رسانهها نباید در حفظ منافع ملی دچار خطای دید شوند/ خیابان و میدان مکمل دیپلماسی هستند نه رقیب

عضو شورای اطلاعرسانی و مدیرکل روابط عمومی و امور بین الملل استانداری فارس، در یادداشتی تحلیلی با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام در هندسه اقتدار ملی، به نقد «خطای دید» رسانهای در بازنمایی ارکان قدرت پرداخته است.
وی در این نوشتار با تبیین پیوند ناگسستنی میان «میدان، خیابان، دولت و دیپلماسی»، هشدار میدهد که هرگونه قاببندی نامتوازن و ایجاد دوگانههای کاذب در رسانهها، میتواند جفایی راهبردی در حق منافع ملی و پیوستگی ارکان نظام در شرایط حساس کنونی باشد.
به گزارش سینا پرس، در یادداشت حسن دهقان که در اختیار رسانهها قرار گرفته است آمده است:
در هندسه اقتدار ملی، چهار رکن «قدرت نظامی (میدان)»، «تابآوری و حمایت عمومی (خیابان)»، «مدیریت اجرایی (دولت)» و «پویایی دیپلماسی» اجزای یک پیکرهی واحد و همافزا هستند. در یک ساختار حکمرانی هوشمند، این مؤلفهها هرگز در تقابل، تضاد یا رقابت با یکدیگر تعریف نمیشوند؛ بلکه دیپلماسی جادهصافکنِ میدان است، میدان پشتوانهی دیپلماسی، دولت موتور محرک و پشتیبان لجستیک و خیابان قلب تپنده و سرمایهی اجتماعی این مجموعه است.
با این وجود، رصد خطوط رسانهای در روزهای اخیر نشاندهندهی یک «خطای دید» نگرانکننده در بازنمایی این انسجام راهبردی است. مسئله این نیست که مؤلفههای قدرت با هم دچار اصطکاک شدهاند، بلکه مشکل در «تنظیم زاویهی دوربین» برخی رسانهها به ویژه تلویزیون است.
تمرکز رسانهای و نورپردازیِ انحصاری بر اقتدار نظامی و بازتاب پرطنین حضور مردم در خیابان، ناخواسته باعث شده تا در قاب تصویر، نقش دولت و دستگاه دیپلماسی کمرنگ، منفعل و در سایه به نظر برسد.تجلیل از قدرت سخت و حماسهی حضور مردم، رسالتی قطعی است و این دو مؤلفه لنگرگاه ثبات کشورند؛ اما بزرگنماییِ تکبعدی زمانی خود را نشان میدهد که رسانه فراموش میکند پیوستگی این زنجیره را به تصویر بکشد. وقتی آنتن به صورت مداوم تنها یک بخش از پازل را برجسته میکند، مخاطب داخلی و ناظر خارجی ناخودآگاه احساس میکند که ماشین دیپلماسی متوقف شده و دولت در مدیریت کلان شرایط، ابتکار عملی ندارد.
در این میان، آنچه این آسیب رسانهای را به یک تهدید تلویحی برای منافع ملی تبدیل میکند، میدان دادن به تحلیلهای ناپخته و شتابزده در برخی برنامههای گفتوگومحور است. گاه شاهدیم کارشناسان یا حتی برخی مسئولان، ناخودآگاه ادبیاتی تولید میکنند که بوی دوقطبیسازی و تقابل میان «میدان» و «دیپلماسی/دولت» از آن به مشام میرسد. این اظهارنظرهای غیردقیق که درک درستی از پیچیدگیهای حکمرانی و منافع عالیهی کشور ندارند، با ایجاد دوگانههای کاذب، همان انسجامی را هدف قرار میدهند که میدان و خیابان برای حفظ آن ایستادهاند و رهبر انقلاب نیز در پیامهای خود بر آن تصریح و تأکید داشتهاند.
اقتدار ملی یک منظومهی به هم پیوسته است؛ رسانهها، بهویژه رسانههای فراگیر، باید مراقب باشند که با قاببندیهای نامتوازن، ناخواسته بالهای اجرایی و دیپلماتیک کشور را در افکار عمومی قیچی نکنند. پرواز ایمن در شرایط متلاطم، نیازمند روایتی است که در آن شمشیر میدان، منطق دیپلماسی، تدبیر دولت و ارادهی خیابان، دوشادوش هم و در یک هارمونیِ بینقص دیده شوند. هیچ جزئی از این چهارگانه، بدون حضور مقتدرانهی سه جزء دیگر، قادر به خلق پیروزیِ پایدار نخواهد بود.
در نهایت، باید پذیرفت که در نبردهای چندلایهی امروز، کشوری فاتح میدان است که بتواند دستاوردهای سختِ نظامی را در کارزار نرم دیپلماسی و اقتصاد تثبیت کند. رسانهی ترازِ منافع ملی، رسانهای است که به جای تقلیل دادن تصویر اقتدار به یک یا دو بُعد، آینهی تمامنمای این «چهارضلعی طلایی» باشد. زمان آن فرا رسیده که خطوط رسانهای، لنز دوربینهای خود را از خطای دیدِ فعلی اصلاح کنند؛ چرا که پیروزی نهایی و تضمین منافع بلندمدت کشور، نه در تکصدایی و هیجانات مقطعی، بلکه در شکوهِ یک سمفونیِ یکپارچه از تمام ارکان قدرت ملی نهفته است. هر روایتی که این پیوستگی را مخدوش کند، پیش از آنکه خدمت به میدان باشد، جفایی راهبردی به آیندهی کشور خواهد بود.
