تلاش نافرجام جهانی برای مبارزه با بردگی مدرن

مفهوم بردگی در کشورهایی مانند مصر باستان، یونان، آتن و بعدها در کشوری متمدن مانند روم وجود داشته است. بشر در زمان قبل از تمدن صحرا گرد و غارنشین بود و در زد و خوردها دشمن مغلوب را اسیر نمی کرد بلکه فوراً همگی را می کشت. بعد از شروع و اشتغال به کشاورزی، انسان به این به فکر افتاد تا از وجود دشمن مغلوب نیز برای کارهای زراعتی و بعداً ساختمانی و دیگر کارهای سنگین استفاده کند. از این جا بود که تاریخ بردگی شروع شد و اسیر جنگی مثل حیوانات اهلی قیمت پیدا کرد.
مللی که دارای تمدن شده بودند با اقوام همسایه ی وحشی یا ضعیف تر شروع به جنگ کردند و از این راه علاوه بر پیشگیری از حمله و غارتگری آنها اسرای جنگی برای کارهای سنگین خود تهیه می کردند. معروف ترین ملل در این شیوه رومی ها بودند که در جنگ های خود با اقوام گل و ژرمن برده های مورد احتیاج شان را به دست می آوردند.
حتی در جنگ با یونانی ها که در آن زمان متمدن ترین ملل دنیا بودند گفته می شود که آنها از مقدونیه، زادگاه اسکندر کبیر، ۱۵۰ هزار نفر را به اسارت و برده گی بردند. رومی ها برای کشتی های جنگی خود نیز که با پارو حرکت می کردنذ، از برده استفاده می کردند.
بردهداری در بندگی بودن اختیاری یا غیر اختیاری یک شخص در دست شخص دیگر است. نظام بردهداری بر پایه شدت گرفتن عدم تساوی اقتصادی که خود نتیجه پیدایش مالکیت فردی بود، شکل گرفت.
بردگی نخست در مصر باستان، در بابل، در آشور و در چین و هندوستان ظاهر شد اما در یونان و روم باستان به شکل کلاسیک خود تکامل پیدا کرد. در شرق و در ایران باستان، بردگی بیشتر خصلت پدر شاهی و خانوادگی داشت. دو طبقه اصلی این صورت بندی اجتماعی – اقتصادی بردگان و برده داران بودند. طبقات میانه نظیر خرده مالکان و پیشه وران و عناصر بدون طبقه که از مالکین کوچک ورشکسته اما غیر برده تشکیل میشدند، نیز وجود داشتند
بردگی مدرن هم عنوانی جامع برای توصیف کردن قاچاق انسان، کار اجباری، ازدواج اجباری و دیگر بهره برداری های بردگی مانند به کار می رود.
بردگی مدرن هم عنوانی جامع برای توصیف کردن قاچاق انسان، کار اجباری، ازدواج اجباری و دیگر بهره برداری های بردگی مانند به کار می رود.
با گذشت بیش از ۱۵ سال از زمانی که پیمانی جهانی برای مبارزه با قاچاق انسان وضع شد، بر اساس شاخص جهانی بردگی ۲۰۱۶ که به تازگی منتشر شده، حدود ۴۶ میلیون انسان به بردگی کشیده شده اند.
در سال ۲۰۰۰ ایالات متحده پروتکلی برای جلوگیری، سرکوب و مجازان قاچاق افراد را به عنوان بخشی از کنوانسیون علیه جنایت سازمان یافته فراملی تصویب کرد. این نخستین پیمان قانونی جهانی بود که دارای تعریف بین المللی مورد توافق از لحاظ بین المللی درباره قاچاق افراد بود.
در سال ۲۰۰۱، کشورهای جامعه اقتصادی غرب افریقا بر سر طرحی عملیاتی برای برخورد با بردگی و قاچاق انسان در این قاره به توافق رسیدند. در سال ۲۰۰۲، طرح بین المللی کاکائو به عنوان تلاشی مشترک گروه های ضدبردگی و شرکت های اصلی شکلات سازی برای حفاظت از کودکان و مشارکت در حذف کردن کار کودک تثبیت شد. این نخستین بار بود که اعضای یک صنعت به نیروهایی برای برخورد با بردگی در زنجیره عرضه خود پیوسته بودند.
در سال ۲۰۰۴، برزیل پیمان کلی ریشه کنی کار اجباری را تصویب کرد. این پیمان سازمان های مدنی، شرکت ها و دولت را گرد هم می آورد و شرکت ها را متعهد به جلوگیری و ریشه کنی کار اجباری در زنجیره عرضه شان می کرد. این پیمام همچنین فهرستی سیاه از شرکت هایی ایجاد می کند که محصولات تولیدشده توسط برده ها را به فروش می رسانند.
در سال ۲۰۰۴، سازمان ملل گزارش ویژه درباره قاچاق انسان را تصویب کرد. در سال ۲۰۰۵، نخستین گزارش جهانی درباره کار اجباری منتشره از سوی سازمان بین المللی کار، تعداد برده های سراسر دنیا را ۱۲.۳ میلیون برآورد کرد. در نسخه به روز شده این گزارش در سال ۲۰۱۲ ، این رقم به ۲۰.۹ میلیون نفر افزایش یافت.
در سال ۲۰۰۸، شورای کنوانسیون اروپا درباره اقدام علیه قاچاق انسان ها وارد میدان شد. این کنوانسیون نخستین قانون بین المللی بود که قاچاق را به عنوان نقش حقوق بشر تعریف می کند و حداقل استانداردها را برای محافظت از قربانیان تضمین می کند.
در سال ۲۰۱۱ سازمان بین المللی کار (ILO) از کنوانسیونی استفاده می کند که حقوق اساسی کارگران خانوادگی را تعیین کرده است. در سال ۲۰۱۲، کمیسیون امنیت و تبادل قانون تنش مواد معدنی Conflict Minerals Rule را تصویب می کند و خواهان آن می شود که در صورتی که شرکت های بزرگ دولتی افشا کنند که محصولاتشان شامل فلزات خاص کاوش شده در نواحی تنش در شرق کنگو یا کشورهای همجوار باشد و این که پرداخت ها برای این مواد معدنی از تنش مسلحانه پشتیبانی می کند، را افشا کنند.
در سال ۲۰۱۳ نخستین شاخص جهانی بردگی توسط بنیاد Walk Free Foundation تخمین زد که ۲۹.۸ میلیون برده در سراسر دنیا وجود دارند. شاخص سال ۲۰۱۴ این رقم را ۳۵.۸ میلیون نفر و شاخص سال ۲۰۱۶ این رقم را ۴۵.۸ میلیون نفر اعلام کرد.
در سال ۲۰۱۴، سازمان بین المللی کار از پروتکلی درباره کار اجباری استفاده کرد و کنوانسیون کار اجباری خود در سال ۱۹۳۰ خود را به عصر مدرن وارد کرد تا اقداماتی مانند قاچاق انسان برخورد کند.
در سال ۲۰۱۵، قانون بردگی مدرن وارد شد که از شرکت ها می خواهد افشا کنند چه اقداماتی را برای تضمین کردن زنجیره عرضه عاری از کار اجباری شان انجام داده اند. این قانون همچنین محکومیت زندان برای قاچاقچی های انسان را از ۱۴ سال به حبس ابد افزایش می دهد و به مقامات این امکان را می دهد قاچاقچیان را وادار کند غرامتی را به قربانیان شان پرداخت کنند. این قانون همچنین اقداماتی را برای حفاظت از افرادی ارائه می دهد که بیم آن می رود در معرض خطر برده شدن قرار دارند.
در سال ۲۰۱۵ سازمان ملل از ۱۷ هدف توسعه پایدار استفاده کرد که شامل پایان دادن به بردگی و ریشه کن کردن کار اجباری و قاچاق انسان هستند.
در سال ۲۰۱۶ و در ماه آوریل شرکت های بریتانیایی شروع به گزارش گام هایی کردند که آن ها برای برخورد با بردگی در زنجیره عرضه شان و مطابق قانون بردگی مدرن برداشته اند.
بر اساس گزارش صندوق آزادی، در سال ۲۰۱۶ میلادی، ۴۵.۸ میلیون نفر در ۱۶۷ کشور جهان با اشکال مختلف بردگی مدرن روبرو بودند. حدود ۵۸ درصد این افراد در ۵ کشور هند، چین، پاکستان، بنگلادش و ازبکستان زندگی می کنند. هند با ۱۸ میلیون نفر بیشترین جمعیت را در این آمارها داشته و کره شمالی نیز با ۴.۸ درصد بیشترین سهم را در اختیار دارد.
بر اساس این گزارش ، اقدام دولت کره شمالی در مجبور کردن زندانیان برای کار در اردوگاه های کار اجباری تاثیر زیادی بر گسترش بردگی مدرن در این کشور داشته و زنان نیز مجبور به ازدواج یا در چین یا سایر کشورهای دیگر می شوند. ایسلند و لوکزامبورگ دو کشوری هستند که کمترین افرادی را دارند که با بردگی مدرن روبرو هستند.
صندوق آزادی از ۱۰ اقتصاد بزرگ جهان خواسته است تا قوانینی را تنظیم کنند و بودجه ویژه ای را برای مقابله با برده داری مدرن اختصاص دهند. صندوق آزادی در سال ۲۰۱۳ میلادی با هدف مقابله با اشکال مختلف برده داری مدرن تشکیل شده است.
دغدغه اصلی فیلسوف فرانسوی مانند ژان ژاک روسو، مساله آزادی بود. در واقع روسو نخستین فیلسوفی است که انسان را از منظر آزادی تعریف کرد از نظر او آزادی سرنوشت ویژه انسان است و بیشترین ترس او از وابستگی است.
او تلاش می کرد نشان دهد آزادی یکی از داراییهای اساسی انسان است اما اشکال نوین فرآیند اجتماعیشدن در جهت نبود آزادی و برقراری اسارت عمل میکند. از دید این فیلسوف، صرف نظر کردن از آزادی، خود به معنای صرف نظر کردن از خصوصیات انسانی خود، از حقوق بشریت و حتی از وظایف خود است. وی در کتاب "قرارداد اجتماعی" مینویسد: انسان آزاد زاده میشود اما همواره همه جا در زنجیر است.
در نظر روسو، انسانهایی که به طور طبیعی آزاد و برابرند، هیچ تعهدی به دیگران ندارند مگر تعهدات و الزاماتی که با رضایت خود پذیرفته اند. این بدین معناست که تنها بنیاد ممکن برای حق حاکمیت سیاسی، قراردادی است که با رضایت کسانی که مشارکت کرده اند، بسته شده باشد.
گزارش: شه تاو ناصری





