اسفندماه پر ماجرای سال 1329

از این رو وقتی که از نخست وزیر مقتدرش که در واقعه ترور شاه در دانشگاه تهران(15 بهمن 1327) از مظنونان اصلی بود با عصبانیت خواست پایش را از گلیمش درازتر نکند و بر سرش فریاد کشید:"نه تو سردار سپه هستی و نه من احمد شاه.این سودا را از سر به در کن وگرنه سر خود را به باد خواهی داد." عملا تیر خلاص را بر ادامه صدارت او شلیک کرد و رزم آرا جان بر سر جاه طلبی باخت.رزم آرا که یک تنه در مقابل خواست مجلسیان برای ملی شدن صنعت نفت ایستاده بود و اعتقادی به توانمندی علمی و فنی ایرانیان، حتی در حد ساختن یک لولهنگ(آفتابه) نداشت، تلاش می کرد لایحه الحاقی گس گلشائیان را به تصویب مجلس برساند و انگلستان را مالک بی رقیب ذخایر نفتی ایران کند.امری که نه خوشایند آمریکا و شوروی(سابق) بود و نه از چشم شاه پنهان می ماند. مجلس نیز با این منطق که قرارداد الحاقی برای استیفای حقوق ایران کافی نیست، به آن رأی نداد و در ادامه موضوع ملی شدن صنعت نفت جدی تر مطرح شد.امری که ناراحتی رزم آرا را برانگیخت اما آنقدر زمان نیافت که طرح نویی در اندازد. او در 16 اسفند 1329 در حالی که برای شرکت در مجلس ختم "آیت الله فیض" در آستانه ورود مسجد امام(شاه سابق) بود، به دست یکی از افراد جمعیت فداییان اسلام به نام "خلیل طهماسبی" ترور شد. هنوز هم این واقعه یکی از معماهای تاریخی است که تاریخ معاصر درباره آن به پاسخ روشنی دست نیافته و آنچه هست، ظن و گمان و روایت شفاهی شاهدان است. بسیاری معتقدند که رزم آرا در آن روز قصد شرکت در این مجلس را نداشت و شاه با فرستادن "اسدالله علم" او را وادار کرد که به نمایندگی شاه در این مجلس شرکت کند. این ادعا که شاه در قتل رزم آرا مستقیم نقش داشته باشد، قابل قبول و اثبات نیست اما می توان پذیرفت که چندان هم بی خبر نبوده و منابعی چند این ادعا را ثابت می کند.مورخان معتقدند شاه با استفاده از فرصتی که به دست آمده بود، موجبات اجرای موفقیت آمیز این نقشه را فراهم ساخت؛ چرا که اگر نقشه ترور عملی نمی شد، بهانه ای به دست رزم آرا می افتاد تا نقشه کودتای خود را که پیشتر خبرهایی از آن به گوش شاه رسانده بودند، عملی کند.بنابر این ضرورت داشت که کار بی نقص پیش برود.از این رو به روایت طلوعی در بازیگران عصر پهلوی، یکی از گروهبانهای ارتش در لباس غیر نظامی مأمور انجام کار شد که همراه با علم(وزیر کار) بلافاصله پشت سر رزم آرا حرکت کند، او مأمور بود همین که طهماسبی مبادرت به تیراندازی کرد با گلوله کلت رزم آرا را مورد اصابت قرار دهد تا نقشه این طرح دقیقاً به موقع اجرا شود. برخی از این نیز فراتر رفته اند و معتقدند که رزم آرا با تفنگ طهماسبی کشته نشد:"همه آنهایی که اثر گلوله ها را در بدن رزم آرا دیده بودند، تردید نداشتند که او با گلوله کلت کشته شده نه با گلوله اسلحه خفیف.
با ترور رزم آرا، کمیسیون نفت، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور را پذیرفت و این طرح را به مجلس تقدیم کرد: «نظر به این که ضمن پیشنهادهای واصله به کمیسیون نفت مبنی بر ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورد توجه و قبول کمیسیون قرار گرفته و از آنجائیکه وقت کافی برای مطالعه در اطراف اجرای این اصل باقی نیست، کمیسیون مخصوص نفت از مجلس شورای ملی تقاضای دو ماه تمدید می نماید. بنابراین ماده واحده ذیل را با قید دو فوریت برای تصویب، تقدیم مجلس شورای ملی می نماید. ماده واحده: مجلس شورای ملی تصمیم مورخ 29/12/17 کمیسیون مخصوص نفت را تایید و با تمدید مدت موافقت می نماید.
تبصره1: کمیسیون نفت مجاز است از کارشناسان داخلی و خارجی در صورت لزوم دعوت نماید و مورد استفاده قرار دهد.
تبصره 2: آقایان نمایندگان حق دارند تا پانزده روز بعد از تشکیل کمیسیون حق حضور داشته باشند».
بدین ترتیب ماده واحده ملی شدن صنعت نفت در روز 24 اسفند در مجلس شورای ملی مطرح شد و به اتفاق آرا به تصویب رسید و در آخرین روز از اسفند ماه 1329 این مصوبه در مجلس سنا تایید واعلا م شد: «به نام سعادت ملت ایران و به منظور تامین صلح جهان، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می نماییم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی شود، یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره برداری در دست دولت قرار گیرد».
مهرداد نصرتی





