یافتهای تازه از اسکنهای مغزی؛
شباهت مغز مبتلایان به اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی کشف شد

یک مطالعه جدید با بررسی اسکنهای مغزی نشان میدهد: افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی نوع یک، در الگوی ارتباط میان بخشهای مختلف مغز شباهتهای قابلتوجهی دارند؛ یافتهای که میتواند به درک بهتر ارتباط زیستی میان این دو اختلال روانپزشکی کمک کند.
به گزارش سیناپرس، اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی دو اختلال متفاوت هستند، اما گاهی تشخیص آنها از یکدیگر دشوار میشود؛ بهویژه در مواردی که فرد مبتلا به اختلال دوقطبی علائم روانپریشی را تجربه میکند.
اکنون پژوهشگران دانشگاه پزشکی آنهویی چین با بررسی اسکنهای عملکردی مغز، شواهد تازهای از شباهت در نحوه فعالیت شبکههای مغزی افراد مبتلا به این دو اختلال به دست آوردهاند. نتایج این پژوهش در نشریه Frontiers in Psychiatry منتشر شده است.
در این مطالعه، پژوهشگران تصاویر MRI عملکردی در حالت استراحت ۸۹ فرد مبتلا به اسکیزوفرنی، ۵۷ فرد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک و ۴۵ فرد سالم را بررسی کردند. شرکتکنندگان بین ۱۸ تا ۵۰ سال داشتند.افراد هنگام تصویربرداری وظیفه خاصی انجام نمیدادند و پژوهشگران تغییرات فعالیت بخشهای مختلف مغز را در حالت استراحت بررسی کردند.
مغز به ۹۰ ناحیه تقسیم شد و محققان بررسی کردند فعالیت کدام نواحی در طول زمان با یکدیگر هماهنگ است. این هماهنگی که در علوم اعصاب «ارتباط عملکردی» نامیده میشود، نشان میدهد فعالیت بخشهای مختلف مغز تا چه اندازه با یکدیگر همزمان تغییر میکند. البته این شاخص به معنای وجود ارتباط فیزیکی مستقیم یا سیمکشی عصبی میان دو ناحیه نیست.
نتایج نشان داد: در هر دو گروه مبتلا به اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی، هماهنگی فعالیت شبکههای مغزی در مقایسه با افراد سالم کاهش یافته است.به زبان ساده، در مغز افراد مبتلا به این دو اختلال، بخشهایی که از نظر مکانی فاصله زیادی از یکدیگر دارند، کمتر از مغز افراد سالم فعالیت هماهنگ نشان میدهند.
پژوهشگران همچنین تغییراتی را در ارتباط میان نواحی مرتبط با حافظه، احساسات، توجه، بینایی و پردازش اطلاعات حسی مشاهده کردند.با این حال، کاهش هماهنگی به معنای «کمفعالتر بودن» مغز نیست؛ بلکه نشاندهنده تغییر در نحوه هماهنگ شدن فعالیت بخشهای مختلف آن است.
اگرچه هر دو گروه الگوهایی مشابه از اختلال در ارتباط شبکههای مغزی داشتند، این تغییرات در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی گستردهتر بود.در این افراد، ارتباط در برخی شبکههای مرتبط با پردازش حسی و حرکتی کاهش یافته بود و در مقابل، برخی ارتباطات در شبکههای مربوط به حافظه و احساسات افزایش داشت.همچنین تغییراتی در نواحی مغزی مرتبط با پردازش صدا و زبان و تشخیص چهره مشاهده شد؛ تغییراتی که در گروه مبتلا به اختلال دوقطبی دیده نشد.
این تفاوتها نشان میدهد: اگرچه ممکن است اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی بخشی از سازوکارهای زیستی مشترک داشته باشند، الگوی تغییرات مغزی در اسکیزوفرنی گستردهتر است.
آیا میتوان از اسکن مغز برای تشخیص استفاده کرد؟
پژوهشگران معتقدند اختلالات شبکهای مغز در آینده ممکن است به شناسایی نشانگرهای زیستی برای تشخیص، پیشآگهی و ارزیابی روند درمان کمک کنند؛ اما در حال حاضر نمیتوان از این اسکنها برای تشخیص یک فرد استفاده کرد.
یکی از محدودیتهای مهم مطالعه این است که فعالیت مغز شرکتکنندگان تنها در یک مقطع زمانی بررسی شده است. بنابراین مشخص نیست این تغییرات پیش از آغاز بیماری ایجاد شدهاند یا در نتیجه بیماری، روند درمان یا مصرف دارو به وجود آمدهاند.همچنین اندازه نمونه نسبتاً محدود بود و شرکتکنندگان در مراحل متفاوتی از بیماری قرار داشتند. داروهای مصرفی نیز ممکن است بر فعالیت مغز آنها تأثیر گذاشته باشد.
از سوی دیگر، میزان تغییرات مشاهدهشده در شبکههای مغزی پس از انجام اصلاحات آماری، ارتباط معناداری با شدت علائم شرکتکنندگان نشان نداد.
دو اختلال متفاوت با بخشی از زیستشناسی مشترک
یافتههای این مطالعه با پژوهشهای پیشین نیز همخوانی دارد. مطالعات ژنتیکی گسترده نشان دادهاند اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی بخش قابلتوجهی از عوامل ژنتیکی مؤثر بر خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند.
پژوهشگران تأکید میکنند: این یافتهها به معنای آن نیست که اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی یک بیماری هستند یا هر دو ناشی از یک «نقص سیمکشی مغز» هستند. بلکه نتایج نشان میدهد مرزهای زیستی میان اختلالات روانپزشکی ممکن است به اندازه دستهبندیهای تشخیصی فعلی کاملاً جدا و مشخص نباشد.
برای روشن شدن این موضوع، مطالعات بزرگتر و طولانیمدت باید افراد را از نخستین مراحل بیماری، ترجیحاً پیش از آغاز مصرف دارو، دنبال کنند تا مشخص شود این الگوهای مغزی پایدار هستند، با شدت علائم تغییر میکنند یا میتوانند پاسخ به درمان را پیشبینی کنند.
در مجموع، این پژوهش شواهد تازهای از کاهش هماهنگی شبکههای ارتباطی مغز در هر دو اختلال ارائه میدهد؛ در حالی که تغییرات مشاهدهشده در اسکیزوفرنی گستردهتر است. با این حال، این یافتهها هنوز به معنای ایجاد یک آزمایش تصویربرداری برای تشخیص اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی نیستند و بیشتر به عنوان سرنخی برای شناخت بهتر زیستشناسی مشترک این دو اختلال اهمیت دارند.
مترجم:نداجوادهراتی





