تهدیدی منطقه‌ای یا خطری برای اینترنت جهان؟
نگاهی به پیامدهای قطع کابل‌های اینترنت در تنگه هرمز

طی ماه های گذشته بارها بحث احتمال قطع شدن کابل های اینترنت در خلیج فارس مطرح شده است. تصور کنید در پی تشدید بحران نظامی، ارتباط اینترنتی بانک‌ها، شرکت‌ها، مراکز داده و میلیون‌ها کاربر در چند کشور منطقه با اختلال روبه‌رو شود. آیا چنین اتفاقی می‌تواند اینترنت جهان را نیز از کار بیندازد؟ پاسخ این پرسش به شناخت زیرساخت های منطقه وابسته خواهد بود که بخش بزرگی از ارتباطات دیجیتال جهان بر آن استوار شده است. در این گزارش قصد داریم به بررسی سناریوهای محتمل در چنین شرایطی بپردازیم.

به گزارش سیناپرس، در روزهای اخیر، تهدیدهای مطرح‌شده از سوی مقام‌های ایرانی درباره احتمال هدف قرار دادن کابل‌های ارتباطی زیردریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز، بار دیگر توجه رسانه‌ها را به آسیب‌پذیری زیرساخت‌های دیجیتال جلب کرده است. برای ارزیابی درست این تهدیدها، باید میان اظهارات سیاسی و امنیتی، برنامه‌های احتمالی نظامی و واقعیت‌های فنی شبکه جهانی اینترنت تفاوت قائل شد.

بررسی گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد؛ موضوع کابل‌های زیردریایی از سطح گمانه‌زنی رسانه‌ای فراتر رفته و به بخشی از ادبیات تهدید متقابل در مناقشه ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ هرچند این مسئله به‌خودی‌خود به معنای آغاز عملیات علیه این زیرساخت‌ها نیست.

چند روز پیش، شبکه الجزیره گزارش داد که سردار محسن رضایی مقام ارشد امنیتی ایران، درباره احتمال هدف قرار گرفتن مراکز داده، کابل‌های اینترنتی و تأسیسات مرتبط با هوش مصنوعی در منطقه، در صورت ازسرگیری جنگ با آمریکا، هشدار داده است. در ادامه نیز اظهاراتی درباره اهمیت کابل‌های زیردریایی و احتمال معرفی اهداف و تسلیحات جدید منتشر شد. سپس سردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در اظهاراتی که در ۲۹ مهر ماه بازتاب یافت، مشخصاً به هفت کابل اینترنتی در مسیر تنگه هرمز اشاره کرد و احتمال هدف قرار گرفتن آنها را در صورت حمله به زیرساخت‌های ایران مطرح کرد

روز گذشته نیز خبرگزاری رویترز به نقل از دو مقام ارشد امنیتی ایرانی که نامشان را منتشر نکرد، گزارش داد که ایران برای هدف قرار دادن کابل‌های ارتباطی زیردریایی در صورت حمله مجدد آمریکا و اسرائیل، برنامه‌های مشخصی تدوین کرده است. بنا بر این گزارش ها، یکی از مقام‌ها همچنین از احتمال جلوگیری از تعمیر کابل‌های آسیب‌دیده با هدف طولانی‌تر کردن اختلال‌ها سخن گفته است. با این حال، گزارش یادشده جزئیات عملیاتی قابل راستی‌آزمایی درباره زمان، مکان و شیوه اجرای چنین برنامه‌ای ارائه نمی‌کند.

به این ترتیب و با بررسی اخبار منتشر شده در این رابطه، باید میان این موضوعات تمایز گذاشت زیرا اظهارات علنی مقام‌های ایرانی، گزارش رسانه‌ای مبتنی بر منابع ناشناس درباره برنامه‌ریزی احتمالی و وقوع واقعی حمله به کابل‌ها و شواهد منتشرشده در منابع یادشده، وجود تهدیدهای علنی و ادعای برنامه‌ریزی را تأیید می‌کند؛ اما به‌تنهایی اثبات‌کننده اجرای عملیات علیه کابل‌های اینترنتی نیست.

 کابل‌های زیردریایی چگونه کار می‌کنند و قطع آنها چه پیامدی دارد؟

برخلاف تصوری که ممکن است وجود داشته باشد، اینترنت عمدتاً از طریق ماهواره‌ها منتقل نمی‌شود. بخش عمده ارتباطات بین‌المللی داده بر شبکه‌ای از کابل‌های فیبر نوری زیردریایی متکی است. این کابل‌ها با انتقال پالس‌های نوری، اطلاعات را میان قاره‌ها جابه‌جا کرده و زیربنای ارتباطات بانکی، تجارت الکترونیکی، تماس‌های اینترنتی، خدمات ابری و بسیاری از سامانه‌های هوش مصنوعی را تشکیل می‌دهند.

بر اساس بررسی های انجام شده توسط تیم ترویج علم سیناپرس و طبق اطلاعات موجود در وبسایت اتحادیه بین‌المللی مخابرات، کابل‌های زیردریایی میزبان حدود ۹۹ درصد ترافیک اینترنت بین‌المللی هستند. با این حال، این رقم به معنای آن نیست که ۹۹ درصد اینترنت جهان از یک مسیر مشخص عبور می‌کند زیرا شبکه جهانی از صدها سامانه کابلی و مسیرهای زمینی متعدد تشکیل شده است و هر منطقه سهم متفاوتی از این ظرفیت را در اختیار دارد.

کمیته بین‌المللی حفاظت از کابل‌ها (ICPC) طی اطلاعیه‌ای در ۳۰ اردیبهشت سال جاری تأکید کرد که تنگه هرمز برای ارتباطات دیجیتال کشورهای منطقه اهمیت دارد، اما سهم پهنای باند عبوری از این تنگه از یک درصد پهنای باند بین‌المللی جهان کمتر است. بر اساس همین ارزیابی، خطر ناشی از آسیب دیدن کابل‌های این منطقه را باید در درجه نخست منطقه‌ای دانست، نه تهدیدی برای قطع اینترنت در سراسر جهان. در نتیجه، اگر تعدادی از کابل‌های این مسیر آسیب ببینند، نمی‌توان به‌طور خودکار نتیجه گرفت که اینترنت جهانی قطع خواهد شد.
در این شرایط استفاده از راهکار شبکه‌گردانی ممکن است بتوانند بخشی از ترافیک را به مسیرهای دیگر هدایت کنند؛ اما این فرایند به ظرفیت مسیرهای جایگزین، ساختار شبکه و میزان وابستگی هر کشور به کابل‌های آسیب‌دیده بستگی دارد. برای مثال، کشورهای بحرین، قطر و کویت از مسیرهای زمینی متصل به عربستان سعودی نیز بهره می‌برند و کویت به عراق هم اتصال زمینی دارد. عربستان سعودی نیز بخش عمده ظرفیت ارتباطی بین‌المللی خود را از کابل‌هایی دریافت می‌کند که در ساحل دریای سرخ به خشکی می‌رسند. با این حال، وجود مسیر جایگزین به معنای برخورداری از ظرفیت کافی برای انتقال تمام ترافیک در شرایط بحرانی نیست.

از این رو محتمل ترین سناریو در صورت قطع کابل های اینترنت خلیج فارس این است که آسیب های فوق می‌تواند به کاهش سرعت اینترنت، افزایش تأخیر ارتباطی، اختلال در تراکنش‌های مالی و تجارت الکترونیکی و محدودیت دسترسی به خدمات ابری منجر شود. دامنه خسارت نیز در کشورها و شرکت‌هایی که وابستگی بیشتری به مسیرهای آسیب‌دیده دارند، وسیع‌تر خواهد بود.

در این میان عامل مهم دیگر، امکان تعمیر کابل‌هاست. ترمیم این زیرساخت‌ها به کشتی‌های تخصصی، تجهیزات فنی و مجوزهای لازم برای فعالیت در آب‌های مربوط نیاز دارد. در شرایط جنگی، ناامنی دریایی، افزایش هزینه بیمه و محدودیت تردد کشتی‌های تعمیراتی می‌تواند زمان بازگشت شبکه به وضعیت عادی را افزایش دهد. بنابراین، خطر اصلی لزوماً قطع دائمی اینترنت نیست؛ بلکه ممکن است اختلالی محدود در ابتدا، به دلیل دشواری تعمیر و کمبود ظرفیت جایگزین، طولانی شود.

حال برای پاسخ به این موضوع که آیا تهدید ایران می‌تواند اینترنت کل جهان را مختل کرده و جهان را در تاریکی دیجیتال فرو می برد یا خیر؟ باید در نظر بگیریم که پاسخ علمی به این پرسش نیازمند تفکیک سه سطح از پیامدهاست.

نخست، اختلال منطقه‌ای که در صورت آسیب دیدن چند کابل و کاهش ظرفیت مسیرهای جایگزین، سناریویی جدی و قابل تصور است. دوم، اختلال در بخشی از ارتباطات بین‌المللی که ممکن است بر اثر تغییر مسیر ترافیک، ازدحام شبکه‌ها یا تأخیر در تعمیرات رخ دهد. سوم، قطع گسترده اینترنت جهان که صرفاً با آسیب دیدن کابل‌های تنگه هرمز متصور  نیست؛ زیرا مسیرهای اصلی ارتباطی میان اروپا و آسیا از جمله از دریای سرخ عبور می‌کنند و شبکه جهانی به یک گلوگاه منفرد وابسته نیست.

البته این ارزیابی به معنای بی‌اهمیت بودن آسیب به مسیرهای ارتباطی خلیج فارس نیست. اگر آسیب به چند مسیر با اختلال در مراکز داده، محدودیت مسیرهای زمینی یا جلوگیری از تعمیر کابل‌ها همراه شود، پیامدهای اقتصادی و ارتباطی این رویداد می‌تواند تشدید شود. همچنین، باید توجه داشت که آسیب‌پذیری هر کشور به محل اتصال کابل‌ها، ظرفیت شبکه داخلی و میزان تنوع مسیرهای ارتباطی آن وابسته است.

علاوه بر موارد فوق باید در نظر داشت که از منظر سیاسی و امنیتی نیز، تهدید زیرساخت‌های دیجیتال می‌تواند ابزاری برای بازدارندگی و افزایش هزینه احتمالی جنگ باشد. رویترز به نقل از یک پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه گزارش کرده است که چنین تهدیدهایی ممکن است با هدف افزایش نگرانی دولت‌های عربی و شرکت‌های فناوری درباره امنیت سرمایه‌گذاری‌ هایشان مطرح شوند هرچند این تفسیر، تحلیل یک کارشناس از انگیزه احتمالی تهدیدهاست و نباید آن را به‌عنوان انگیزه قطعی و اثبات‌شده مقام‌های ایرانی تلقی کرد.

در پایان تاکید می شود، داده‌های فنی نشان می‌دهد که آسیب به کابل‌های تنگه هرمز به‌تنهایی به معنای خاموشی اینترنت جهان نیست؛ با این حال، می‌تواند ارتباطات دیجیتال کشورهای جنوب خلیج فارس را با اختلالی بسیار پرهزینه روبه‌رو کند و این کشورها برای مدتی نامشخص دسترسی خود به بسیاری از فعالیت های آنلاین و بازارهای مالی و …. را از دست داده و آسیبی جدی از موضوع متحمل شوند. علاوه بر این مساله فوق همچنان به ما یادآور می شود که اینترنت، با وجود ماهیت نامرئی و گسترده‌اش، به زیرساخت‌های فیزیکی وابسته بوده؛ زیرساخت‌هایی که حفاظت از آنها، تنوع‌بخشی به مسیرهای ارتباطی و آمادگی برای تعمیر سریع، بخشی اساسی از امنیت دیجیتال امروز به شمار می‌رود.

گزارش: احسان محمدحسینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا