سایه جنگ و بحران روانی جامعه علمی ایرانیان در آمریکا

تحولات اخیر خاورمیانه تأثیر عمیقی بر فضای آکادمیک ایالات متحده گذاشته است. ترس از ناامنی عزیزان در خاک ایران، باعث شده بسیاری از ایرانیان مقیم آمریکا، حتی با وجود امنیت فیزیکی خود، دچار اختلال شدید در تمرکز و زندگی روزمره شوند.
به گزارش سیناپرس، جنگ و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، علاوه بر پیامدهای انسانی و منطقهای، اثرات قابلتوجهی بر فضای علمی و دانشگاهی ایالات متحده، بهویژه در ایالت ایلینوی و شهر شیکاگو برجای گذاشته است. گزارشها نشان میدهد این تحولات نهتنها روند آموزش و پژوهش را مختل کرده، بلکه وضعیت روانی دانشجویان و اساتید ایرانی و حتی غیرایرانی را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
مهرنوش سروش، استاد دانشگاه شیکاگو که اهل ایران است و پژوهشهایش در حوزه باستانشناسی بر خاورمیانه تمرکز دارد، یکی از همین افراد است. از زمانی که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به ایران حمله کردند، خانم سروش در برقراری ارتباط با عزیزانش با مشکل مواجه شده است. او در این باره میگوید: «مردم من، خانوادهام، هر بخش از کشورم، میراث فرهنگیام؛ همه چیز زیر بمباران است.»
برای هفتهها، و اکنون در حالی که مهلت آتشبس دو هفتهای دونالد ترامپ رو به پایان است، او و دیگر ایرانیانی که در دانشگاههای آمریکا تحصیل یا کار میکنند، برای تمرکز بر درس و کار دچار مشکل بودهاند؛ چرا که ترس از ناامن بودن عزیزانشان، ذهن آنها را در خارج از کشور مشغول کرده است.
در سراسر پردیسهای دانشگاهی ایالت ایلینوی، دانشجویان و اعضای هیات علمی با پیامدهای جنگ علیه ایران دستوپنجه نرم میکنند. در آمریکا، برخی دانشجویان مطمئن نیستند که پس از فارغالتحصیلی بتوانند به کشورشان بازگردند، درحالیکه برخی دیگر که تلاش دارند در آمریکا بمانند، نتوانستهاند ویزای خود را تمدید کنند.
این جنگ همچنین اثرات ملموسی بر آموزش و یادگیری داشته است؛ بهطوریکه برخی دانشگاهها، از جمله دانشگاه شیکاگو، به دلیل خشونتها، برنامههای تحصیل در خارج و پروژههای پژوهشی در منطقه را لغو کرده و یا به تعویق انداختهاند. همچنین این درگیری پرسشهای بزرگتری درباره آزادی بیان در دانشگاهها و وضعیت کنشگری ضدجنگ مطرح کرده است، زیرا برخی دانشجویان در دوران ریاستجمهوری ترامپ از اعتراض کردن خودداری میکنند.
برای سروش، که برای ادامه تحصیل در دانشگاه به تهران نقل مکان کرده و در آنجا ازدواج کرده است، دردِ دانستن اینکه مکانهایی که پسزمینه خاطرات عزیزش بودهاند، اکنون ویران شدهاند، به بخشی از پژوهش او تبدیل شده است. او پروژه «میراث فرهنگی خاورمیانه در معرض خطر در درگیریهای مسلحانه» را برای مستندسازی تخریبها در ایران، در دست گرفت. این پروژه تاکنون نزدیک به ۱۰۰ مکان را نقشهبرداری کرده و این محقق تخمین میزند که تعداد بسیار بیشتری به آن افزوده خواهد شد. سروش گفت: «یک ترانه معروف وجود دارد که بسیار زیبا خوانده شده… و میگوید خانهام در آتش است.» او میگوید ایران را اکنون اینگونه تصور میکند: «واقعا احساس میکنم خانهام در آتش است.»
تنوع دیدگاهها درباره جنگ بر نحوه حمایت دانشجویان و اعضای هیات علمی از یکدیگر نیز تاثیر گذاشته است. به عنوان مثال این دانشجو (سروش) در گذشته، هنگام وقوع خشونت در خاورمیانه در کنار دیگر سایر ایرانیان آرامش پیدا میکرد. او دانشجویان را به خانهاش دعوت میکرد، جایی که معمولا درباره ایران صحبت میکردند، رویدادهای جاری را بررسی میکردند و به یکدیگر دلداری میدادند. اما اکنون او مردد است، چون نمیداند آنها در کدام طرف قرار دارند و برقراری ارتباط با کسانی که جنگ را جشن میگیرند برایش دشوار است.
او با ناراحتی در این باره میگوید: در درگیریهای گذشته فقط یک ایمیل به همه دانشجویان ایرانی میفرستادم و میگفتم بیایید. میتوانید در خانه من کمی آرامش پیدا کنید. اما حالا ممکن است بعضیها بیایند و طرفدار جنگ باشند. من نمیتوانم این کار را بکنم چون باید از خودم محافظت کنم.
این جنگ به شیوههای دیگری نیز فضای دانشگاهی را تغییر داده است. عمر مظفر، امام جماعت مسلمان و استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه لویولا شیکاگو میگوید که در کلاسهایش نشانههایی از درگیری ذهنی دانشجویان با این بحران دیده است.
او گفت دانشجویان منزویتر و حواسپرتتر شدهاند و برخی کمتر از قبل در کلاس مشارکت میکنند. برخی بیشتر کلاس را غیبت میکنند و در انجام تکالیف دچار مشکل شدهاند. او همچنین شنیده است که برخی دانشجویان درباره احتمال اعزام به خدمت نظامی سوال میکنند.
جسیکا واینگار، استاد انسانشناسی و مطالعات خاورمیانه در نورثوسترن نیز میگوید دانشجویان نسبت به آنچه در ایران رخ میدهد و ارتباط آن با تاریخ خاورمیانه و سیاست خارجی آمریکا علاقهمندند. او در این باره میگوید: صادقانه بگویم، بسیاری از دانشجویان وقتی درباره تاریخ دخالت آمریکا در منطقه میآموزند، بسیار شگفتزده میشوند و اغلب این موضوع آنها را عصبانی میکند و میخواهند کاری انجام دهند.
یک دانشجوی دکتری ساکن شیکاگو که در ایران بزرگ شده است نیز درباره مشکلات ناشی از وقوع جنگ گفت: آگاهی نداشتن آمریکاییها از دههها تحریمهای آسیبزننده علیه ایران یا سوءبرداشت از تاریخ روابط دو کشور، امری غیرمعمول نیست.
او که به دلیل ترس از افشای اطلاعات شخصی و آزار و اذیت ناشناس ماند، گفت: این آگاهی جمعی نوظهور در میان آمریکاییها درباره سیاست و آنچه در جنگ رخ میدهد میتواند فرصتهایی برای سازماندهی و اقدام جمعی ایجاد کند.
در حالی که بسیاری از دانشجویان پس از حوادث ۷ اکتبر و جنایات اسرائیل در غزه در تظاهرات شرکت کردند، مظفر میگوید احساسات ضدجنگ اکنون شکل متفاوتی به خود گرفته است. او گفت: در مورد حملات به ایران، نارضایتی همانند واکنش حملات اسرائیل به غزه است. اما تقریبا هیچ اعتراضی در پردیسها برگزار نمیشود.
به گفته مظفر، دانشجویان و اساتید پس از مشاهده اینکه کمپهای حامی فلسطین با اعتراضات متقابل مواجه شده و توسط پلیس جمعآوری شدند، محتاطتر شدهاند. همچنین با بازگشت ترامپ به قدرت و اقداماتی که برای محدود کردن اعتراضات در دانشگاهها انجام داده، این ترس تشدید شده است.
او افزود ترس از افشای اطلاعات و آزار، برخی دانشجویان را که ممکن بود مخالفت خود با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را آشکارا بیان کنند، ساکت کرده است. او همچنین نگران است که صحبت درباره جنگ در کلاس باعث انتقاد یا حمله از سوی ترامپ و دیگر سیاستمداران راستگرا شود. با این حال، مظفر همچنان در کلاس درباره جنگ بحث میکند و دانشجویان را تشویق میکند دیدگاههای متفاوت را مطرح کنند.
او گفت: برای آینده جامعهمان، حتی با وجود این ترسها، باید درباره این مسائل صحبت کنیم.
به نقل از ایسنا، کمبود نسبی توجه به جنگ علیه ایران برخی دانشجویان و اعضای هیات علمی مرتبط با این کشور را ناامید کرده است. برای مثال، سروش گفت دانشگاه شیکاگو ایمیل سراسری درباره این جنگ و پیامدهای آن ارسال نکرده، در حالی که پس از حمله روسیه به اوکراین چنین کاری انجام داده بود. در ایمیلی در سال ۲۰۲۲ آمده بود: «ما درد و دشواری ناشی از این وضعیت را درک میکنیم—برای اعضای جامعه دانشگاهی از اوکراین، روسیه و اروپا و دیگرانی که امیدوار بودند از یک درگیری بزرگ جلوگیری شود.»
سروش امیدوار بود هنگام آغاز جنگ ایران نیز پیام مشابهی منتشر شود. او میگوید: ما از شما نمیخواهیم طرفی را انتخاب کنید. ما میخواهیم همبستگی و همدلی نشان دهید و بپذیرید که جوامعی تحت تاثیر قرار گرفتهاند.





