احیاء عروسکهای بومی ایران/1
عروسکهایی که قصه زندگی را روایت میکنند/آنان حافظان میراث هستند

در جهانی که اسباببازیهای صنعتی و پویانماییهای پر زرق و برق ذهن کودکان را تسخیر کردهاند، عروسکهای بومی ایرانی دوباره جان میگیرند. عروسکهایی ساده اما پر از معنا که نهتنها وسیله بازی کودکان، بلکه آیینهای از باورها، پوشاک، سبک زندگی و حتی غمها و شادیهای زنان هر منطقهاند. افسانه احسانی، پژوهشگر و فعال فرهنگی، بیش از یک دهه است که به دنبال احیای این میراث فراموششده است.
زهره نیلی: افسانه احسانی کار خود را با سفر به روستاها و مناطق مختلف ایران آغاز کرد. او با زنان و مردمانی گفتوگو کرد که هنوز در صندوقچههای قدیمیشان، نمونههایی از عروسکهای دستساز را نگه داشته بودند. عروسکهایی که هر کدام با پارچههای محلی، نخ و تکههای ساده ساخته میشدند، اما در پشت ظاهر سادهشان دنیایی از باورها، آداب و رسوم و حتی نقشهای جنسیتی نهفته بود.
او در این مسیر نه فقط عروسکها را گردآوری کرد، بلکه روایتها و قصههایی را که همراهشان بود نیز ثبت کرد. او به تدریج پروژههای آموزشی و نمایشگاهی را شکل داد تا این عروسکها دوباره در حافظه جمعی ما جای بگیرند.

افسانه احسانی در گفتوگوی اختصاصی با خبرگزاری سینا، علاقهاش به عروسکهای بومی را اینگونه روایت میکند: سال ۸۴ همزمان با تأسیس مؤسسه آوای طبیعت پایدار به خوزستان رفتم. در یک دوره آموزشی دانشگاه استرالیا با همکاری سازمان میراث شرکت داشتم. آنجا یکی از شاگردانم برایم عروسکی آورد به اسم «لیلی». آنقدر خوشحال شدم که وقتی شاگردم ماجرا را برای مادربزرگش ـ که سازنده عروسک بود ـ تعریف کرد، مادربزرگ متعجب شد. گفت تا حالا کسی از دیدن عروسکهای من این اندازه خوشحال نشده. همان لحظه بود که با خودم گفتم مگر میشود کسی این عروسکها را دوست نداشته باشد؟ و همین شد که تصمیم گرفتم روی عروسکهای بومی متمرکز شوم.
از قشم تا خراسان جنوبی؛ احیای یک میراث ملی
نخستین گامهای جدی احسانی در جزیره قشم برداشته شد. او به زنان محلی پیشنهاد داد دوباره عروسک بسازند و این میراث ارزشمند را زنده کنند؛ اما یکسری موانع اعتقادی وجود داشت. برای مثال زنان روستای برکه خلفِ قشم میگفتند اگر عروسک بسازیم باید در قیامت به آن روح بدهیم. اینجاست که افسانه احسانی، به گفته خودش با بزرگترها صحبت میکند و به آنها توضیح میدهد که ساخت عروسک، بخشی از هویت فرهنگیشان است. در نهایت، وقتی نوروز 1390، جشنواره عروسکها را برگزار میکند، 80 زن روستایی با عروسکهاشان در این رویداد فرهنگی شرکت میکنند.
او در ادامه میگوید: اما همه روستاها و شهرهای ایران شبیه قشم و برکه خلف نبودند و به این سادگی نمیپذیرفتند و با ما همکاری نمیکردند. برای مثال در خراسان جنوبی، بهویژه روستای ماخونیک، مقاومت شدیدی وجود داشت اما سرانجام مردم پذیرفتند که عروسکهای بومی میتوانند به اقتصاد محلیشان کمک و فرهنگ و هنر و آداب و رسومشان را به مردمان دیگر معرفی کنند.
عروسکها، آیینه زندگی
عروسکهای بومی فقط اسباببازی نیستند؛ آنها آداب و رسوم و سبک زندگی مردم در شهرها و روستاهای مختلف ایران را روایت میکنند. احسانی به شکلهای مختلف عروسک و داستانهای گوناگونشان، اشاره و بیان میکند: زن روستایی در روزگار گذشته، عروسکها را براساس حال و روز خود میساخت. برای مثال اگر باردار بود، عروسک چاقی درست میکرد. در ماه رمضان عروسکها محجبه میشدند. پس همین نکته نشان میدهد که عروسکها نه فقط وسیله بازی که انعکاس احساسات و زندگی واقعی زنان بودند. برای همین است که بعضی عروسکها غمگیناند و برخی شاد؛ چون سازندهشان، حس و حال همان روز و ساعت خود را منتقل کرده است.
لباس عروسکهاهم گنجینهای از پوشاک محلی است؛ از شلیتههای شمالی تا لباسهای سوزندوزی خراسان و چادرهای رنگارنگ جنوب. به همین دلیل، این عروسکها، نوعی «مردمنگاری مینیاتوری» نیز بهشمار میروند.
جالب اینکه حس و حال عروسکها در مناطق مختلف ایران هم با یکدیگر متفاوت است. مثلا عروسکهای خراسان جنوبی، خیلی غمگین بودند و لباسهای تیره بر تن داشتند اما در گیلان، همه عروسکها رنگی و شاد بودند.
چالش اصالت و نوآوری
برخی منتقدان معتقدند افسانه احسانی، بیش از حد به اصالت پایبند است و اجازه نوآوری نمیدهد. احسانی در پاسخ میگوید: ابتدا باید میراث خود را همانگونه که هست، بیکم و کاست حفظ کنیم؛ بعد به فکر جذب مخاطب باشیم. به نظر، تا وقتی در هر استان، یک موزه دائمی عروسک وجود نداشته باشد، تغییر شکل و ظاهر عروسکها درست نیست. ما به دنبال عروسکهای اصیل مثل دوتوکها، قنداقیها یا قرچوقهای ترکمن هستیم، نه صرفاً عروسکهایی که لباس محلی تنشان کردهاند.
پژوهشگر کتاب «دوتوک؛ عروسک کوچک بلوچی» که نشان نقرهای لاکپشت پرنده را هم از آن خود کرده، بیچهره بودن را یکی از نکات مهم در عروسکهای بومی میداند و میگوید: بیشتر عروسکهای اصیل ما صورت ندارند. باور این است که خلقت کامل از آن خداوند است. این باور در فرهنگهای دیگر هم هست؛ روسها و مکزیکیها هم عروسکهای بیچهره دارند. گاهی هم از دکمه به جای صورت استفاده میشود.
زنان، لالاییها و عروسکها
افسانه احسانی بر این باور است که عروسکها بازتاب زندگی زناناند. لالاییها ادبیات زنانهاند؛ مادر حتی وقتی بچه خوابیده ادامه میدهد. عروسک هم، تجسم خوشیها و ناخوشیهای زنان است. به همینخاطر ما میخواهیم همه زنان در این جریان مشارکت کنند و از طریق خلق و کارآفرینی، اعتماد به نفسشان را باز یابند.
این فعال حوزه گردشگری با تاکید میگوید: ما عروسکساز نیستیم، ما حافظان میراثیم. عروسکهای بومی امروز بیش از هر زمان دیگری میتوانند روایتگر هویت فرهنگی ایران باشند؛ از شادیهای شمال تا غمهای شرق، از رنگهای جنوب تا پوشاک غرب. تلاش ما و زنان روستایی این است که هم، جان تازهای به این میراث بدهیم؛ هم میان کودکان امروز و ریشههای دیروز ارتباط برقرار کنیم.