یادداشت بهروز رشیدی، فعال فرهنگی و استاد دانشگاه:
دولت به اصلاحات ساختاری نیاز دارد

بهروز رشیدی، فعال فرهنگی و استاد دانشگاه به بهانه هفته دولت یادداشتی نوشته است. او در این یادداشت به بررسی مشکلات دولت چهاردهم پرداخته است. او در این نوشته به این نکته اشاره کرده است که به جای فرافکنی باید از بحرانها فرصت ساخت. در ادامه این یادداشت آمده است:
به گزارش خبرگزاری سینا، آیا میتوان به بهانه بحران برخی تهدیدات را به فرصتهای حل مشکلات مزمن مبدل کرد؟
با آنکه بروز مشکلات پی درپی برای دولت چهاردهم غیر قابل انکار است و به حکم انصاف نباید قدر و قیمت کوشش دولت را در این وضعیت نباید نادیده گرفت. اما نجابت و استقامت مردم مخصوصاً لایههای میانی جامعه که وسیعترین بخش موجودیت کشور را شکل داده آنچنان است که بار امانت دولت را به غایت سنگین ساختهاست. به یقین برای مردم بینا و بصیر ایران محال است ارزش مدیریت در بحران با مدیریت در شرایط عادی برابرباشد و لذا ارزش کار دولت در این شرایط نادیده گرفته نخواهدشد. اما این قدرشناسی لزوماً موجب چشم پوشی از موانع و مشکلات مزمن نخواهدشد و خوب است مدیران ارشد وزرا و معاونان دولت توجه داشتهباشند که رودررو شدن دولت با بحرانها نه تنها نباید بهانه برای توجیه و فرافکنی باشد بلکه مطابق تجارب و آموزههای مدیریت دوران دفاع مقدس وجود بحران میتواند فرصتی برای مدیران باشد تا با شجاعت و قاطعیت برخی از مسائل ساختاری را رفع و رجوع کنند.
روشن است که این روش نه به عنوان نسخه عمومی برای همه مشکلات بلکه درمان مناسبی برای برخی از مشکلات اجرایی خواهد بود .نیازی به تشریح و بازگویی نیست لذا به همین اشاره بسنده میکنیم . باید اذعان داشت که مشکل کشورما نبود درمان و راه حل نیست بلکه جسارت و قاطعیت مدیرانی که درمان و راه حل را به کار گیرند حلقه گمشده زنجیره مسائل مدیریتی کشور است.
کیست که نداند مدیریت اجرایی در کشور ما از کدام عوارض رنج میبرد؟ مگر غیر از این است که چرخهای بخشی از نظام مدیریت فقط به اتکای امکان زیادهخواهی و ریخت و پاش و فرصت ها و رانتها میچرخد؟
بعد از سال های دفاع مقدس جناح زدگی و باندبازی همچون یک عارضه مزمن بر پیکر نظام اجرایی سایه افکند و هیچ گاه به درستی از آن رها نشد.
از قضا یکی از رازهای شگفت دوران دفاع مقدس که با وجود مشکلات شدید بودجه و امکانات دولت نظام اجرایی دولت متوقف نمیشد دقیقا این بود که پیکره مدیریت کشور با اخلاص و صداقت و تلاش واقعی نمیگذاشت فقر منابع و ضعفهای ساختاری چرخه امور کشور را مختل کند اما بعد از جنگ تحمیلی با شروع مسابقه ثروت اندوزی و نزاع جناح های سیاسی در نتیجه ساختارهای معیوب و شکافهای بزرگ مشکلات و مسائل هر روز بیشتر گریبانگیرشد. طبعاً نظام مدیریت اجرایی کشور نیز از عوارض این وضعیت مصون نماند به همین ترتیب اکنون در شرایط کنونی نیز در مقطع مهمی از حیات نظام در حالی که کشور با انباشتی از مشکلات و مسائل جدی روبرو شده چالش های بزرگ مدیریت کشور همزمان با اوج تنش های سیاسی و گره های روابط بین المللی مسیر عبور مارا سخت تر ساخته است، در نهایت این دولت است که عملاً باید در برابر معضلات قد راست کند .
در چنین موقعیت سخت و سرنوشت سازی طبعاً تنها گذاشتن دولت نتیجهای جز بالارفتن مخاطرات و زیان ها و افت نیروی دولت در بر ندارد این در حالی است که دولت مصمم است از راه حلهای موردی پرهیز کرده و به درمان و رفع و رجوع مشکلات به صورت ریشه ای و اصولی اقدام کند .حتی اگر این روش برای شرایط بحرانی تناسب نداشته باشد انتظار این است که برخی مسائل یک بار برای همیشه از میان برداشته شوند. سیاست و روش درمانهای کوتاه مدت سالهاست که منابع و مقدورات مارا مصرف کرده و حکایت مشکلات همچنان باقی است
اذعان باید داشت که یک آزمون سخت بر بخش وسیعی از زندگی و کار مردم و توان دولت اثر گذاشتهاست اما حق این است که این شرایط پیچیده را نه به عنوان تهدید بلکه یک فرصت بدانیم و برخی مشکلات اجرایی را در این فرصت حل کنیم.
دولت تنها و محروم از همراهی و همدلی از عهده این مهم برنخواهد آمد اگر دیگر بخشهای کشور اعم از مجلس و نظام قضایی و بخش خصوصی و دانشگاه ه و مراکز علمی معتقد به ضرورت حل مشکلات کشور هستند در این مرحله بهتر است در همراهی و تشریک مساعی حضور جدی خود را آشکار سازند.