کثرت، توحید و مقاومت؛ مثلث هویتی ایران برای عبور از چالش‌های معاصر

عبدالحسین کلانتری در همایش «جایگاه ایران در جهان چندقطبی» با ارائه تحلیلی از سه مفهوم بنیادین، گفت که پذیرش تنوع به‌عنوان واقعیت، سامان‌بخشی آن با ارزش‌های توحیدی، و مقاومت در برابر سلطه، مسیر تاریخی ایران برای حفظ انسجام تمدنی است. وی افزود که جبهه مقاومت، نه یک ائتلاف منطقه‌ای، بلکه تجربه‌ای از همبستگی آزادگان جهان بر محور آرمان مشترک ضدسلطه است.

به گزارش سیناپرس، عبدالحسین کلانتری در همایش «جایگاه ایران در جهان چندقطبی؛ آینده امیدبخش ایران در پیوند رهبر، نیروهای سیاسی و مردم» با تبیین سه مفهوم «کثرت»، «توحید» و «مقاومت» گفت: این سه مفهوم حلقه‌های یک زنجیره واحد هستند؛ کثرت، واقعیت آغازین جامعه ایران است، توحید اصل سامان‌بخشی این کثرت و مقاومت نیز برون‌داد تاریخی و تمدنی این انسجام در برابر سلطه است.

وی با بیان اینکه در ادبیات رایج، تنوع قومی و فرهنگی غالباً ذیل دوگانه «فرصت یا تهدید» صورت‌بندی می‌شود، اظهار داشت: این چارچوب‌بندی نادرست است، زیرا کثرت قومی، زبانی، مذهبی و سبک زندگی ایرانیان، واقعیتی موجود و انکارناپذیر است. نقطه عزیمت صحیح، نه ارزش‌گذاری این کثرت، بلکه پذیرش آن به‌عنوان یک داده بنیادین است.

کلانتری افزود: بخشی از نگاه‌ها هنوز این تنوع را به‌عنوان واقعیت نپذیرفته‌اند و همین انکار، نخستین مانع سازماندهی درست جامعه است. افزون بر تنوع تاریخی ایران، تحولات جهان جدید و به‌ویژه مدرنیته نیز گونه‌ای تازه از تکثر را در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پدید آورده که جامعه ایران را نیز متأثر ساخته است.

وی با اشاره به نظریه‌های ملت و ملیت گفت: در یک رویکرد، ملت محصول مدرنیته، سرمایه‌داری چاپی و آموزش همگانی تلقی می‌شود و در رویکردی دیگر، ملت مدرن بر یک هسته قومی ـ نمادین دیرینه استوار است. ایران نمونه‌ای کم‌نظیر از این خوانش دوم است؛ کشوری با تداوم تمدنی دیرپا که هویت ایرانی در آن، فراتر از سلسله‌ها و مرزها استمرار یافته و ایرانی بودن، چتری هویتی است که اقوام مختلف را ذیل یک «ما»ی تمدنی مشترک گرد هم می‌آورد، بدون آنکه تفاوت‌های آنان از میان برود.

کلانتری با تأکید بر اینکه مسئله اصلی جامعه امروز ایران، تکثر جدید ناشی از تحولات جهان معاصر است، اظهار داشت: بخش عمده منابع موجود درباره هویت ملی به تکثر کلاسیک پرداخته‌اند و درباره ابعاد جدید این تکثر، منابع قابل توجهی وجود ندارد. علوم اجتماعی ایران نیز نتوانسته است صورت‌بندی مناسبی از این تکثر جدید ارائه کند و آن را برای جامعه قابل فهم سازد.

وی ادامه داد: این تکثر، واقعیت جامعه ایران است و همان‌گونه که تأکید صرف بر آن و نادیده گرفتن اشتراکات، جامعه را به فروپاشی ملی نزدیک می‌کند، استفاده تمامیت‌طلبانه از مفاهیمی مانند مردم، اگر این تکثر را نادیده بگیرد، محکوم به شکست خواهد بود.

کلانتری تصریح کرد: باید تکثر جامعه ایران را پذیرفت، آن را به‌صورت دقیق نظری صورت‌بندی کرد و بر اساس این وضعیت، راهی برای پایداری جامعه ایران گشود. از منظر فلسفه سیاسی نیز انسجام پایدار نه از انکار تفاوت‌ها، بلکه از به‌رسمیت شناختن آنها در ذیل یک چارچوب مشترک حاصل می‌شود. به گفته وی، ظرفیت‌های وحدت‌بخش ملی، دینی و انقلابی، ظرفیت‌های مهمی برای تحقق این انسجام هستند.

وی در ادامه با تبیین مفهوم توحید اظهار داشت: توحید صرفاً یک گزاره کلامی نیست، بلکه یک جهان‌بینی است که در بنیاد خود، نفی هرگونه دوگانگی، تبعیض و سلطه غیرالهی را در بر دارد و از همین رو، وجهی اجتماعی نیز پیدا می‌کند که همان نفی نظام سلطه است.

کلانتری با اشاره به کارکرد اجتماعی دین گفت: دین سرچشمه همبستگی اجتماعی و شکل‌گیری «ما»ی جمعی است و توحید نیز در تاریخ ایران، نه عاملی برای حذف تنوع، بلکه لنگری معنایی و فراقومی بوده که جامعه متکثر را حول ارزش‌های مشترک گرد آورده است.

وی ارزش‌های مرکزی انقلاب اسلامی همچون عدالت‌خواهی، استقلال، کرامت انسان و مردم‌سالاری دینی را امتداد اجتماعی همین اصل توحیدی دانست و افزود: این ارزش‌ها، کف مشترکی را ایجاد می‌کنند که گرایش‌های متنوع سیاسی، فرهنگی و سبک‌های مختلف زندگی را، بدون یکسان‌سازی، ذیل یک افق معنایی واحد کنار هم قرار می‌دهد.

کلانتری، پیروزی انقلاب اسلامی را نمونه‌ای از بسیج مردمی فراطبقاتی و فراقومی ذیل شعارهای توحیدی و عدالت‌خواهانه دانست و گفت: پیاده‌روی اربعین نیز نمونه‌ای زنده از همبستگی فراملی و فرامذهبی است که حول ارزش مشترک ایستادگی در برابر ظلم شکل گرفته است.

وی در عین حال خاطرنشان کرد: در بسیاری از موارد، این هسته ارزشی مشترک و وحدت‌بخش، به دلایل مختلف به حاشیه رفته و جای خود را به ارزش‌های محل نزاع داده است که سامان اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی جامعه را مختل می‌کند.

کلانتری در ادامه با پرداختن به مفهوم مقاومت گفت: اگر توحید در وجه اجتماعی خود نفی سلطه باشد، مقاومت برون‌داد تاریخی آن است. سلطه تنها نظامی و اقتصادی نیست، بلکه ابعاد فرهنگی و معرفتی نیز دارد و از همین رو، جبهه مقاومت و ضدسلطه را می‌توان جنبشی ضدسیستمی در برابر نظام سلطه جهانی دانست.

وی افزود: ضدیت با سلطه، ارزش مرکزی انقلاب اسلامی و مشی رهبران آن بوده و این رویکرد در ایران، ریشه‌ای تاریخی و تمدنی دارد که از جنبش‌های ضدسلطه ایران باستان تا نهضت تنباکو، مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی امتداد یافته است.

کلانتری تأکید کرد: از آنجا که نفی سلطه، اصلی جهان‌شمول و انسانی است، از مرزهای دین و قومیت فراتر می‌رود و تجربه جبهه مقاومت نشان داده است که می‌توان به جای برخورد تمدن‌ها، از همبستگی آزادگان تمدن‌های گوناگون بر محور آرمان مشترک ضدسلطه سخن گفت.

به نقل از دانشجو، وی در جمع‌بندی سخنان خود اظهار داشت: کثرت، واقعیت آغازین جامعه ایران است و باید به‌عنوان یک واقعیت پیشینی پذیرفته شود. توحید، اصل سامان‌بخشی است که این کثرت را بدون حذف به همبستگی تبدیل می‌کند و مقاومت نیز برون‌داد تاریخی و تمدنی این انسجام است.

کلانتری در پایان گفت: اگر کثرت ایرانیان حول محور توحید و امتداد آن، یعنی ارزش ضدیت با سلطه، سازمان یابد، نه‌تنها انسجام ملی تضمین خواهد شد، بلکه به الگو و هسته اولیه یک جبهه مقاومت جهانی و فرادینی تبدیل می‌شود و مسیر سازماندهی کثرت ایرانیان را به زمینه‌سازی گسترش جبهه مقاومت پیوند می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا