راهکارهای جایگزین لیتیوم در درمان اختلال دوقطبی

تحلیل داده‌های بیش از ۱۶۰ هزار بیمار نشان می‌دهد که ترکیب‌های دارویی خاص، با استفاده از مدل‌های یادگیری ماشین شناسایی شده‌اند تا اثربخشی درمان را در مواردی که لیتییم ناکافی است، افزایش دهند. این یافته‌ها گامی به سوی پزشکی دقیق‌تر و شخصی‌سازی‌شده برای مدیریت نوسانات خلقی در اختلال دوقطبی هستند.

به گزارش سیناپرس، پژوهشی چندملیتی با تحلیل داده‌های بیش از ۱۶۰ هزار بیمار مبتلا به اختلال دو‌قطبی نشان داد که ترکیب‌های دارویی مشخصی می‌توانند اثربخشی درمان را در مواردی که لیتیوم ناکافی است، افزایش دهند. این مطالعه با بهره‌گیری از مدل‌های یادگیری ماشین برای تحلیل الگوهای درمانی در طول زمان، راه را برای پزشکی دقیق‌تر و شخصی‌سازی‌شده در درمان اختلالات خلقی هموار کرده است.

اختلال دو‌قطبی نوعی بیماری روانی است که برآورد می‌شود بین ۱ تا ۳ درصد جمعیت جهان را درگیر کند. علائم اصلی آن، نوسانات شدید خلق است که از دوره‌های با فعالیت بیش از حد و هیجان شدید (مانیا) تا دوره‌های افسردگی عمیق با خلق پایین، افت انگیزه و از دست‌رفتن علاقه به فعالیت‌های روزمره نوسان دارد.

این اختلال معمولا تنها با روان‌درمانی درمان‌پذیر نیست، هرچند برخی رویکرد‌ها و تغییرات سبک زندگی می‌تواند به افراد کمک کند تا با علائم بیماری بهتر سازگار شوند.

درمان موثر این وضعیت به ویژه به دارو‌هایی وابسته است که خلق را تثبیت می‌کنند، اضطراب را کاهش می‌دهند یا دوره‌های مانیا و روان‌پریشی حاد را مدیریت می‌کنند (روان‌پریشی حاد در اینجا به حالتی گفته می‌شود که فرد ارتباط خود را با واقعیت از دست می‌دهد و دچار توهم یا باور‌های نادرست می‌شود).

داروی خاصی به نام لیتیوم سال‌هاست که به عنوان مؤثرترین دارو برای کنترل نوسانات خلقی مرتبط با اختلال دو‌قطبی شناخته می‌شود. هرچند بسیاری از بیماران به لیتیوم پاسخ مطلوب می‌دهند، برخی مجبور به قطع آن می‌شوند؛ یا به این علت که برایشان مؤثر نیست یا به علت عوارض جانبی شدیدی که کنترل آن دشوار است.

تیمی از پژوهشگران بیمارستان نیوانیمی در فنلاند، موسسه کارولینسکا در سوئد و شورای شهر استکهلم به تازگی مطالعه‌ای مشاهده‌ای در مقیاس بزرگ انجام داده‌اند تا اثربخشی سایر درمان‌های موجود برای اختلال دو‌قطبی را در طول زمان بررسی کنند؛ چه به عنوان مکمل لیتیوم و چه به عنوان جایگزین آن.

یافته‌های منتشرشده در مجله Nature Mental Health، چند برنامه درمانی و ترکیب دارویی خاص را مشخص می‌کند که با کاهش موارد عود بیماری و بستری‌های روان‌پزشکی ارتباط داشته‌اند.

یوهانس لیسلشتو، نویسنده‌ی اول مقاله، در گفت‌و‌گو با «مدیکال اکسپرس» (Medical Xpress) توضیح داد: «ایده‌ی این پژوهش از یک مشکل کاملا عملی در تجربه بالینی من آغاز شد. لیتیوم به طور گسترده، استاندارد طلایی درمان اختلال دو‌قطبی به شمار می‌رود؛ اما در واقعیت، بسیاری از بیماران یا پاسخ کافی به آن نمی‌دهند یا تحمل عوارضش برایشان دشوار است.

از سوی دیگر، در کلینیک‌ها معمولا لازم است دارو‌ها ترکیب شوند یا راهبرد درمانی تغییر یابد، با این حال شواهد علمیِ باکیفیتی درباره اینکه کدام ترکیب‌ها در درازمدت بهترین نتیجه را می‌دهند، بسیار اندک است».

شناسایی درمان‌های موثر برای اختلال دو‌قطبی فراتر از لیتیوم

هدف اصلی این پژوهش، شناسایی راهبرد‌های درمانی بود که به ویژه در مواردی موثر واقع می‌شوند که لیتیوم به تنهایی قادر به کنترل همه علائم نیست یا بیمار ناچار به قطع مصرف آن می‌شود. برای این منظور، لیسلشتو و همکارانش مجموعه‌ای گسترده از داده‌های بالینی را بیش از ۱۶۰ هزار فرد در سوئد و فنلاند که در طی چند سال تحت درمان اختلال دو‌قطبی بودند، تحلیل کردند.

لیسلشتو توضیح داد: «آنچه رویکرد ما را متفاوت می‌کند این است که هر بیمار را در طول زمان با خودش مقایسه کردیم. به جای مقایسه افراد مختلف با درمان‌های گوناگون، بررسی کردیم که همان فرد در دوره‌هایی که تحت درمان‌های متفاوت بوده چه عملکردی داشته است. این روش به کاهش سوگیری کمک می‌کند؛ زیرا عواملی مانند ژنتیک، شدت بیماری و سبک زندگی در یک فرد ثابت می‌مانند و در طول زمان تغییر نمی‌کنند».

برای ارزیابی میزان اثربخشی برنامه‌های درمانی مختلف، پژوهشگران اساسا نرخ عود بیماری را بررسی کردند؛ یعنی دفعاتی که بیماران دوباره نیاز به بستری روان‌پزشکی پیدا کرده‌اند. این شاخص نشان‌دهنده بازگشت علائم و نیازمندی به مراقبت بالینی است.

تجزیه و تحلیل داده‌ها به شناسایی تعدادی از ترکیب‌های دارویی و راهبرد‌های درمانی خاص منجر شد که خطر عود بیماری و بستری شدن را به طور چشمگیری کاهش داده بودند. این درمان‌ها اغلب شامل مصرف کلوزاپین یا سایر دارو‌های ضدروان‌پریشی، به خصوص دارو‌های طولانی‌اثر تزریقی بودند که بیماران به صورت دوره‌ای دریافت می‌کردند.

به گفته لیسلشتو «ما همچنین گزینه‌های درمانی خاصی برای بیمارانی شناسایی کردیم که مصرف لیتیوم را قطع می‌کنند؛ از جمله ترکیب‌هایی مانند کوئتیاپین با لاموتریژین، یا اولانزاپین با والپروات که نتایج بهتری به همراه داشتند.

پیام بالینی این یافته‌ها این است که وقتی لیتیوم پاسخ کافی نمی‌دهد یا استفاده از آن ممکن نیست، گزینه‌های جایگزین مطمئن و قابل اتکایی وجود دارند. نکته مهم دیگر این است که نحوه ترکیب دارو‌ها اهمیت دارد؛ چون همه ترکیب‌ها به یک اندازه موثر نیستند. البته باید توجه داشت که این نتایج حاصل از مطالعات مشاهده‌ای هستند و بنابراین باید با دقت و احتیاط تفسیر شوند.»

راهنمایی برای پژوهش‌های آینده و تصمیم‌گیری بالینی

بینشی که لیسلشتو و همکارانش به دست آورده‌اند می‌تواند به زودی برای روان‌پزشکان کاربرد بالینی پیدا کند؛ زیرا ممکن است به تدوین دستورالعمل‌هایی تازه برای درمان اختلال دو‌قطبی مقاوم به لیتیوم کمک کند.

به نقل از آنا، با این حال، پژوهشگران تاکید دارند که این یافته‌ها باید در کارآزمایی‌های بالینی تصادفی تایید شوند تا بتوان آنها را در محیط‌های درمانی به طور گسترده به کار گرفت یا پروتکل‌های رسمی درمانی را بر اساس آنها به روز کرد.

لیسلشتو افزود: «در ادامه قصد داریم نتایجی فراتر از بستری شدن، مانند بهبود عملکرد روزمره و کیفیت زندگی بیماران را بررسی کنیم تا تصویر کامل‌تری از اثربخشی درمان بدست آوریم. همچنین به درمان‌های شخصی‌سازی‌شده علاقه‌مندیم. برای نمونه، ترکیب داده‌های بالینی با اطلاعات ژنتیکی یا سایر نشانگر‌های زیستی تا بتوان با بهره‌گیری از یادگیری ماشین (Machine learning)، پیش‌بینی دقیق‌تری از اینکه کدام درمان برای هر بیمار بهترین نتیجه را به همراه دارد، ارائه کرد».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا