قصه گویی؛ فرصتی برای شنیدن صدای کودکان

یکی از مهم ترین ویژگی‌های گفت‌وگوی موفق با کودکان، گوش دادن فعال است؛ یعنی والدین و بزرگسالان با دقت به حرف‌های کودک گوش دهند و سعی کنند منظور او را بفهمند. این کار به کودک نشان می‌دهد که برایش احترام و توجه قائل‌اند و در نتیجه احساس امنیت و اعتماد بیشتری می‌کند. یکی از راه‌های تحقق این موضوع، قصه‌گویی و فرصت دادن به کودک برای نتیجه‌گیری از داستان است.

در یادداشتی از اعظم موسوی، فعال فرهنگی و رسانه‌ای که در اختیار سیناپرس قرار داده شده است، به موضوع اهمیت قصه گویی و گوش دادن فعال در ارتباط با کودکان پرداخته است. در این یادداشت آمده است:

وقتی پیام اخلاقی قصه، صدای کودک را خفه می‌کند!

گشودن بال‌های اندیشه با قصه‌ها؛ سفری به سوی پرسشگری

یادتان می‌آید؟ برای ما، قصه‌ها همیشه دریچه‌ای بوده‌اند به دنیایی دیگر؛ دنیایی پر از شگفتی، هیجان و گاهی هم آدم‌هایی که شبیه خودمان بودند، اما در موقعیت‌هایی متفاوت. اما افسوس که گاهی، خیلی ناخواسته، این دریچه را تنگ می‌کنیم و نمی‌گذاریم که اندیشه، هوایی بخورد.
گاهی وقتی قصه‌ای به پایان می‌رسد، همه منتظرند تا بزرگترها بگویند: خب، از این قصه چی یاد گرفتیم؟ انگار که تمام سفر خواندن یا شنیدن، فقط برای رسیدن به یک نتیجه اخلاقی از پیش تعیین‌شده باشد. انگار که قرار است کودک، چون یک دانه‌ی آماده، همان میوه‌ی از قبل تعیین‌شده را تحویل دهد!

اما آیا واقعاً این‌طور است؟ آیا ذهن خلاق و قلب حساس یک کودک، فقط برای درک یک درس آماده ساخته شده است؟
قصه، فقط یک پیام نیست؛ یک جهان است! قصه، مثل باغچه‌ای است که هزاران گل در آن می‌شکفد. هر گلی، رنگ و بوی خود را دارد. هر کدام، داستانی در دل خود نهفته دارد. وقتی ما فقط می‌پرسیم بوی این گل چی بود؟ و انتظار داریم همه بگویند: بوی گل سرخ، در واقع داریم زیبایی هزار رنگ باغچه را نادیده می‌گیریم.

کودک، وقتی قصه‌ای را می‌شنود، با قهرمانش می‌خندد، با اندوه‌اش دلش فشرده می‌شود، با ترسش می‌لرزد. او در آن لحظه، در حال زندگی کردن است، نه در حال استخراج یک حکم نهایی.

او شاید بگوید: من از آنجایی که گرگ به کلبه نزدیک شد، خیلی ترسیدم! یا آن وقت که روباه حیله‌گر بود، دوست داشتم به او بگویم این کار درست نیست. یا حتی من که نفهمیدم چرا آخرش این‌طور شد!

این‌ها همان لحظات طلایی فهم هستند! لحظاتی که کودک دارد با داستان گفتگو می‌کند، احساسش را کشف می‌کند و اولین جوانه‌های استدلال در ذهنش جوانه می‌زند و به نگاه نقادانه‌اش پر و بال می‌دهد.

چرا نتیجه اخلاقی گاهی کودک را ساکت می‌کند؟
وقتی ما بلافاصله نتیجه را مشخص می‌کنیم، در واقع به کودک می‌گوییم: فکر نکن؛ من بهت می‌گم چی درست و غلطه و این پیام، ناخودآگاه، کنجکاوی، پرسشگری و خلاقیت او را خاموش می‌کند.

او یاد می‌گیرد که باید پاسخی را که بزرگترها می‌خواهند، ارائه دهد؛ حتی اگر قلبش چیز دیگری بگوید. این همان جایی است که ما، با بهترین نیت‌ها، داریم بال‌های پرواز آزادانه‌ی اندیشه‌ی او را می‌بندیم.
نگاهی به آزمون‌های جهانی: وقتی «فهم» حرف اول را می‌زند

امروز، در دنیایی که آزمون‌های بین‌المللی مهمی مانند تیمز (TIMSS) و پرلز (PIRLS) جایگاه ویژه‌ای یافته‌اند، دیگر صرف حفظ کردن اطلاعات یا نتیجه‌گیری‌های آماده کافی نیست. این آزمون‌ها دقیقاً به دنبال همان بال‌های پرواز اندیشه‌ی کودک هستند! تیمز (TIMSSو پرلز (PIRLS) هر دو به دنبال سنجش فهم عمیق هستند.

آن‌ها می‌پرسند: آیا کودک می‌تواند متن را درک و اطلاعات کلیدی را استخراج کند؟ آیا می‌تواند اطلاعات پراکنده را به هم وصل کند و بین آن‌ها رابطه برقرار کند؟ آیا می‌تواند از دانش و درک خود در موقعیت‌های جدید و حل مسائل غیرمنتظره استفاده کند؟ آیا می‌تواند تحلیل کند، استنباط کند و حتی یافته‌های خود را توجیه کند؟

این همان فهم عمیق است که از دل درگیر شدن با قصه، با مسئله و با دنیای اطراف بیرون می‌آید؛ فهمی که از طریق پرسیدن چرا، چطور و اگر، ساخته می‌شود، نه از طریق تکرار یک درس اخلاقی آماده.
این آزمون‌ها به ما یادآوری می‌کنند که پرورش توانایی اندیشیدن، تحلیل کردن و تفسیر کردن چقدر حیاتی است.

به جای نتیجه اخلاقی، چه کنیم؟
بیایید کمی از این عادت قصه را به کلاس اخلاق تبدیل کردن، فاصله بگیریم. بیایید بگذاریم کودکان، خودشان غرق دریای قصه‌ها شوند و مرواریدهایی را که خودشان صید می‌کنند، به ما نشان دهند.

به جای نتیجه اخلاقی چی بود، بپرسیم:کدام قسمت قصه دلت را لرزاند؟ اگر تو جای شخصیت اصلی بودی، چه حسی داشتی؟ فکر می‌کنی چرا این اتفاق افتاد؟ این قصه تو را به یاد چه چیزی انداخت؟ دوست داری این قصه چطور تمام می‌شد؟

وقتی این‌طور بپرسیم، در حقیقت به کودک گفته‌ایم: صدایت برای من مهم است. فهم تو، ارزشمند است. بیا با هم درباره این قصه حرف بزنیم و دنیایمان را بزرگ‌تر کنیم.

این‌گونه است که قصه، نه یک درس آماده که یک سفر می‌شود؛ سفری که در آن، هر کودک، با زبان و دل خودش، به کشف معنا می‌پردازد. و این، زیباترین نتیجه‌ای است که یک قصه می‌تواند داشته باشد و پایه‌های فهمی را می‌سازد که در آزمون‌های آینده‌ی زندگی نیز کارآمد خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا