دورکاری و بحران خاموش سلامت روان

یافته های جدید پژوهشگران نشان می دهد گروه زیادی از افراد پس از دورکاری ناشی از کرونا، نیاز به مراقبت های روانی داشته و از داروهای افسردگی و اضطراب به میزان بیشتری استفاده می کنند. پژوهشگران با بررسی دقیق نشان دادند که این افزایش مصرف داروها کاملاً خاص مسائل سلامت روان بوده و ربطی به دسترسی آسان‌تر به پزشک ندارد.

به گزارش سیناپرس، یافته های یک مطالعه جدید نشان می دهد دورکاری برای برخی افراد به ویژه کسانی که تنها زندگی کرده و زمینه مشکلات افسردگی دارند، مضر بوده و  دورکاری سبب می شود انزوای آن‌ها چند برابر شده و مصرف داروهای روان‌پزشکی‌شان نیز بیش از دو برابر افزایش یابد.

در حقیقت با وجود مزایای آشکار دورکاری در سیستم های اداری، هزینه‌های پنهان آن بر سلامت روان اغلب نادیده گرفته می‌شود و این پژوهش زنگ خطر برای سیاست‌گذاران و کارکنان را به صدا در آورده است. در این مطالعات مشخص شد پریشانی ذهنی تنها در پاسخ‌های ارائه شده در  نظرسنجی‌ها ظاهر نشده و کارکنانی که درگیر کار از راه دور بودند، بیش از گذشته به متخصصان سلامت روان مراجعه کردند و نسخه‌های بیشتری برای داروهای افسردگی و اضطراب دریافت نمودند. پژوهشگران برای رد این احتمال که انعطاف زمانی صرفاً دسترسی به پزشک را آسان‌تر کرده باشد، بررسی کردند آیا همین افراد چک‌آپ‌های روتین بیشتری انجام داده‌اند یا این مساله صرفا برای بیماری های روحی صدق می کند. نتایج نشان داد چنین افزایشی رخ نداده  و افزایش مصرف داروها کاملاً خاص مسائل سلامت روان بود.

در این مطالعه نمرات مقیاس پریشانی روان‌شناختی معتبر بالینی به نام مقیاس کسلر (Kessler scale) مورد توجه قرار گرفته و پژوهشگران حتی این احتمال را بررسی کردند که آیا نگرانی از پیشرفت هوش مصنوعی که برای کارکنان حوزه فناوری نگرانی منطقی به شمار می‌رود ممکن است عامل اصلی پریشانی باشد نه خود انزوا. نتایج نشان داد اثرات منفی بر سلامت روان مستقیماً با میزان سازگاری شغل با کار از راه دور همخوانی داشت، نه با سطح خطر هوش مصنوعی و این الگو مستقل از  نظرات افراد باقی ماند.

بارزترین و تکان‌دهنده‌ترین یافته این مطالعه به افرادی مربوط می‌شود که بدون همسر یا فرزند زندگی می‌کنند. بر این اساس مشخص شد کسانی که تنها زندگی می‌کنند، در پی دورکاری شاهد افزایش انزوای بسیار چشمگیرتر بوده و  افزایش ۷ درصدی در گذراندن تمام روز به تنهایی را تجربه می کنند در حالی که این رقم برای افرادی که با خانواده زندگی می‌کنند تنها ۰٫۷ درصد بود. پژوهشگران تأکید می‌کنند که این الگو کاملاً منطقی است زیرا وقتی فردی به تنهایی زندگی می کند، محل کار احتمالاً اصلی‌ترین منبع ارتباط انسانی وی به شمار می رود و  از دست دادن این منبع بدون جایگزین مناسب، ضربه سنگینی به تعادل روانی وارد می‌کند.

با وجود همه این یافته‌ها، شواهد نشان می دهد کارکنان همچنان عمدتاً تمایل شدیدی به کار از راه دور دارند. مطالعات متعددی نشان می‌دهد که افراد حاضرند حتی حقوق کمتری را برای بهره‌مندی از گزینه دورکاری بپذیرند. زیر مزایای دورکاری مانند حذف رفت‌وآمدهای خسته‌کننده، امکان انجام امور شخصی در طول روز و انعطاف بیشتر در برنامه زندگی، همگی مواردی فوری، ملموس و بسیار جذاب هستند.

در این میان موضوعی که اکثریت مردم معمولاً دست‌کم می‌گیرند این واقعیت است که تعاملات اجتماعی کوتاه و روزمره چقدر می‌توانند بهزیستی روانی را بهبود بخشند. به همین دلیل، پیش‌بینی اینکه از دست دادن برخوردهای اتفاقی و گفت‌وگوهای غیررسمی محل کار چگونه سلامت روان را به تدریج تضعیف می‌کند، برای افراد بسیار دشوار است.

مترجم: فاطمه کردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا