دیپلماسی فرهنگی؛ پلی میان اقتصاد خلاق، صادرات فرهنگی و نفوذ بینالمللی ایران

در جهان امروز، فرهنگ دیگر صرفاً یک حوزه هویتی و اجتماعی نیست، بلکه به یکی از مهمترین منابع قدرت ملی و مزیت رقابتی کشورها تبدیل شده است. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که صنایع فرهنگی و خلاق، علاوه بر نقش اقتصادی، به ابزاری مؤثر برای گسترش نفوذ بینالمللی، بهبود تصویر ملی و توسعه روابط میان ملتها تبدیل شدهاند.
از این منظر، رابطهای دوسویه میان دیپلماسی و صنایع فرهنگی شکل میگیرد؛ بهگونهای که از یک سو، دیپلماسی در خدمت توسعه صنایع فرهنگی قرار میگیرد و از سوی دیگر، صنایع فرهنگی در خدمت اهداف دیپلماسی و قدرت نرم کشور ایفای نقش میکنند.
وظیفه نخست دستگاه دیپلماسی، فراهم کردن بسترهای لازم برای حضور جهانی تولیدکنندگان، هنرمندان، شرکتهای خلاق و فعالان صنایع فرهنگی است. سفارتخانهها، رایزنیهای فرهنگی، توافقنامههای دوجانبه و شبکههای بینالمللی میتوانند به دروازههای صادرات فرهنگی ایران تبدیل شوند.
امروزه صادرات فیلم، موسیقی، صنایع دستی، بازیهای دیجیتال، انیمیشن، طراحی، معماری و سایر محصولات فرهنگی نیازمند دسترسی به بازارهای جهانی، شناخت مخاطبان بینالمللی، تسهیل ارتباطات تجاری و حمایتهای حقوقی و مالی است. این مأموریت بدون همراهی ساختارهای دیپلماسی عمومی و فرهنگی امکانپذیر نخواهد بود.
از سوی دیگر دیپلماسی میتواند با تسهیل حضور هنرمندان در رویدادهای بینالمللی، ایجاد خانهها و میزهای صنایع فرهنگی ایران در کشورهای هدف، حمایت از تولیدات مشترک فرهنگی و رفع موانع صادراتی، مسیر رشد اقتصاد خلاق را هموار سازد. در چنین شرایطی، صنایع فرهنگی به یکی از موتورهای اشتغال، ارزآوری و توسعه اقتصادی کشور تبدیلمی شود.
در مقابل، صنایع فرهنگی نیز نقش بیبدیلی در تحقق اهداف سیاست خارجی و تقویت قدرت نرم کشور دارند. آثار هنری، فیلمها، موسیقی، ادبیات، صنایع دستی، بازیهای رایانهای و رسانههای دیجیتال میتوانند تصویری واقعی، جذاب و انسانی از ایران به جهان ارائه کنند؛ تصویری که فراتر از روایتهای سیاسی و رسانهای شکل میگیرد.
فرهنگ زبان مشترک ملتهاست. در بسیاری از موارد که روابط سیاسی با محدودیت مواجه میشود، هنر و فرهنگ میتوانند کانالهای ارتباطی جدیدی ایجاد کنند، اعتمادسازی کرده و زمینه گفتوگو و همکاری را فراهم آورد. به همین دلیل، دیپلماسی صنایع فرهنگی نه جایگزین دیپلماسی سیاسی، بلکه مکمل و تقویتکننده آن است.
ایبن نقطه قوت برای ما معنایی عمیق دارد، زیرا ایران با برخورداری از تمدنی چند هزار ساله، میراث غنی اسلامی و ایرانی، ادبیات جهانی، هنرهای سنتی و ظرفیتهای گسترده صنایع خلاق، توانایی آن را دارد که به یکی از قطبهای دیپلماسی فرهنگی در منطقه غرب آسیا و جهان اسلام تبدیل شود. این ظرفیت زمانی بالفعل خواهد شد که تولیدکنندگان فرهنگی، کارآفرینان خلاق، دانشگاهها، نهادهای فرهنگی و دستگاه دیپلماسی در یک چارچوب هماهنگ و هدفمند فعالیت کنند.
همچنین تحولات فناوری و گسترش پلتفرمهای دیجیتال، فرصت بیسابقهای برای عرضه جهانی محصولات فرهنگی فراهم کرده است. امروز یک انیمیشن، یک بازی رایانهای، یک پادکست یا یک اثر هنری میتواند میلیونها مخاطب در سراسر جهان داشته باشد و به سفیری برای فرهنگ ایرانی تبدیل شود.
از این رو، نگاه به صنایع فرهنگی باید از حوزه صرفاً فرهنگی فراتر رفته و به عنوان یک ابزار راهبردی توسعه ملی، دیپلماسی عمومی و اقتصاد خلاق مورد توجه قرار گیرد.
ایجاد دبیرخانه تخصصی دیپلماسی صنایع فرهنگی در پارک ملی علوم و فناوریهای نرم و صنایع فرهنگی نیز در همین راستا طراحی شده است؛ نهادی که مأموریت آن ایجاد هماهنگی میان بازیگران مختلف، توسعه صادرات فرهنگی، تقویت قدرت نرم ایران و تبدیل ظرفیتهای فرهنگی به فرصتهای اقتصادی و بینالمللی است.
درنهایت می توان دریافت که آینده قدرت کشورها تنها در اقتصاد و سیاست تعریف نمیشود؛ بلکه فرهنگ و خلاقیت به یکی از مهمترین مؤلفههای اقتدار ملی تبدیل شدهاند. هرچه دیپلماسی بیشتر در خدمت توسعه صنایع فرهنگی قرار گیرد، صنایع فرهنگی نیز مؤثرتر در خدمت اهداف دیپلماسی، تصویرسازی ملی، توسعه اقتصادی و ارتقای جایگاه جهانی ایران عمل خواهند کرد. این تعامل دوسویه میتواند زمینهساز شکلگیری الگویی نوین از توسعه مبتنی بر فرهنگ، خلاقیت و قدرت نرم برای جمهوری اسلامی ایران باشد.
در پایان نیز با توجه به جایگاه و ماموریت های پارک ملی علوم و فناوری های نرم و صنایع فرهنگی ، از همه دستگاه ها، سازمان ها و فعالان اکوسیستم صنایع فرهنگی و خلاق و هچنین نهادهای موثر در دیپلماسی برای همکاری با این دبیرخانه دعوت می شود.
مهندس مرتضی پرهیزکار- مشاور رئیس پارک و مجری طرح دیپلماسی صنایع فرهنگی





