کدام مناطق ایران بیشتر در معرض وقوع زلزله هستند؟

طی ۵۰ سال اخیر ۹۰۰ زمین لرزه با بزرگای بیش از ۵ رخ داده که برای هر سال حدود ۲۰ زمینلرزه با بزرگای بیش از ۵ و ۲ زمین لرزه با بزرگای بین ۶ و ۷ و برای هر دهه حدود دو زمین لرزه با بزرگای بیش از ۷ به طور متوسط رخ داده است.جالب آن است که تعداد رخداد زمین لرزه های با بزرگای بیش از ۵ در دو سال گذشته ، ۸۷ زمینلرزه بوده ، که حدود بیش از دو برابر متوسط سالانه رخداد زمین لرزه ها در ایران در این دو سال اخیر، زلزله متوسط تا بزرگتر رخ داده است.
خطرات بالقوه ای که در صورت وقوع زلزله ما را تهدید میکنند در کنار قابل پیش بینی نبودن زمان دقیق وقوع این پدیده باعث شده که همیشه هراس زلزله با ما زندگی کند. دکتر مهدی زارع،استاد پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله و عضو وابسته فرهنگستان علوم در اینجا به چند سوال رایج درخصوص زلزله پاسخ داده است.
با توجه به اینکه ایران یکی از کشورهای زلزله خیز محسوب می شود، در حال حاضر کدام مناطق ایران بیشتر در معرض وقوع زلزله هستند؟
مناطق مختلفی از کشور با خطر نسبی کمتر یا بیشتر در نقشه پهنه بندی خطر زلزله در ایران از هم تفکیک شده اند. به عنوان نمونه و مثال می توان به نواری در کشور از جنوب دریاچه ارومیه تا ناحیه سیرجان در استان کرمان اشاره کرد (که زمین شناسان به آن نوار سنندج-سیرجان می گویند) که در آن کمتر بودن خطر نسبی رخداد زمین لرزه محرض است.
زمانی که زلزله رخ میدهد سن و تاریخچه گسل و اینکه آخرین زلزله مربوط به هر گسل در چه زمانی رخ داده برای ما مهم است از سوی دیگر بازگشت و ریتم زلزلهها نیز مهم است به این معنی که اگر زلزلهای در گسلی ایجاد میشود، مشخص شود که حدودا هر چند سال یک بار در این گسل چنین زلزلهای رخ میدهد.
در صورتی که اطلاعاتی از ریتم رخداد زلزله در هر گسل نداشته باشیم صرفا به اطلاعات کلی اکتفا میشود به این معنی که بدانیم گسلی است فعال و بر اساس مشخصات هندسی همچون طول گسلها اعلام کنیم که احتمال زلزلههای بزرگتر را میتوان داشت یا خیر. هرچه گسل بزرگتر باشد زلزلهای که ایجاد میکند بزرگتر خواهد بود از این رو محدوده صفحه گسیختگی صفحه گسلها در رخداد لرزهای مهم ،تعیین کننده است. از سوی دیگر هر چه زلزلهای بزرگتر باشد نشان میدهد که صفحه گسلی بزرگتری گسیخته شده است.
تمهیدات مختلفی در دهه های گذشته از سوی دولت برای مدیریت بحران سنجیده شده که همگی ناقص و البته محدود بوده اند. ایجاد سازمان مدیریت بحران کشور و سازمان پیشگیری و مدیریت بحران در شهرداری ها از جمله این تمهیدات است.برنامه های بهسازی و مقاوم سازی عمدتا بعد از از زلزله های مهمی مانند زلزله ۱۳۸۲ بم مطرح و پیگیری شده و البته پس از مدتی به صورت کم فروغ و کم توان ادامه یافته اند.تصویب نقشه پهنه های گسلی پایتخت در شورای عالی شهرسازی ، گامی به پیش در جهت رعایت ضوابط ویژه ساخت و ساز در حریم گسل های فعال بود. این نقشه های تهیه شده مانند هر نقشه دیگری می تواند در آینده با مطالعات دقیق تر تکمیل و بهتر شود.
ولی به دلیل (بهانه!) عدم وجود نقشه قانونی از گسلها ، عملا هرنوع ساخت ساختمان با هر نوع ارتفاعی در همه جای پهنه شهری تهران و پیرامون ممکن بوده است و کیفیت ساخت و ساز، نوع کاربری و محدودیت بلندمرتبه سازی نیز در هیچ فرآیند قانونی و سخت گیرانه ای کنترل نشده و عملا شهرسازی و توسعه شهری در حریم پهنه گسلهای فعال شهر تهران به صورت شتابان به ویژه در ۵۰ سال اخیر دنبال شده است.
پدیده های های گوناگونی می تواند بعد از وقوع زمین لرزه ها رخ دهد : از ایجاد هراس و نگرانی تا ویرانی کامل زیرساختهای شهر (مانند چیزی که در ۵ دی ماه ۸۲ در بم رخ داد) و البته اگر زمین لرزه در پایتخت رخ دهد می تواند اساس حکمرانی و اراده امور را متلاشی کند (مانند چیزی که در ۲۲ دی ماه ۱۳۸۸ در پایتخت کشور هائیتی در پی یک زمین لرزه با بزرگای ۷.۱ در نزدیکی پایتخت – پرت او پرنس- رخ داد.)
در راستای کاهش ریسک ناشی از زلزله، چه راهکارهایی پیشنهاد می کنید؟
یکی از راهکارهای کاهش خسارت، تقویت زیر ساختها است. بههنگام رخداد سوانح، عمل و هماهنگی زیرساختهای اساسی یک جامعه در امدادرسانی و کاهش پیامدهای سانحه بسیار حائز اهمیت است. یکی از مهمترین این زیرساختها، بیمارستانها هستند. نحوه توزیع بیمارستانها در شهر، سهولت دسترسی به آنها، تجهیزات اضطراری موجود در بیمارستانها، استحکام ساختمان آنها و … از مهمترین نکات در مطالعه ریسک سوانح طبیعی از نقطهنظر نظام سلامت هستند.
تمهیداتی مختلفی در دهه های گذشته از سوی دولت برای مدیریت بحران سنجیده شده که همگی ناقص و البته محدود بوده اند.
در یک برآورد اولیه، توزیع بیمارستانهای موجود در شهر تهران نشان میدهد که اکثر بیمارستانهای موجود در شهر تهران عمدتاً در یک راستای شمالی-جنوبی متمرکز بوده و در صورت رخداد شدید زلزله یا یکی از مخاطرات مذکور، مردم ساکن در مناطق شرقی و غربی شهر تهران با مشکل امدادرسانی و دسترسی به بیمارستانهای اصلی شهر تهران مواجه خواهند شد که این مساله ریسک سانحه را افزایش میدهد.
بنابراین، مقاومسازی و نوسازی بیمارستانهای موجود در شهر و همچنین توزیع جغرافیایی مراکز درمانی با تمرکز بر محور شرقی و غربی میتواند میزان تابآوری فیزیکی شهر تهران را در برابر مخاطرات طبیعی کمک کند.
بیشتر کشورهای لرزه خیز پیشرفته مانند ژاپن و ایالات متحده در دهه های اخیر و کشورهای در حال توسعه مانند ترکیه، رومانی، مالزی و اندونزی، در طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ سامانه های هشدار پیش هنگام زلزله را در کشور خود توسعه داده و تکمیل کرده و اکنون در ژاپن به صورت برخط به صورت ملی و منطقه ای از آن بهره برداری می کنند . همه این ابزارها پاسخ و راه حل برای تمام مشکلات در تمام زلزله ها نیستند. زمین لرزه اگر در زیر شهر رخ دهد این سامانه ها به عنوان سامانه "پاسخ سریع" برای تعیین آنی پهنه شدت و خسارتهای زیاد در همان شهر مورد استفاده قرار می گیرند.
در مورد اهمیت و کارایی سامانه های هشدار پیش هنگام زلزله باید گفت: در چند ثانیه کوتاه فرصت برای هشدار نیز می تواند برای زلزله های نزدیک هشدارهایی ایجاد کرد که تاسیسات حیاتی (مانند نیروگاه) اگر دریافت کنند آسیب کمتر میبینند (این موضوع را از مدیران و مهندسان نیروگاههای کشور سوال کرده ام و به نظر فنی آنها باور دارم). بنابراین در چند ثانیه (برای زلزله های در حدود ۳۰ تا ۵۰ کیلومتر) هم می توان هشدارهای مفید تولید کرد. ضمنا سامانه هشدار پیش هنگام فقط در ژاپن کاربردی نشده ، در استانبول هم که شرایط مشابه شهر تهران را دارد این سامانه هم اکنون با بیش از ۴۰۰ ایستگاه از سال ۲۰۱۱ یه صورت برخط کار میکند.
آیا آموزشهای صورت گرفته در زمیه مواجهه با زلزله را برای عموم کافی و از کیفیت لازم برخوردار می دانید؟
در برخی موارد بیشترین تلفات جانی زلزلهها ،به دلیل ناآگاهی افراد در نحوه برخورد با این سوانح طبیعی است.یکی از دلایل مهم بروز تلفات جانی ، ناآگاهی مردم از نحوه برخورد با زلزله و رفتار غلطی است که در زمان بروز زلزله از خود نشان می دهند.
طی یک سال و نیم گذشته به ویژه از زلزله ۲۱-۸-۹۶ ازگله سرپل ذهاب به بعد شاهد بروز زلزلههای متعددی در کشور بوده ایم که هیچ گونه ساختمانی تخریب نشد، اما افراد زیادی مجروح شدند که دلیل اصلی آن آشنا نبودن با نحوه برخورد با زلزله بود.
در زمان وقوع زلزله افراد با هجوم به سمت درها و ایجاد ازدحام در ورودیها باعث ایجاد تلفات جانی میشوند، در حالی که اگر هر کس سعی کند در جایی که قرار دارد پناه بگیرد بدون شک میزان خسارات تا حدودی کاهش خواهد یافت.
در برخی موارد بیشترین تلفات جانی زلزلهها ،به دلیل نا آگاهی افراد در نحوه برخورد با این سوانح طبیعی است
چه عواملی موجب تسریع روند وقوع زلزله می شود و نقش انسان را در افزایش خطرات ناشی از زلزله چگونه ارزیابی می نمایید؟
اثر بشر از طریق فناوری ها معمولا بر پدیده هایی است که در سطح زمین یا نزدیک آن رخ می دهند.بنابراین اغراق در این مساله به شبه علم و طرح مسائل غیر علمی و باورهای غیر واقع بینانه می انجامد. ضمنا پدیده ای مانند زلزله ها از نظر اندازه و مکانیسم امروزه توسط ده ها، صد و گاه هزاران ایستگاه لرزه نگاری در جهان ثبت و رصد می شود و اینطور نیست که کسی بتواند با نظریه های خیالی آنها را توضیح دهد.
این زلزله ها قابل بررسی و مطالعه و توضیح تشریح دقیق هستند و نباید نه در مورد زلزله ها و نه درمورد هیچ پدیده دیگری در جهان واقع به دنبال خیال و شبه علم برای تشریح برویم. البته به نظر می رسد که با استفاده از فناوری هارپ بتوان زلزله های کوچک و سطحی را در سطح زمین تحریک نمود و انتظار تحریک رخداد زمینلرزه ای تا بزرگای حدود ۳ را چه بسا بتوان از این فناوری داشت، ولی زلزله های شدید و مخرب شناخته شده تاکنون همگی زمین ساختی (ناشی از جنبش در گسلهای فعال) بوده اند و جنبش در آنها نه ربطی به هارپ داشته و نه به انفجارهای مختلف از جمله هسته ای یا غیر آن. ضمنا انفجارها (هسته ای و غیر هسته ای) به خوبی در ایران و سایر کشور ها با استفاده از علم زلزله شناسی و سایر علوم فیزیکی قابل تفکیک از زلزله های طبیعی هستند و هرگاه انفجاری در دنیا رخ دهد ده ها و گاه صدها ایستگاه آن را ثبت می کنند. نگاشت این نوع انفجارات مشخصات و ویژگیهای خاص انفجارات دارند که با زلزله های طبیعی کاملا متفاوتند.
بنابراین عملا در روی کل کره زمین امکان پنهان کاری برای هیچ کشور وجود ندارد، حتی اگر تمام ایستگاه های لرزه ای آن کشور در هنگام انفجار خاموش شده باشند.
وقوع زلزله را بر اساس چه فاکتورهایی و تا چه اندازه می توان پیش بینی کرد؟
از یافته های علمی قبلی این ها را می دانیم که در سابقه مطالعات مربوط به پیش نشانگرهای لرزهای به ویژه در مواردی مانند زلزله ۴ فوریه ۱۹۷۵ "هایچنگ" در چین که با بزرگای ۷.۳ رخ داد به مدت چند هفته طوفان لرزهای و به صورت رخداد پیشلرزههای با بزرگای متوسط تا شدید (با بیشینه بزرگای بین ۵ تا ۶) در حال ثبت بود و تعداد آنها به بیش از ۷ برابر تعداد معمول چنین زمینلرزه هایی در پیرامون هایچنگ رسید. همین پیش لرزهها بزرگترین کمک را به پیش بینی رخداد زمینلرزه ۱۹۷۵ هایچنگ کرد. چنین سیکلی از رخداد زمینلرزهها (با بزرگی بین ۴ تا ۶.۵) در همین کشور در سال ۱۹۷۶ قبل از زلزله ۲۳ اوت ۱۹۷۶ سیچوان با بزرگی ۷.۳، در فاصله زمانی بین ۱۴ ژوئن ۱۹۷۶ تا ۲۳ ژوئن ۱۹۷۶ (در فاصله حدود ۴۰ روز) تکرارشد.قبل از رخداد زمینلرزه بم ۱۳۸۲ در ایران رخداد زمینلرزهای با بزرگی ۵.۳ در تاریخ ۱۳ مرداد ۸۲ و زمینلرزهای دیگر با بزرگای ۵.۵ در تاریخ ۳۰ مرداد ۸۲ (حدود ۴ ماه و نیم قبل از رخداد زمین لرزه بم) فاصله حدود ۱۳۰ کیلومتری شرق بم، بین بم و زاهدان و سپس رخداد زلزلهای در روز قبل از رخداد زمینلرزه بم با بزرگای حدود ۴.۵، مقدمه (پیش نشانگر لرزهای) بر رخداد زمینلرزه مخرب بم با بزرگای ۶.۵ در بامداد ۵ دی ماه ۸۲ میتواند تلقی شود..
زمینلرزه ۱۱ فروردین ۱۳۸۵ "چالانچولان" بروجرد لرستان (با بزرگی ۶.۰) نیز از حدود دو هفته قبل با رخداد یک سری زمینلرزهها از زلزلههای با بزرگی ۴ به بالا همراه بوده است که موجب شد مردم در لرزه اصلی اکثرا در امان بمانند.
گزارشهای مشابهی از مشاهده چنین آنوماییهای لرزهای از ماهها قبل به همراه تغییرات سطح آب زیر زمینی در زلزله ۱۲ مه ۲۰۰۸ ونچوان چین با بزرگای ۷.۸ و همچنین تغییرات در سطح گاز رادون در زلزله ۶ آوریل ۲۰۰۹ لاکویلا ایتالیا با بزرگای ۶.۳ و همچنین زلزله ۱۷ ژانویه ۱۹۹۵ کوبه ژاپن با بزرگای ۶.۸ وجود دارد که در آنها نشانههایی از تغییرات طبیعی یاد شده ، قبل از رخداد زلزله اصلی گزارش شده است. به نظر میرسد با توجه به نحوه رخداد پسلرزهها، میتوان تصور کرد که حداقل در هفتهها تا حدود دو ماه بعد از رخداد زمینلرزه ۲۷ مرداد مورموری همچنان احتمال رخداد زمینلرزهای با بزرگای بیش از ۶ در چنین پهنهای وحود دارد..
گزارشهایی از تغییر در سطح آب زیرزمینی در پهنه رومرکزی زلزله ۲۶ مرداد ۱۳۹۳ مورموری ایلام وجود و فراوانی عقربها در قبل و بعد از رخداد زمینلرزه در پهنه رومرکزی در منطقه زلزله زده وجود داشت،: این موضوع میتواند نشانگر وجود پیشنشانگر تغییر سطح آب زیر زمینی در این زمینلرزه باشد که بیرون زدن و فراوانی عقربهها نیز میتواند مرتبط با تغییر سطح آب زیرزمینی و مشخصا بالا آمدن سطح آب زیر زمینی در قبل و بعد از رخداد زمینلرزه در پهنه رومرکزی باشد.






