کورکومین زردچوبه در صدر ترکیبات گیاهی ضدسرطان قرار گرفت

مطالعهای تازه که نتایج آن در مجله تخصصی International Journal of Molecular Sciences منتشر شده، نشان میدهد که ترکیب فعال زردچوبه ممکن است بتواند سلولهای سرطانی را به شکلی هدفمندتر از سلولهای سالم تحت تأثیر قرار دهد. این یافته که در دانشگاه پزشکی وروتساو لهستان انجام شده، دریچهای تازه به سوی استفاده از ترکیبات طبیعی در مبارزه با سرطان میگشاید.
به گزارش سینا پرس، فیبروسارکوم، نوعی سرطان نادر و تهاجمی است که در بافت عضلانی رشد کرده و همان بافت را تخریب میکند. این ویژگی، درمان آن را بدون آسیب به بافت سالم بسیار دشوار میسازد. اما پژوهش جدید نشان میدهد که کورکومین (ماده مؤثر زردچوبه) و چند ترکیب گیاهی دیگر ممکن است در شرایط آزمایشگاهی، سلولهای این سرطان را بیش از سلولهای عضلانی سالم هدف قرار دهند.
در این مطالعه، محققان پنج ترکیب گیاهی با سابقه طولانی در طب سنتی را آزمایش کردند:
کورکومین (از زردچوبه)، بربرین (یک آلکالوئید گیاهی)، CAPE (مشتق شده از رزین کندوی زنبور عسل)، بیوکانین A (یافت شده در شبدر قرمز) و کوکوربیتاسین E (از خانواده کدو).
این ترکیبات همگی به مهار پروتئینی به نام NF-κB معروفند که نقش کلیدی در بقا و گسترش تومورها ایفا میکند.
سلولهای سرطانی در مصرف انرژی درماندند
محققان با قرار دادن سلولهای فیبروسارکوم موش و سلولهای عضلانی سالم موش صحرایی در معرض این ترکیبات، تغییرات سلولی را اندازهگیری کردند.
نتایج نشان داد که این ترکیبات، ذخایر انرژی سلولهای سرطانی را بسیار شدیدتر از سلولهای سالم تخلیه میکنند. به طوری که سلولهای عضلانی سالم بین ۲۵ تا ۷۵ درصد از سوخت خود را از دست دادند، در حالی که سلولهای سرطانی بین ۸۳ تا ۹۲ درصد انرژی خود را از دست دادند.
بربرین با تخلیه حدود ۹۲ درصد انرژی، بیشترین تأثیر را در این زمینه داشت. جالبتر آنکه عملکرد میتوکندری (نیروگاه سلول) نیز الگوی مشابهی را نشان داد. بربرین و CAPE باعث فروپاشی تقریباً کامل میتوکندری در سلولهای سرطانی شدند، در حالی که کورکومین و کوکوربیتاسین E تأثیر ملایمتری داشتند. در مقابل، بیوکانین A به طرز عجیبی فعالیت میتوکندری را در سلولهای سرطانی کمی افزایش داد که محققان نتوانستند آن را توضیح دهند.
کورکومین؛ سلولهای سرطانی را «بازنشسته» میکند
شاید مهمترین یافته این پژوهش، تأثیر کورکومین در القای پیری سلولی (Senescence) باشد؛ حالتی که سلولهای استرس زده از تقسیم شدن باز میایستند، اما لزوماً نمیمیرند. در سلولهای درماننشده، تنها ۱۶ تا ۱۸ درصد سلولها این حالت را نشان میدادند، اما پس از تیمار با کورکومین، بیش از ۷۵ درصد سلولهای سرطانی وارد این حالت شدند. بربرین نیز بیش از ۶۹ درصد سلولهای توموری را به این وضعیت کشاند، در حالی که تأثیر بسیار کمتری بر سلولهای سالم داشت. این بدان معناست که کورکومین میتواند سلولهای سرطانی را به طور مؤثری از چرخه تقسیم خارج کند.
در میان پنج ترکیب، بیوکانین A داستانی هشداردهنده داشت. این ماده در محیط کشت سلولی عملکرد درخشانی در کشتن سلولهای سرطانی نشان داد، اما در تست زنده مانی روی لاروهای بید مودی (مدلی ساده و رایج در تحقیقات اولیه دارویی)، عملکرد بسیار ضعیفی داشت؛ به طوری که از هر ۱۰ لارو، تنها ۲ لارو توانستند روز اول را زنده بمانند.
برندگان نهایی؛ کورکومین و بربرین
همچنین فعالیت ژنی عجیبی در سلولهای تیمار شده با این ترکیب مشاهده شد: پس از یک کاهش اولیه، برخی ژنهای مرتبط با بقای تومور تا ۹ برابر سطح عادی افزایش یافتند که نشاندهنده تلاش سلولها برای جبران است.
کورکومین و بربرین که هم در آزمایشگاه عملکرد عالی داشتند و هم در تست زنده مانی روی لاروها ایمن بودند (به ترتیب ۷ و ۹ از ۱۰ لارو زنده ماندند)، به عنوان دو کاندیدای اصلی برای ادامه تحقیقات معرفی شدند.
نویسندگان مقاله تأکید کردهاند که این مطالعه در مرحله بسیار اولیه آزمایشگاهی انجام شده و از حیث بالینی قابل تعمیم به انسان نیست. از محدودیتهای اصلی آن میتوان به مقایسه سلولهای دو گونه جانوری متفاوت (موش و موش صحرایی)، آزمایش بر روی یک رده سلولی خاص از فیبروسارکوم، و عدم بررسی تومور واقعی در بدن یک موجود زنده اشاره کرد. همچنین تست روی لارو بید مودی، هرچند مفید، نمیتواند جایگزین مطالعات سمشناسی و فارماکوکینتیک روی پستانداران شود.
با وجود این محدودیتها، یافتههای این مطالعه مسیر پژوهشی تازهای را پیش روی محققان قرار میدهد. همانطور که محققان اشاره کردهاند، این نتایج اولیه نشان میدهد که ترکیبات گیاهی روزمره میتوانند به روشهای قابل اندازهگیری بر سلولهای سرطانی تأثیر بگذارند. با این حال، تبدیل این یافتههای آزمایشگاهی به یک درمان واقعی، نیازمند سالها تحقیق و کارآزمایی های بالینی است و هدفی است که هنوز فاصله زیادی دارد.
منبع: StudyFinds





