نبرد سایهها: وقتی فضا میدان جنگ الکترونیک میشود

درحالیکه شبکههایی ماهوارهای نقش حیاتی در ارتباطات بحرانزده ایفا میکنند، کشورهایی چون چین و روسیه با توسعه فناوریهای پیشرفتهای از جمله جنگ الکترونیک، رهگیری مداری و سلاحهای انرژی هدایتشده، در حال آمادهسازی سناریوهای «خاموش کردن» این زیرساختهای حیاتی هستند تا تعادل نیروها را در مدار پایین زمین به نفع خود تغییر دهند.
به گزارش سیناپرس، با گسترش منظومههای ماهوارهای در مدار پایین زمین، رقابت قدرتهای بزرگ وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن تمرکز از ساخت ماهواره به توسعه فناوریهایی برای مختلکردن یا خاموشکردن آنها تغییر کرده است.
در سالهای اخیر، فضا به یکی از مهمترین میدانهای رقابت نظامی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است؛ جایی که هزاران ماهواره در مدار پایین زمین نهتنها برای ارتباطات، بلکه برای عملیات نظامی، ناوبری و شناسایی استفاده میشوند.
در این میان، استارلینک تلاش کرده تا در جنگها یا آشوبها برای برقراری ارتباط نقش داشته باشد.همزمان، گزارشهای متعدد نشان میدهد که کشورهایی مانند چین و روسیه در حال توسعه مجموعهای از توانمندیها هستند که برای مقابله با چنین ماهوارههایی از جنگ الکترونیک گرفته تا رهگیری مداری و سلاحهای انرژی هدایتشده را شامل میشود.
شناسایی و نقشهبرداری شبکه
اولین و پایهایترین گام در هر سناریوی مرتبط با مقابله یا تحلیل منظومههایی مانند استارلینک، ایجاد آگاهی فضایی است؛ یعنی توانایی شناسایی، ردیابی و مدلسازی دقیق اشیای مداری و رفتار آنها در مدار پایین زمین.این توانایی شامل ترکیب دادههای راداری، اپتیکی و اطلاعات مداری برای ساخت یک تصویر لحظهای از وضعیت هزاران ماهواره فعال است. بدون این لایه اطلاعاتی، هرگونه اقدام بعدی در فضا عملاً غیرممکن یا بسیار پرریسک خواهد بود.
نقش چین در توسعه آگاهی فضایی
براساس گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، چین طی سالهای اخیر شبکهای از سامانههای زمینی و فضایی برای رصد و تحلیل اشیای مداری ایجاد کرده است. این شبکه بخشی از تلاش گستردهتر پکن برای افزایش توان آگاهی فضایی و کاهش وابستگی به دادههای خارجی محسوب میشود.سطح عملیاتی، این مرحله شامل سه لایه اصلی است:1) ردیابی اشیای مداری: استفاده از رادارهای زمینی و تلسکوپهای اپتیکی برای ثبت موقعیت ماهوارهها در مدار پایین زمین.2) مدلسازی رفتار منظومهای: تحلیل اینکه ماهوارهها بهصورت گروهی چگونه توزیع شدهاند و چه الگوهای پوششی ایجاد میکنند.3) پیشبینی مسیر و همپوشانی: محاسبه مسیرهای آینده ماهوارهها برای تعیین زمانهای عبور و نقاط همپوشانی پوشش ارتباطی.
جنگ الکترونیک و ایجاد اختلال در ارتباطات
پس از شناسایی و نقشهبرداری شبکه ماهوارهای، گام عملی بعدی در سناریوهای مقابله با منظومههایی مانند استارلینک، ورود به حوزه جنگ الکترونیک است؛ یعنی تلاش برای مختلکردن ارتباط بین ماهواره، ایستگاه زمینی و کاربر بدون نیاز به نابودی فیزیکی ماهوارهها.
در این روش، سیگنالهای رادیویی در همان فرکانس ارتباطی ارسال میشوند تا ارتباط واقعی دچار اختلال شود. این اختلال میتواند در دو سطح رخ دهد: اختلال در سیگنال ماهواره به زمین و اختلال در سیگنال زمین به ماهواره.
جَمینگ یکی از رایجترین و در عین حال کمهزینهترین ابزارهای ضدفضایی است که روسیه و چین بهطور گسترده در سناریوهای نظامی از آن استفاده یا آن را تمرین کردهاند.فریب دادن سیستم: در این روش بهجای ایجاد نویز، سیگنال جعلی ارسال میشود تا گیرنده تصور کند داده واقعی دریافت کرده است. این حمله میتواند باعث شود: موقعیت مکانی اشتباه نمایش داده شود و زمانبندی شبکه دچار خطا شده یا تصمیمگیری خودکار سیستمها منحرف شود.
گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی تأکید میکند که ارسال داده یا سیگنال جعلی برای فریب یک سیستم، بهویژه در حوزه جیپیاس و ارتباطات ماهوارهای بهطور گسترده در مناطق درگیری مشاهده شده است.
گسترش میدان اختلال: در سناریوهای پیشرفتهتر، هدف فقط اختلال نقطهای نیست، بلکه ایجاد یک ناحیه کور ارتباطی است.این کار میتواند با ترکیب: ایستگاههای زمینی متعدد، سامانههای متحرک یا پلتفرمهای هوایی و پهپادی انجام شود.
مطابق تحلیل مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، روسیه و چین هر دو در رزمایشها و عملیات واقعی از سامانههای جنگ الکترونیک برای ایجاد اختلال گسترده در جیپیاس و ارتباطات ماهوارهای استفاده کردهاند.
رهگیری مداری و ماهوارههای نزدیکشونده
در این مرحله تمرکز از اختلال سیگنال به سمت کنترل فیزیکی در مدار تغییر میکند؛ یعنی استفاده از ماهوارههایی که در مدار مشابه یا نزدیک به هدف قرار میگیرند و میتوانند آن را از نزدیک، تعقیب یا در سناریوهای تهاجمیتر، آسیب مستقیم تهدید کنند.
این دسته از سامانهها در ادبیات نظامی با عنوان سلاحهای ضد ماهواره شناخته میشوند.چین و روسیه هر دو در توسعه و آزمایش فناوریهای مرتبط با رهگیری مداری و ماهوارههای با قابلیت نزدیکشدن به هدف فعال بودهاند؛ سامانههایی که میتوانند در مدار پایین یا ژئو همارتفاع، بهصورت مانوردهنده به ماهوارههای دیگر نزدیک شوند و نقش بازدارنده یا تهاجمی داشته باشند.
در همین چارچوب، گزارشهای تحلیلی نشان میدهد روسیه در سالهای اخیر از مجموعهای از ماهوارههای موسوم به برنامه «نیلویر» استفاده کرده که بهصورت هممدار با ماهوارههای شناسایی آمریکا حرکت میکنند و قابلیت نزدیکشدن و پایش دقیق آنها را دارند؛ این نوع فعالیتها از سوی فرماندهی فضایی آمریکا بهعنوان نشانهای ازعملیاتی شدن توان ضدماهواره مداری توصیف شده است.
در سطح عملیاتی، این مرحله شامل مانورهای دقیق مداری برای قرارگیری در نزدیکی ماهواره هدف، ایجاد موقعیتهای پایش نزدیک و در سناریوهای پیشرفتهتر، قرار دادن ماهواره در وضعیت تهدید دائمی است؛ بدون آنکه لزوماً برخورد مستقیم رخ دهد. همین ویژگی باعث میشود این نوع توانمندیها از نظر نظامی هم نقش اطلاعاتی و هم نقش بازدارندگی داشته باشند.
سلاحهای انرژی هدایتشده
این دسته از فناوریها با عنوان سلاحهای انرژی هدایتشده شناخته میشوند و شامل لیزرهای پرقدرت و سامانههای مایکروویو هستند.این سلاحها بدون برخورد فیزیکی، از طریق تابش انرژی شدید میتوانند باعث اختلال در مدارهای الکترونیکی، حسگرها یا ارتباطات ماهواره شوند.
مایکروویو پرقدرت یکی از مهمترین فناوریها، سلاحهای مایکروویوی پرقدرت است که با ارسال پالسهای شدید الکترومغناطیسی، مدارهای الکترونیکی ماهواره را مختل میکند.
پژوهشگران چینی در مؤسسه فناوری هستهای شمالغرب سامانهای به نام TPG1000Cs توسعه دادهاند که قادر است پالسهایی با توان بسیار بالا (تا حدود ۲۰ گیگاوات) تولید کند و بهعنوان گزینهای بالقوه برای اختلال در منظومههای ماهوارهای مانند استارلینک مطرح شده است.
این سیستم میتواند برای اختلال در شبکههای ماهوارهای در مدار پایین زمین استفاده شود.لیزرهای پرقدررتدسته دوم، لیزرهای نظامی است که برای کور کردن یا آسیب به حسگرهای اپتیکی ماهواره استفاده میشوند.
چین در سالهای اخیر بهطور فعال روی توسعه لیزرهای زمینپایه کار کرده که میتوانند برای اختلال در ماهوارههای شناسایی و جاسوسی (بهویژه حسگرهای نوری) استفاده شوند. در گزارش آرمیتکنولوژی نیز اشاره شده که چین در حال توسعه سایتهای آزمایشی لیزری است که میتوانند ماهوارههای خارجی را دچار اختلال یا کورسازی موقت کنند.
در این مرحله، ابزارهای درگیری وارد سطح انرژی مستقیم میشوند؛ جایی که هدف، از کار انداختن یا کاهش عملکرد ماهوارهها از طریق تابش متمرکز انرژی است، بدون نیاز به برخورد فیزیکی یا ایجاد زباله مداری. این فناوریها در کنار جنگ الکترونیک و رهگیری مداری، بخشی از طیف کامل توانمندیهای ضدفضا محسوب میشوند.
حملات سایبری به منظومههای ماهوارهای و ایستگاههای زمینی
در کنار جنگ الکترونیک و روشهای مداری، یکی از مهمترین و عملیاتیترین مسیرهای مقابله با منظومههای ماهوارهای، حمله به بخش زمینی سیستم است؛ یعنی همان زیرساختهایی که فرماندهی، کنترل و تبادل داده ماهوارهها را مدیریت میکنند.
این بخش شامل مراکز عملیات مأموریت، ایستگاههای زمینی و شبکههای ارتباطی است.مطالعات امنیتی نشان میدهد که برخلاف ماهوارهها در مدار، بخش زمینی بهدلیل اتصال مستقیم به اینترنت و استفاده از زیرساختهای آیتی، عملاً سطح حمله بسیار بزرگتری دارد و هدف اصلی مهاجمان محسوب میشود.
به نقل از فارس، معماری این بخش شامل مسیرهای ارتباطی حساس بین زمین و ماهواره است که در صورت نفوذ یا اختلال میتواند بر عملکرد کل مأموریت فضایی اثر بگذارد.
رقابت در فضای مداری وارد مرحلهای چندلایه شده است؛ جایی که ابزارهای مقابله دیگر محدود به یک حوزه خاص نیستند، بلکه ترکیبی از جنگ الکترونیک، رهگیری مداری، فناوریهای انرژی هدایتشده و حملات سایبری را شامل میشوند.





