بهبود رفتارهای شبیه افسردگی و اختلال حافظه با نانوکورکومین

پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران در مطالعه‌ای آزمایشگاهی نشان داده‌اند که نانوکورکومین می‌تواند برخی رفتارهای شبیه افسردگی و اضطراب و اختلالات یادگیری و حافظه ناشی از انزوای اجتماعی را در موش‌های نر بهبود دهد؛ یافته‌ای که با وجود امیدبخش بودن، هنوز اثربخشی این ترکیب را برای درمان افسردگی در انسان اثبات نمی‌کند.

به گزارش سیناپرس، ، پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران در مطالعه‌ای با بررسی اثرات نانوکورکومین بر رفتار و عملکرد شناختی موش‌های نر نشان دادند که این فرمولاسیون نانویی کورکومین می‌تواند برخی از پیامدهای رفتاری و بافتی ناشی از انزوای اجتماعی را کاهش دهد. این پژوهش با عنوان «ارزیابی اثرات ضدافسردگی، ضداضطراب و بهبود شناختی نانوکورکومین با استفاده از مدل انزوای اجتماعی در موش‌های نر: ارزیابی رفتاری و بافت‌شناختی» در سال ۲۰۲۶ در European Journal of Pharmacology منتشر شده است.

کورکومین، ماده فعال موجود در زردچوبه، به دلیل برخورداری از ویژگی‌های آنتی‌اکسیدانی و ضدالتهابی، در پژوهش‌های مرتبط با سلامت مغز و اختلالات روانی مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، حلالیت پایین در آب، جذب محدود و تجزیه و دفع نسبتاً سریع، از جمله محدودیت‌های استفاده درمانی از این ماده به شمار می‌روند.

پژوهشگران در این مطالعه از فناوری نانو برای تهیه فرمولاسیونی از کورکومین استفاده کردند که در ساختاری به نام «نانومیسل» قرار گرفته بود. این ساختار می‌تواند به حمل ماده مؤثره و بهبود ویژگی‌های فیزیکی و دسترسی زیستی آن کمک کند. هدف اصلی پژوهش، بررسی این موضوع بود که آیا نانوکورکومین در مقایسه با کورکومین معمولی می‌تواند اثرات متفاوتی بر رفتارهای شبیه افسردگی و اضطراب و نیز یادگیری و حافظه داشته باشد.

در این آزمایش، موش‌های نر از حدود سه‌هفتگی به دو گروه تقسیم شدند؛ گروهی در کنار موش‌های دیگر نگهداری شدند و گروه دیگر به‌صورت انفرادی در قفس قرار گرفتند. این شرایط به مدت چهار هفته ادامه یافت.

پژوهشگران با استفاده از آزمون‌های رفتاری، نشانه‌های شبیه افسردگی و اضطراب و تغییرات مربوط به یادگیری و حافظه را ارزیابی کردند. نتایج نشان داد موش‌های نگهداری‌شده در انزوا، در مقایسه با گروه اجتماعی، رفتارهای بیشتر سازگار با این مشکلات بروز دادند. برای نمونه، در آزمون‌های مرتبط با اضطراب تمایل کمتری به ورود به فضاهای باز داشتند و در آزمون حافظه نیز عملکرد ضعیف‌تری نشان دادند.

پس از دو هفته انزوا، موش‌های گروه‌های مختلف به مدت دو هفته نانوکورکومین با دوزهای ۵، ۱۰ یا ۲۰ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، کورکومین معمولی با دوز ۲۰ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم یا فلوگستین با دوز ۲۰ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم دریافت کردند. گروه‌های کنترل نیز محلول‌های مربوطه را دریافت کردند. تعداد حیوانات در هر گروه حدود ۶ تا ۸ موش بود.

یافته‌های آزمون‌های رفتاری نشان داد که اثر نانوکورکومین به دوز مصرفی و نوع آزمون بستگی دارد. دوز ۲۰ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم نانوکورکومین در دو آزمون مرتبط با رفتارهای شبیه افسردگی، اثر معناداری نشان داد. دوز ۱۰ میلی‌گرم نیز در یکی از این آزمون‌ها مؤثر بود؛ درحالی‌که کورکومین معمولی با دوز ۲۰ میلی‌گرم در هیچ‌یک از این دو آزمون اثر معناداری نشان نداد.

در آزمون‌های مرتبط با اضطراب نیز نانوکورکومین با دوزهای ۱۰ و ۲۰ میلی‌گرم، ورود موش‌ها به بازوهای باز ماز بعلاوه مرتفع و مدت حضور آن‌ها در این بخش‌ها را افزایش داد. همچنین دوز ۲۰ میلی‌گرم موجب افزایش مدت حضور موش‌ها در بخش مرکزی آزمون میدان باز شد؛ تغییراتی که با کاهش رفتارهای شبیه اضطراب سازگار بود.

بررسی عملکرد شناختی موش‌ها نشان داد که هر سه دوز نانوکورکومین، شامل ۵، ۱۰ و ۲۰ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، در آزمون اجتناب غیرفعال با بهبود عملکرد مرتبط با یادگیری و حافظه همراه بودند. در مقابل، کورکومین معمولی با دوز ۲۰ میلی‌گرم در همین آزمون اثر معناداری نشان نداد.

فلوگستین، داروی ضدافسردگی مورد استفاده به‌عنوان کنترل مثبت در این پژوهش، نیز در برخی آزمون‌ها بهبودهایی ایجاد کرد. با این حال، مقایسه نتایج حاصل از آزمایش حیوانی به‌تنهایی امکان نتیجه‌گیری درباره برتری درمانی نانوکورکومین نسبت به داروهای رایج در انسان را فراهم نمی‌کند. پژوهشگران پس از پایان آزمون‌های رفتاری، بافت هیپوکامپ مغز موش‌ها را بررسی کردند. هیپوکامپ از نواحی مهم مغز در فرایندهای یادگیری و حافظه و برخی سازوکارهای تنظیم هیجان به شمار می‌رود.

بررسی‌های میکروسکوپی نشان داد که انزوای اجتماعی با تغییراتی در ساختار سلولی هیپوکامپ، از جمله بی‌نظمی سلول‌ها و نشانه‌هایی از آسیب عصبی، همراه بود. در میان گروه‌های دریافت‌کننده نانوکورکومین، دوز ۵ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم در مجموع نتایج بافت‌شناختی مطلوب‌تری نشان داد. این نتایج شامل حفظ بهتر سلول‌های عصبی در ناحیه CA1، سازمان‌یافتگی بهتر سلول‌ها در ناحیه CA3 و بیشترین شمار سلول‌های عصبی طبیعی در شکنج دندانه‌دار هیپوکامپ بود. این یافته نشان می‌دهد دوزی که بهترین نتایج بافتی را ایجاد می‌کند، لزوماً همان دوزی نیست که بیشترین اثر رفتاری را دارد. از این رو، بررسی بیشتر رابطه میان دوز مصرفی، تغییرات بافت مغز و بهبود رفتار ضروری است.

یکی از یافته‌های قابل توجه این پژوهش، تفاوت نتایج نانوکورکومین با کورکومین معمولی بود. در دوز بررسی‌شده، کورکومین معمولی نتوانست بهبود معناداری در آزمون‌های رفتاری ایجاد کند؛ درحالی‌که نانوکورکومین در برخی از این آزمون‌ها مؤثر بود. پژوهشگران احتمال می‌دهند که بهبود حلالیت و افزایش دسترسی زیستی نانوکورکومین بتواند بخشی از این تفاوت را توضیح دهد؛ هرچند سازوکار دقیق این اثر در مطالعه حاضر به‌طور کامل مشخص نشده است. این موضوع اهمیت نحوه فرمولاسیون و رساندن مواد مؤثره به بدن را در کنار ویژگی‌های خود ماده نشان می‌دهد.

با وجود نتایج به‌دست‌آمده، هنوز نمی‌توان نانوکورکومین را درمان اثبات‌شده افسردگی در انسان دانست. این پژوهش روی تعداد محدودی موش نر انجام شده است و انزوای اجتماعی در سنین اولیه زندگی، تنها مدلی آزمایشگاهی برای بررسی برخی رفتارهای شبیه افسردگی و اضطراب و اختلالات شناختی محسوب می‌شود و تمام پیچیدگی‌های افسردگی در انسان را بازنمایی نمی‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا