیاد» هومر یکی از متون بنیادین فرهنگ ادبی یونان بود؛ اما در عین حال برای رومیان نیز اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا آنها خاستگاه افسانه‌ای خود را به قهرمان تروآ، آئنیاس، نسبت می‌دادند.

بنابراین، حضور ادبیات هومری در مصر نه فقط بازتاب‌دهنده تأثیر یونان، بلکه نشان‌دهنده چارچوب فرهنگی گسترده‌تر امپراتوری روم نیز بود.

در همان حال، سنت‌های مصری همچنان تأثیر عمیقی داشتند. فرمانروایان رومی اغلب عناصری از ایدئولوژی فرعونی را می‌پذیرفتند تا قدرت خود را در مصر مشروعیت ببخشند.

چندین امپراتور در سبک سنتی مصری به تصویر کشیده شده‌اند و خود را همچون فرعون معرفی می‌کردند، هرچند فرمانروایانی رومی بودند. نمونه شناخته‌شده، امپراتور نرون است که در نقش‌برجسته‌های معبد ایزیس در فیله (Philae)، با پوشش سنتی مصری و در حال اعمال اقتدار فرعونی دیده می‌شود.

نتیجه، جایگزینی ساده یک فرهنگ با فرهنگ دیگر نبود؛ بلکه ترکیب پیچیده‌ای از سنت‌های مصری، یونانی و رومی بود که زندگی روزمره در این استان را شکل داد.

به‌طور کلی‌تر، قطعات پاپیروس بازیافت‌شده مانند این نمونه چه چیزی می‌توانند درباره سواد، آموزش و زندگی اجتماعی متون در جهان باستان به ما بگویند؟

قطعات پاپیروس بازیافت‌شده، نگاهی جذاب به زندگی اجتماعی متون در دوران باستان ارائه می‌کنند. آنها به ما یادآوری می‌کنند که اسناد مکتوب، گنجینه‌های فرهنگی ثابت و بی‌تغییر نبودند، بلکه اشیای مادی بودند که در جامعه استفاده می‌شدند، فرسوده می‌شدند و در نهایت برای اهداف دیگری دوباره مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

در حالی که احتمالا سواد خواندن و نوشتن در میان بخش‌های برخوردارتر جامعه متمرکز بود، آموزش و آشنایی با آثار مهم ادبی اعتبار فرهنگی قابل توجهی داشت.

استفاده دوباره از قطعه‌ای از «ایلیاد» نشان می‌دهد که نسخه‌های این شعر به اندازه‌ای فراوان بودند که دست‌کم برخی از آنها پس از آنکه دیگر مورد نیاز نبودند، به‌عنوان مواد قابل صرف‌نظر کردن با آنها رفتار شود.

به بیان دیگر، آثار هومر فقط متونی مورد احترام نبودند؛ بلکه اشیایی روزمره نیز بودند که در واقعیت‌های عملی زندگی باستان جای داشتند.

چیزی که این کشف خاص را قابل توجه می‌کند این است که این قطعه را می‌توان به یکی از مشهورترین آثار ادبی جهان باستان نسبت داد.

به نقل از آنا، تعداد بی‌شماری پاپیروس بازیافت‌شده دیگر نیز باقی مانده‌اند، اما بسیاری از آنها را نمی‌توان به نویسنده یا متن شناخته‌شده‌ای مرتبط کرد.

آنها ممکن است توجه کمتری جلب کنند؛ اما به همان اندازه برای درک اینکه مردم در جهان باستان چگونه متون مکتوب را می‌خواندند، استفاده می‌کردند، نگهداری می‌کردند، کنار می‌گذاشتند و دوباره بازیافت می‌کردند، ارزشمند هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا