آسیب‌پذیری میراث فرهنگی در بحران جنگ رمضان؛
سایه‌ی سنگین جنگ بر خشت‌های کهن تاریخ

خورشید خاور زمین همواره شاهد بوده که مردمان ایران زمین با فراز و نشیب‌های سهمگینی همراه بوده و این سرزمین کهنسال گاهی هجوم اسکندر و یونانیان را به تماشا نشسته و گاه شاهد یورش اعراب و مغول ها و عثمانی ها بوده و امروزه نیز درگیر نبردی تمام عیار با آمریکا و اسراییل است. در تمامی این رویدادها چونان درختی تناور سر از طوفان بلند کرده و مغرور و سربلند در عرصه تاریخ قد علم کرده است.

به گزارش سیناپرس، آنچه در بازه زمانی اخیر تحت عنوان «جنگ رمضان» و حملات گسترده نظامی به خاک ایران رخ داد، تنها یک درگیری نظامی نبود، بلکه ضربه‌ای عمیق به ساختار هویتی و حافظه جمعی یکی از کهن‌ترین ملت‌های تاریخ محسوب می‌شود.

این نبرد فرسایشی چهل روزه که ابدا شباهتی به نبردهای کلاسیک مبتنی بر نیروی زمینی نداشت و تعطیلی طولانی‌مدت کشور، فضای امنیتی و مدیریتی را دچار خلأهای جدی کرد.

در این طوفان، علاوه بر جان انسان‌ها و زیرساخت‌های حیاتی، گنجینه‌ بی‌بدیل دیگری نیز در معرض تهدید قرار گرفت: میراث فرهنگی و باستانی ایران

فروپاشی نظارت و قربانی شدن تاریخ

یکی از تلخ‌ترین بخش‌های داستان «جنگ رمضان»، نه انفجارهای موشکی در نزدیکی بناهای تاریخی مانند مجموعه سعدآباد یا میدان نقش جهان و کاخ چهل‌ستون ، بلکه خنجر جهل و سودجویی غارتگران مواریث فرهنگی محسوب می شد که از این فرصت برای حفاری غیر مجاز و ربودن قطعه ای از تاریخ و فرهنگ ایران استفاده کردند.

آسیب‌های ناشی از انفجار موشک های دشمن از سمت کسانی بود که با ما وارد جنگ شده و به روشنی دشمنی می کردند اما ضربه دوم از سوی افرادی بود که خود فرزندان این آب و خاک بودند و دریغ که خنجر از خودی خوردن بسی دردناک تر است. 

در جریان جنگ، اگرچه برخی بناها مستقیماً هدف قرار گرفته و خسارات فیزیکی جبران‌ناپذیری دیدند، اما خطر اصلی در طول این دوران و در بستر بی‌ثباتی اجتماعی نمایان شد. تعطیلی سراسری کشور، کشته شدن فرماندهان نظامی و به هم ریختگی ساختارهای اداری و انتظامی، باعث ایجاد یک خلأ نظارتی وسیع در سراسر نقاط کشور شد.

باستان‌شناسان همواره هشدار داده‌اند که حساس‌ترین زمان برای سایت‌های باستانی، زمانی است که چشم بینای قانون از آن‌ها برداشته شود. در ماه‌های اخیر، شبکه‌های قاچاق اشیاء باستانی و حفاران غیرمجاز، فرصتی طلایی را پیش روی خود مشاهده کردند که کمتر فرصتی مشابه آن برایشان فراهم شده بود.

آن‌ها از آشفتگی عمومی، کاهش درآمد شهروندان و اولویت‌بندی دولت برای بازسازی زیرساخت‌های حیاتی (مانند برق، آب و جاده‌ها) سوءاستفاده کرده و متاسفانه حفاری‌های غیرمجاز در تپه‌های باستانی که قرن‌ها در آرامش مدفون بودند، به سرعت گسترش یافت.

برخلاف تصور رایج که می پندارد خطرات فقط در مناطق دورافتاده میراث را تهدید می‌کند، شواهد نشان می‌دهد که حتی در حومه شهرهای بزرگ و سایت‌های نزدیک به مراکز شهری نیز عملیات حفاری غیرقانونی با وسعتی باورنکردنی انجام شده است.

نکته دردناک‌تر اینجاست که بسیاری از این اشیاء ارزشمند، به عنوان کالا در بازار سیاه جهانی معامله شدند. این روند، تنها تخریب فیزیکی نیست؛ بلکه تخریب  هویتی و فرهنگی است. هر بار که یک حفار غیرمجاز یک شیء را بدون ثبت لایه‌های زمین‌شناسی و فرهنگی اطراف آن از  دل خاک بیرون می‌کشد، بخشی از تاریخ انکار می‌شود.

در جنگ رمضان، نه تنها بناهایی مانند کاخ سعدآباد با ضربات موشکی آسیب دید، بلکه شاهد بودیم که چگونه روحِ فرهنگ ایرانی و تپه‌های باستانی، توسط دست‌های طمع‌کار و ابزارهای ساده حفاری، نابود و پراکنده شدند. این نوع تخریب، کندتر اما بسیار مخرب‌تر از بمباران است، زیرا ریشه ارتباط ما با گذشته را قطع می‌کند.

حفاری‌های غیرمجاز، فراتر از سرقت اشیاء باارزش، عملیاتی ویرانگر بر روی بسترِ زمین و لایه‌بندی محسوب می شوند که هرگز جبران‌پذیر نیستند.

وقتی یک حفار غیرمتخصص، بدون دانش لایه‌شناسی و ثبت دقیق موقعیت، خاک را زیرورو می‌کند، در واقع حافظه تاریخی آن سایت را برای همیشه پاک می‌نماید. هر سفال یا ابزار یافت‌شده، اگر بدون توجه به لایه‌ی زمین‌شناسی و سایر اشیاء اطراف خود برداشت شود، مانند یک صفحه از کتاب پاره شده است که کلمات آن خوانا هستند، اما ترتیب و معنای جمله از بین رفته است.

این بی‌نظمی باعث می‌شود که نتایج تحقیقات باستان‌شناسی درباره تاریخچه سکونت، تغییرات اقلیمی گذشته و سیر تکامل فرهنگی منطقه، کاملاً مخدوش و بی‌اعتبار گردد. علاوه بر این، روش‌های نادرست حفاری اغلب منجر به تخریب فیزیکی اشیاء حساس مانند فلزات زنگ‌زده یا پارچه‌های باستانی در حین استخراج می‌شود و ساختار معماری زیرزمینی را نیز تضعیف کرده و خطر ریزش و نابودی کامل محوطه را در آینده نزدیک افزایش می‌دهد؛ بنابراین، هر خشتی که با بیلچه حفاران غیرمجاز جابه‌جا می‌شود، ضربه‌ای مستقیم به علم باستان‌شناسی و هویت ملی ما وارد می‌آورد.

در چنین شرایطی، سوال اصلی این است که چگونه می‌توان از میراث فرهنگی محافظت کرد؟ پاسخ در دو محور خلاصه می‌شود: حفاظت فیزیکی فعال و بازسازی معنوی. اولاً، ضروری است که نهادهای متولی میراث فرهنگی، با همکاری نیروهای امنیتی و انتظامی، سامانه‌های پایش هوشمند را برای سایت‌های آسیب‌پذیر فعال کنند.

استفاده از پهپادها و تصاویر ماهواره‌ای برای شناسایی تغییرات ناگهانی در پوشش گیاهی یا وجود حفاری‌های جدید، می‌تواند جلوی بسیاری از اقدامات غیرقانونی را قبل از وقوع بگیرد. همچنین، مرمت فوری بناهای آسیب‌دیده در جنگ نباید به تعویق بیفتد، زیرا هر روز تأخیر، خطر بیشتر شدن تخریب‌های ثانویه و سرقت قطعات جدا شده را افزایش می‌دهد.

اما محور دوم، که شاید مهم‌تر باشد، بازسازی رابطه مردم با تاریخ و فرهنگشان است. جنگ رمضان، علاوه بر تخریب فیزیکی، تلنگری جدی بر  احساس تعلق ملی محسوب می شد. وقتی مردم می‌بینند که آثار تمدنشان مورد بی‌احترامی قرار گرفته یا به حراج گذاشته می‌شود، احساس تلخکامی می‌کنند.

وظیفه جامعه علمی و رسانه‌ای در اینجا روشنگری است. باید به عموم مردم توضیح داد که هر آجرِ کهنه، هر سفالِ شکسته و هر بنای ویران، بخشی از  ریشه فرهنگی ماست. حفاظت از میراث فرهنگی نباید صرفاً وظیفه دولتی باشد، بلکه باید به یک حرکت مردمی تبدیل شود.

پیشنهاد می‌شود که برنامه‌های آموزشی ویژه‌ای برای نسل جوان طراحی شود تا با زبان امروزی با تاریخ خود آشنا شوند. به طور همزمان نمایشگاه‌های موقت از اشیاء بازیابی شده (حتی اگر آسیب دیده باشند) و مستندهای واقعی از تلاش‌های باستان‌شناسان برای نجات سایت‌ها، می‌تواند حس مشارکت را در جامعه زنده کند.

همچنین، شفاف‌سازی در مورد سرنوشت اشیاء قاچاق شده و تلاش برای بازگرداندن آن‌ها از طریق دیپلماسی فرهنگی، می‌تواند پیامی قاطع به دلالان بین‌المللی بفرستد که تاریخ ایران، کالای قابل خرید و فروش نیست.

در نهایت، جنگ رمضان درس سختی بود که به ما یادآوری کرد فرهنگ با بمب و موشک ساخته نشده و با موشک نیز نابود نخواهد شد اما در این میان مراقبت از فرهنگ و تمدن کهن ما نیازمند هوشیاری دائمی است.

بیایید با دلسوزی و پشتکار، خشت به خشت، نه تنها دیوارهای ویران شده، بلکه اعتماد از دست رفته نسبت به هویت تاریخی‌مان را بازسازی کنیم. چرا که بدون گذشته، آینده‌ای در انتظار ما نخواهد بود.

گزارش: احسان محمدحسینی- باستان شناس و مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا