مسئله شعر گفتن هوش مصنوعی نیست؛ ردپای انسان کجاست؟

هوش مصنوعی ممکن است روزی شعرهایی بسراید که تشخیص آنها از آثار انسانی دشوار باشد، اما از نگاه برخی منتقدان، مسئله مهمتر این است که زبان چگونه شکل گرفته است. تجربه، احساس، تلاش، بازنگری و حتی خطاهای نویسنده بخشی از ارزش یک اثر انسانیاند؛ عناصری که متنهای تولیدشده با هوش مصنوعی، حتی در صورت شباهت ظاهری، لزوماً از آنها برخوردار نیستند.
به گزارش سیناپرس، آیا هوش مصنوعی خواهد توانست شعرهایی بسراید که از شعرهای سرودهشده توسط انسان قابل تشخیص نباشند؟ آیا دانشجویان من خواهند توانست نوشتههای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را به عنوان اثر خودشان ارائه کنند؟ پاسخ من به هر دو پرسش این است: امیدوارم نه، اما احتمالاً بله. بااینحال، این مسئله دغدغۀ اصلی من نیست. اجازه بدهید در عوض بر دو نکته دیگر تأکید کنم.
نخست اینکه نوشتههای هوش مصنوعی ذاتاً بد هستند، زیرا هوش مصنوعیِ مولد محصولی است که شرکتهایی خطرناک، سودجو و فاقد اصول اخلاقی به خورد جامعه دادهاند. هزینههای سنگین زیستمحیطی و اجتماعی این محصول دیگر بر کسی پوشیده نیست. وقتی شرکتهایی مانند اوپنایآی و آنتروپیک منابع جهانِ در حال سوختن را هر چه بیشتر به یغما میبرند، دغدغههایی بسیار مهمتر از این وجود دارد که آیا هوش مصنوعی میتواند مانند امیلی دیکنسون شعر بنویسد یا نه.
اما نکتۀ دوم این است که خاستگاه زبان اهمیت دارد؛ نوشتههای هوش مصنوعی هرچقدر شبیه به آثارِ انسانی به نظر برسند، هرگز «انسانی» نخواهند بود. من خواندن آثار شاعران محبوبم را به همان دلیلی دوست دارم که از خواندن کارهای دانشجویانم لذت میبرم: زیرا زبانشان محصول اندیشه، تلاش، بازنگری، نظمبخشی و پرداخت انسانی است که احساسات و تجربههای واقعی داشته است.
من آن اصطکاک در متن را دوست دارم و میخواهم آن تقلا و کشمکشی را که نویسنده برای بیان مقصودش داشته حس کنم. حتی اشتباههای انسانی را هم دوست دارم؛ عادتهای زبانی، عبارتبندیهای دستوپاگیر، لغزشهای آشکار و هر چیزی که به من نشان دهد پشت این واژهها انسانی حضور دارد؛ هر چیزی، جز آن صیقلخوردگی بینقص و آن بیجانی اساسی، بیمارگونه و ذاتیِ نوشتههایی که هوش مصنوعی تولید میکند.
تا یک سال پیش، هرگز به ذهنم نمیرسید در تعریف شعر اضافه کنم که شعر «زبانی است که به دست انسان نوشته شده باشد»، زیرا تا آن زمان، همۀ زبانها به هر حال توسط انسان نوشته میشدند. اما حالا شرایط عوض شده. این ترم، کلاس را با این بحث آغاز کردم که حضور واقعی انسان تا چه اندازه برای آنچه ما شعر مینامیم بنیادی و تعیینکننده است.





