مهمترین اقدام راهبردی کشور، اتکا به ظرفیتهای ملی و نسل جوان

عضو اندیشکده حکمرانی شریف با تأکید بر نقش خودباوری در پیشرفت کشور گفت: مهمترین اقدام راهبردی در سالهای گذشته، انتقال باور به تواناییهای درونی و اتکا به ظرفیتهای ملی و نسل جوان بوده است؛ رویکردی که با تغییر نگاه جوانان به خود و آینده کشور، آنان را به کنشگران فعال عرصههای مختلف علمی، اجتماعی و اقتصادی تبدیل کرد.
به گزارش سیناپرس، محمد سبحانی، عضو اندیشکده حکمرانی شریف با اشاره به چالش همیشگی کشورهای در حال توسعه در مواجهه با الگوهای وارداتی، گفت: مشکل اصلی بسیاری از جوامع، کمبود منابع یا نیروی انسانی نیست؛ مسأله اساسی، نبود یک «روایت بومی» از پیشرفت است.
وقتی شما برای توسعه خود به روایتی که دیگران برایتان ساختهاند تکیه میکنید، همواره در مقام پیرو و دنبالهرو باقی میمانید. آنچه در ایران اتفاق افتاد، یک تغییر پارادایم اساسی بود؛ به این معنا که به جای پرسش از «دیگران برای ما چه ساختهاند؟»، پرسش محوری به این شکل تغییر یافت: «ما از داشتههای خودمان چه میتوانیم بسازیم؟» این بازتعریف پرسش، تمام معادلات پیشین را برهم زد.
وی افزود: شاید بتوان گفت مهمترین کار راهبردی، انتقال این باور به نسل جوان بود که آینده ایران در گرو اتکا به ظرفیتهای درونی است. این یک پروژه نرمافزاری و ذهنی بود که نیازمند سالها تداوم و پیگیری داشت.
نسلی که در فضای پساجنگ به بلوغ رسید، نه خاطره مستقیمی از دوران انقلاب داشت و نه تصویری از خودکفایی در سختترین شرایط، اما آنچه او را به کنشگر فعال تبدیل کرد، همین تغییر در «نحوه دیدن» خود و کشورش بود. وقتی جوان ایرانی میپذیرفت که «توانایی» یک ویژگی ذاتی و قابل پرورش است، نه یک کالای وارداتی، آنگاه بود که گامهای عملی برای تحقق آن برداشته شد.
عضو اندیشکده حکمرانی شریف با اشاره به نقش گفتمان در شکلدهی به واقعیتهای اجتماعی، تصریح کرد: واژگانی که ما در توصیف جهان به کار میبریم، صرفاً برچسب نیستند؛ آنها چارچوب درک ما را تعیین میکنند. در این دوره، ما شاهد ورود و تثبیت مفاهیمی بودیم که پیش از آن یا مهجور بودند یا صرفاً در حد شعار باقی مانده بودند.
مفاهیمی مانند «تحریمناپذیری»، «اقتصاد مقاومتی» یا «نهضت علمی» از یک گفتمان انتزاعی خارج شدند و به دستورالعملهای عملی برای زیست روزمره تبدیل گشتند. این دقیقاً همان نقطهای است که یک گفتمان، از لایه نظری به لایه عملیاتی میرسد و میتواند مسیر یک جامعه را تغییر دهد.
عضو اندیشکده حکمرانی شریف با اشاره به رویکرد راهبردی رهبر شهید انقلاب، گفت: ایشان با بازتعریف مفهوم پیشرفت بر مدار عاملیت ایرانی، منظومه زبانی بومی را جایگزین الگوهای تحمیلی کردند.
سبحانی در پاسخ به این پرسش که این تغییر گفتمان در چه حوزههایی ملموستر بوده است، خاطرنشان کرد: نخستین و آشکارترین حوزه، عرصه دفاع و امنیت است. آنجا که هرگونه اتکا به بیرون، نه فقط غیرممکن، بلکه خطرناک بود، گفتمان خوداتکایی به یک ضرورت حیاتی تبدیل شد. اما نکته مهم این است که این رویکرد، تنها به تولید تجهیزات نظامی محدود نماند؛ بلکه یک «حالت ذهنی» را ایجاد کرد که به تمام شئون کشور تسری یافت.
وقتی شما در سختترین عرصهها میتوانید به توان درونی خود تکیه کنید، این باور در سایر عرصهها نیز بازتولید میشود. به همین دلیل است که میگوییم این دستاورد، فراتر از یک موفقیت تاکتیکی، یک پیروزی راهبردی در حوزه «ذهنیت» بود.
وی در ادامه با اشاره به حوزه نهادسازی، گفت: یکی از چالشهای همیشگی جوامع در حال گذار، فاصله میان ساختارهای رسمی و ظرفیتهای مردمی است. آنچه در این دوره شاهد بودیم، تلاش برای پر کردن این شکاف از طریق تقویت نهادهای میانی و مردمی بود.
نهادهایی که نه به عنوان رقیب ساختارهای رسمی، بلکه به عنوان مکمل آنها ایفای نقش میکردند. این رویکرد، فضایی را ایجاد کرد تا نخبگان و استعدادهای جوان، مسیری برای بروز تواناییهای خود بیابند. به عبارت دیگر، ساختارهای موازی و مردمی، تبدیل به پلهایی شدند که استعدادهای نهفته را به متن تصمیمگیری و اجرا متصل کردند.
این تحلیلگر مسائل حکمرانی با اشاره به حوزه علم و فناوری، اظهار داشت: شاید یکی از شگفتانگیزترین وجوه این گفتمان، تأثیری باشد که بر باور نخبگان علمی گذاشت. پیش از این، بسیاری از جوانان مستعد، دستیابی به مرزهای دانش را منوط به حضور در مراکز علمی خارجی میدانستند. اما تدریجاً این نگاه تغییر کرد و «اینجا» به عنوان یک مکان ممکن برای تولید علم و فناوری سطح بالا معرفی شد.
شرکتهای دانشبنیان، نه به عنوان استثنا، بلکه به عنوان قاعده، نشان دادند که میتوان در داخل کشور، در پیچیدهترین حوزههای فناوری، صاحب حرف شد. این تغییر باور، یک انقلاب خاموش در نظام علمی کشور ایجاد کرد که آثار آن را امروز در شاخصهای مختلف علمی و فناوری میبینیم.
سبحانی در پاسخ به این سؤال که آیا این گفتمان، قابلیت استمرار و تداوم در دورههای آینده را دارد، گفت: هر گفتمانی برای بقا، نیازمند بهروزرسانی و بازتولید است. اما آنچه به این منظومه زبانی استحکام میبخشد، این است که دیگر به یک فرد یا دوره خاص گره نخورده، بلکه به یک «حقیقت اجتماعی» در ذهن جامعه تبدیل شده است.
وقتی نسلی از جوانان با این باور پرورش یابند که «ما میتوانیم»، دیگر بازگشت به حالت قبل، به سادگی ممکن نیست. این سرمایه، یک دارایی ناملموس است که به مرور زمان، مستحکمتر میشود.
وی افزود: البته این به معنای توقف یا اکتفا به وضع موجود نیست. هر منظومه زبانی برای پویایی نیازمند واژگان جدید، مفاهیم تازه و تطبیق با شرایط متغیر است. اما زیرساخت اصلی یعنی «باور به عاملیت ایرانی»، یک اصل پایدار است که میتواند در دورههای مختلف، با زبان و ادبیات متناسب با همان دوره، بازتولید شود. آنچه مسلم است، این است که دستاوردهای سه دهه اخیر، نشان داد که مسیر استقلال و خوداتکایی، یک مسیر شدنی و ممکن است و این خود، بزرگترین تضمین برای تداوم آن در آینده محسوب میشود.
این عضو اندیشکده حکمرانی شریف در پایان با اشاره به چشمانداز پیش رو، خاطرنشان کرد: آنچه امروز به عنوان یک دستاورد از آن یاد میکنیم، در واقع یک نقطه عطف است، نه یک نقطه پایان.
به نقل از ایسنا، جامعه ایرانی با پشت سر گذاشتن یک دوره تاریخی، اکنون به مرحلهای از بلوغ رسیده که میتواند با اتکا به همین سرمایه گفتمانی، مسائل جدید و پیچیدهتر را نیز حلاجی کند.
عدالت، رفاه و کارآمدی، مفاهیمی هستند که میتوانند در ادامه این مسیر، به واژگان کلیدی گفتمان جدید تبدیل شوند. به عبارت دیگر، بستری که فراهم شده، ظرفیت آن را دارد که هر دوره، متناسب با چالشهای خود، روایت جدیدی از پیشرفت را بر اساس همان اصول بنیادین یعنی «خودباوری» و «عاملیت» ارائه دهد. این تداوم، ضامن عزت و شکوه ایران در دهههای آینده خواهد بود.





