نیاز مداخلات روان‌شناختی گروهی در خروج زنان از فشارهای روانی پس از طلاق

در تحقیق جدیدی که توسط محققان ایرانی انجام شده است، نیازهای روان‌شناختی زنان پس از طلاق بررسی و برنامه‌ای گروهی و آنلاین برای کاهش فشارهای عاطفی، تقویت مهارت‌ها و کمک به سازگاری آنان تدوین شده است.

به گزارش سیناپرس، تحولات اجتماعی سال‌های اخیر، خانواده‌ها را با تغییرات و چالش‌های گسترده‌ای روبه‌رو کرده و افزایش طلاق نیز به مسئله‌ای قابل توجه در بسیاری از جوامع تبدیل شده است. در جامعه ایرانی، خانواده از جایگاهی بنیادی برخوردار است و بر پایه ارزش‌های فرهنگی و باورهای مذهبی، ازدواج امری پسندیده و طلاق غالباً رویدادی نامطلوب تلقی می‌شود. با این حال، آمارها از شمار قابل توجه طلاق‌ها در کشور حکایت دارد. این وضعیت نشان می‌دهد که توجه صرف به دلایل جدایی کافی نیست و شرایط زندگی افراد پس از طلاق نیز باید جدی گرفته شود. کسانی که از یک رابطه زناشویی خارج می‌شوند، ممکن است با مجموعه‌ای از فشارهای عاطفی، ارتباطی، اقتصادی و اجتماعی مواجه شوند که سازگاری دوباره با زندگی را برای آنان دشوار می‌کند.

پژوهش‌های پیشین، عواملی مانند مشکلات جنسی، اعتیاد، بیکاری، فقر، افزایش هزینه مسکن، تفاوت‌های شخصیتی، سبک‌های متفاوت دلبستگی، خشونت، خیانت زناشویی، دخالت خانواده‌ها، ناباروری، مسائل پیش از ازدواج و نداشتن مهارت‌های لازم برای زندگی مشترک را از دلایل مؤثر بر طلاق معرفی کرده‌اند. بعضی از این مشکلات، به‌ویژه ضعف در مهارت‌های زندگی، مدیریت هیجان‌ها و حل مسئله، ممکن است پس از جدایی نیز فرد را آسیب‌پذیر نگه دارند. طلاق نوعی بحران مهم در زندگی است که می‌تواند احساساتی ناخوشایند ایجاد کند و سلامت روان را تحت تأثیر قرار دهد. پیامدهای منفی طلاق ممکن است برای زنان شدیدتر باشد؛ به‌خصوص زنانی که تاب‌آوری کمتری دارند یا نمی‌توانند هیجان‌های دشوار خود را به‌خوبی مدیریت کنند.

در همین زمینه، زهرا حاجی حیدری، محقق مشاوره از گروه مشاوره دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه الزهرا، به همراه سه همکار خود از همین دانشگاه، تحقیقی را درباره طراحی یک برنامه روان‌شناختی ویژه زنان پس از طلاق انجام داده‌اند. پژوهشگران به جای تمرکز بر یک درمان محدود، کوشیده‌اند مجموعه‌ای منظم از مداخلات روان‌شناختی گروهی و آنلاین را متناسب با نیازهای زنان ایرانی و ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه تدوین کنند. هدف اصلی آن‌ها فراهم‌کردن چارچوبی برای کاهش آسیب‌ها و پیامدهای منفی پس از طلاق و کمک به زنان برای سازگاری بهتر با شرایط تازه زندگی بوده است.

برای انجام این پژوهش، از روشی ترکیبی و دومرحله‌ای استفاده شد. در مرحله نخست، پژوهشگران با رویکرد کیفی به گردآوری و بررسی دیدگاه‌های متخصصان پرداختند. داده‌های این مرحله از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۹۹ متخصص دارای تجربه در زمینه مداخلات روان‌شناختی پس از طلاق به دست آمد. مصاحبه نیمه‌ساختاریافته به این معناست که پژوهشگر پرسش‌های اصلی و ازپیش‌تعیین‌شده‌ای دارد، اما می‌تواند متناسب با پاسخ متخصصان، پرسش‌های تکمیلی نیز مطرح کند. سپس محتوای مصاحبه‌ها تحلیل شد تا نیازهای اصلی زنان، روش‌های درمانی مناسب و اجزای ضروری برنامه مشخص شود.

در مرحله دوم، برنامه تدوین‌شده از نظر اعتبار محتوایی بررسی شد. ابتدا چهار متخصص در مصاحبه‌هایی جداگانه، محتوای برنامه را ارزیابی کردند و پیشنهادهای آنان برای بحث، اصلاح و تکمیل بخش‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفت. به این ترتیب، پژوهشگران بررسی کردند که هر جلسه و محتوای در نظر گرفته‌شده برای آن تا چه اندازه برای حمایت روان‌شناختی از زنان پس از طلاق مناسب است.

یافته‌ها نشان دادند نسبت روایی محتوای برنامه از حداقل معیار مورد قبول در جدول مورد استفاده پژوهش بیشتر بوده است. بر همین اساس، تمام جلسات برنامه قابل قبول ارزیابی شدند و هیچ جلسه‌ای از پروتکل کنار گذاشته نشد. این موضوع بیانگر آن است که متخصصان، بخش‌های پیش‌بینی‌شده را برای برنامه روان‌شناختی پس از طلاق ضروری و متناسب با هدف آن تشخیص داده‌اند. بررسی کیفی متخصصان نیز زمینه اصلاح و دقیق‌تر شدن محتوای برنامه را فراهم کرد.

پژوهشگران بر پایه این یافته‌ها، استفاده از برنامه مداخلات روان‌شناختی گروهی آنلاین را برای کاهش آسیب‌های طلاق در مراجعان زن پیشنهاد کرده‌اند. البته این مطالعه در درجه نخست به تدوین و اعتبارسنجی محتوای برنامه پرداخته و نتایج ارائه‌شده به معنای انجام یک آزمایش گسترده درباره میزان اثربخشی نهایی آن نیست.

برنامه تهیه‌شده تنها به یک رویکرد درمانی وابسته نیست. متخصصان شرکت‌کننده در تحقیق، انتخاب یک روش واحد را ناکافی دانسته و استفاده از ترکیبی از رویکردهای مبتنی بر پذیرش و تعهد، شفقت، هیجان، دلبستگی و روش‌های شناختی و رفتاری را مناسب ارزیابی کرده‌اند. رویکرد شناختی و رفتاری به افراد کمک می‌کند افکار ناکارآمد خود را شناسایی و بررسی کنند؛ در حالی که روش‌های مبتنی بر پذیرش و تعهد، بر پذیرفتن تجربه‌های دشوار و حرکت در مسیر ارزش‌های فردی تأکید دارند. رویکرد مبتنی بر شفقت نیز فرد را تشویق می‌کند در مواجهه با رنج و شکست، به جای سرزنش مداوم خود، رفتاری مهربانانه‌تر و حمایتگرانه‌تر با خود داشته باشد.

متخصصان همچنین مشاوره سوگ پس از طلاق را ضروری دانسته‌اند. جدایی می‌تواند با تجربه از دست دادن رابطه، نقش خانوادگی، برنامه‌های مشترک و تصویری که فرد برای آینده خود ساخته بود همراه باشد، بنابراین، رسیدگی به این احساس فقدان یکی از بخش‌های مهم برنامه محسوب می‌شود. از جمله فنون پیشنهادی در پروتکل می‌توان به «صندلی خالی»، «برگ‌های روی رودخانه»، به چالش کشیدن افکار ناکارآمد، نوشتن نامه مشفقانه و تصویرسازی ذهنی مثبت اشاره کرد. آموزش مهارت‌های ارتباطی و حل مسئله نیز در این برنامه اهمیت دارد، زیرا این مهارت‌ها می‌توانند به زنان برای مدیریت موقعیت‌های دشوار و تنظیم روابط خود پس از جدایی کمک کنند.

به نقل از ایسنا، آنلاین بودن مداخله نیز یکی از ویژگی‌های اصلی برنامه تدوین‌شده است. چنین قالبی امکان ارائه جلسات گروهی را بدون نیاز به حضور فیزیکی فراهم می‌کند و می‌تواند چارچوبی برای دسترسی مراجعان زن به حمایت روان‌شناختی ایجاد کند. گروهی بودن جلسات نیز به معنای اجرای برنامه برای چند مراجعه‌کننده در یک فضای مشترک درمانی است.

مقاله علمی‌پژوهشی برگرفته از این تحقیق جالب توجه در فصلنامه «دستاوردهای روان‌شناسی بالینی» منتشر شده است؛ نشریه‌ای که وابستگی سازمانی آن به دانشگاه شهید چمران اهواز است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا