تدوین مدل راهبری روابط عمومی و بینالملل مرکز مطالعات و همکاریهای علمی بینالمللی

با هدف ارائه چارچوبی منسجم و بومی برای ارتقای جایگاه روابط عمومی و بینالملل، تقویت حکمرانی ارتباطی و توسعه تعاملات علمی و بینالمللی طرح پژوهشی تدوین مدل راهبری روابط عمومی و بینالملل مرکز مطالعات و همکاریهای علمی بینالمللی به اجرا درآمد.
به گزارش سیناپرس، سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران اعلام کرد طرح پژوهشی تدوین مدل راهبری روابط عمومی و بینالملل مرکز مطالعات و همکاریهای علمی بینالمللی با هدف ارائه چارچوبی منسجم و بومی برای ارتقای جایگاه روابط عمومی و بینالملل، تقویت حکمرانی ارتباطی و توسعه تعاملات علمی و بینالمللی به اجرا درآمد. مجری این طرح ندا شفیعی، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فناوریهای نوین سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی است.
گسترش شبکههای علمی و بینالمللی، تحولات شتابان فناوری و افزایش اهمیت ارتباطات در معرفی ظرفیتها و دستاوردهای علمی، ضرورت بازتعریف جایگاه روابط عمومی و بینالملل در نهادهای علمی و پژوهشی را بیش از پیش آشکار کرده است.
در چنین شرایطی، روابط عمومی صرفاً یک واحد اطلاعرسانی و اجرایی نیست، بلکه میتواند بهعنوان یکی از ارکان مؤثر در مدیریت ارتباطات راهبردی، تقویت اعتبار و مرجعیت علمی، توسعه تعاملات با ذینفعان و مدیریت تصویر سازمان در محیطهای ملی و بینالمللی ایفای نقش کند.
طرح «تدوین مدل راهبری روابط عمومی و بینالملل مرکز مطالعات و همکاریهای علمی بینالمللی» با هدف طراحی الگویی بومی، منسجم و قابل اجرا، به پیوند میان دیپلماسی علمی، روابط عمومی راهبردی و حکمرانی ارتباطی توجه دارد.در چارچوب این طرح، نقش روابط عمومی و بینالملل فراتر از اطلاعرسانی تعریف شده و بر ضرورت تولید روایتهای معتبر از توانمندیها و دستاوردهای علمی، برقراری ارتباط دوسویه و پایدار با ذینفعان داخلی و خارجی، مدیریت تصویر و اعتبار سازمان و تقویت حضور در شبکههای علمی و ارتباطی تأکید شده است.
یافتههای این طرح نشان میدهد که حرکت از رویکردهای سنتی و اجرایی به سوی روابط عمومی راهبردی، دادهمحور، هوشمند و شبکهای، یکی از ضرورتهای اصلی نهادهای علمی در فضای جدید ارتباطات است.
در مدل پیشنهادی پژوهش، حوزههایی همچون حکمرانی ارتباطی، مدیریت داده و ارزیابی، بهرهگیری از فناوریهای نوین، توسعه سرمایه انسانی، مدیریت دانش و دیپلماسی علمی از جمله محورهای اصلی مورد توجه قرار گرفتهاند. این رویکرد بر ضرورت هماهنگی میان ساختارهای سازمانی، فرایندهای ارتباطی، فناوری و ظرفیتهای انسانی تأکید دارد تا روابط عمومی از یک واحد صرفاً اجرایی به نهادی راهبردی، هوشمند و یادگیرنده در نظام تصمیمسازی سازمانی ارتقا یابد.
بهرهگیری از ظرفیت فناوریهای نوین و هوش مصنوعی در تحلیل افکار عمومی، پایش محیط رسانهای، آیندهپژوهی ارتباطی و ایجاد سازوکارهای هشدار زودهنگام برای مدیریت بحرانهای رسانهای نیز از دیگر موضوعات مورد توجه در این مدل است.همچنین، توسعه شبکهسازی بینالمللی، تقویت حضور در زیستبوم علمی جهانی و ارتقای مرجعیت علمی کشور، از دیگر محورهای مهم این طرح به شمار میرود. بر این اساس، روابط عمومی و بینالملل میتواند با معرفی هدفمند ظرفیتهای علمی و توسعه ارتباطات حرفهای، نقش مؤثری در گسترش همکاریهای علمی و تقویت جایگاه بینالمللی نهادهای پژوهشی ایفا کند.
برآیند این طرح میتواند مبنایی برای بازطراحی ساختارها و فرایندهای ارتباطی و بینالمللی در نهادهای علمی و پژوهشی فراهم کند و زمینه ارتقای جایگاه روابط عمومی را در نظام حکمرانی، تصمیمسازی و مدیریت ارتباطات راهبردی فراهم سازد.





