سوءتفاهم انسانشناختی غرب درباره جامعه ایران

عضو اندیشکده حکمرانی شریف با نقد تحلیلهای خطی مراکز مطالعاتی غرب تأکید کرد که آنها رابطه «نارضایتی اقتصادی» و «شورش علیه نظام» را از روی مدلهای خودشان به ایران تعمیم میدهند، در حالی که لایهای به نام «حافظه تاریخی از هزینه فروپاشی» در این جامعه فعال است.
به گزارش سیناپرس، محمد سبحانی، عضو اندیشکده حکمرانی شریف با نقد تحلیلهای خطی مراکز مطالعاتی غرب اظهار داشت مدلهای تحلیلی غرب قادر به درک پیچیدگیهای جامعه ایران نیستند و معادله «نارضایتی اقتصادی منجر به شورش» در این کشور کارایی ندارد.
وی تأکید کرد که آنها رابطه «نارضایتی اقتصادی» و «شورش علیه نظام» را از روی مدلهای خودشان به ایران تعمیم میدهند، در حالی که لایهای به نام «حافظه تاریخی از هزینه فروپاشی» در این جامعه فعال است.
سوءتفاهم انسانشناختی غرب درباره جامعه ایران
وی گفت: غرب دچار یک سوءتفاهم انسانشناختی درباره جامعه ایران است و با مدلهای ذهنی خود که مبتنی بر رابطه خطی میان نارضایتی اقتصادی و شورش علیه نظام است، به ایران نگاه میکند. همان اشتباهی که در تحلیل انقلابهای رنگی در کشورهای دیگر نیز مرتکب شد.
سبحانی افزود: جامعه ایران یک لایه محافظ نامرئی دارد که فراتر از شاخصهای ملموسی مانند تورم یا بیکاری عمل میکند. این لایه در واقع حافظه تاریخی از هزینههای فروپاشی است.
وی تأکید کرد: زمانی که دشمن از خط قرمزهای حیاتی مانند تمامیت ارضی یا استقلال تصمیمگیری عبور میکند، حتی افرادی که ممکن است منتقد برخی کارگزاران باشند، در برابر تهدید خارجی موضع مشترک میگیرند. این رفتار نه از سر وابستگی به فرد یا نهاد خاص، بلکه ناشی از نوعی بازدارندگی جمعی است که غرب در درک آن ناتوان مانده است.
مهندسی معکوس روانی در برابر شوک امنیتی
عضو اندیشکده حکمرانی شریف در ادامه با اشاره به واکنش جامعه به هدف قرار گرفتن مقام عالی نظام اظهار کرد: این رخداد نقطه کور محاسباتی دشمن بود. آنها تصور میکردند حذف نماد وحدت به فروپاشی ساختار قدرت منجر میشود، در حالی که رابطه رهبر و مردم در ایران یک رابطه ارگانیک است، نه صرفاً ساختاری.
وی بیان کرد: با انتشار خبر شهادت، چند لایه از احساسات جمعی بهطور همزمان فعال شد؛ از خشم و اندوه گرفته تا حس مسئولیت وجودی و بازآفرینی عهد. مردم به این جمعبندی رسیدند که خالی ماندن صحنه عمومی به معنای تحقق هدف دشمن است، از این رو پیش از هر واکنش رسمی، حضور خود را در عرصه عمومی تثبیت کردند. این وضعیت را میتوان نوعی مهندسی معکوس روانی دانست؛ دشمن انتظار هراس داشت، اما با ایستادگی اجتماعی مواجه شد.
پیوند ارگانیک مردم و نهادهای امنیتی
سبحانی در پاسخ به نقش نهادهای نظامی و امنیتی در این تحولات نیز گفت: این نهادها بدون تردید بازوهای اجرایی قدرت هستند، اما بدنه آنها از دل جامعه شکل گرفته و از همان بستر فرهنگی تغذیه میکند. یکی از خطاهای تحلیلی دشمن این بود که این نهادها را جزایری جدا از جامعه تصور میکرد، در حالی که حضور مردم در صحنه، پشت جبهه امنیتی نیروهای مسلح را تقویت و تثبیت کرد.
وی تأکید کرد: اگر این همراهی مردمی وجود نداشت، حتی قدرتمندترین نیروهای نظامی نیز در بلندمدت با فرسایش مواجه میشدند. بنابراین مسئله اصلی نه تقدم یکی بر دیگری، بلکه هماهنگی میان سطوح مختلف قدرت و جامعه است.
این تحلیلگر تصریح کرد: مردم در ایران نقش سرمایهگذار اصلی اعتماد به نفس راهبردی را ایفا میکنند و همین عامل، یکی از مهمترین دلایل ناکامی پیشبینیهای خارجی درباره تحولات داخلی کشور است.
سبحانی در ادامه با تبیین مفهوم «قدرت نامتقارن» در تحولات اخیر تأکید کرد که برتری در میدانهای نوین تقابل، بیش از آنکه به تجهیزات وابسته باشد، به میزان تابآوری اجتماعی گره خورده است.
اراده جمعی؛ مؤلفه تعیینکننده در قدرت نامتقارن
وی گفت: قدرت نامتقارن به این معناست که هر طرف از منبعی برخوردار است که دیگری از آن بیبهره است. غرب از زرادخانههای مدرن، شبکههای اطلاعاتی گسترده و ابزارهای فشار اقتصادی برخوردار است، اما ایران متکی به مؤلفهای است که قابل خریدن نیست و آن اراده جمعی در برابر تهدید وجودی است.
سبحانی افزود: در جنگهای کلاسیک، برتری با طرفی بود که قدرت آتش بیشتری داشت، اما در جنگهای نامتقارن امروز، پیروزی از آنِ طرفی است که توان تحمل خلأ و هزینه بیشتری داشته باشد. این ظرفیت نیز از باور عمیق مردم به حرمت سرزمین و ارزشها نشأت میگیرد.
وی خاطرنشان کرد: زمانی که فردی در سختترین شرایط معیشتی، حفظ استقلال را بر رفاه کوتاهمدت ترجیح میدهد، این نشاندهنده سطحی از تابآوری است که ابزارهای نظامی قادر به تضعیف آن نیستند.
تمایز اعتراض مدنی و وفاداری ملی
عضو اندیشکده حکمرانی شریف در پاسخ به نقدهایی درباره نادیدهگرفتن مطالبات اجتماعی اظهار کرد: جامعه ایران یکدست نیست و تنوع سلیقه و نارضایتیهای مشروع در آن وجود دارد. خطای تحلیلگران خارجی این بود که صداهای متکثر در جامعه را بهعنوان نشانهای از تعارض بنیادین در وفاداریها تعبیر کردند، در حالی که میان اختلافنظر در شیوه حکمرانی و تعهد به کلیت کشور تفاوت وجود دارد.
سبحانی تأکید کرد: ممکن است افراد با برخی تصمیمگیریها مخالف باشند، اما در مواجهه با تهدید خارجی، نوعی حداقل وفاق ملی و دینی شکل میگیرد که مانع از گسست اجتماعی میشود. اعتراضات مدنی لزوماً به عبور از مرزهای وفاداری ملی منجر نمیشود.
وی افزود: آنچه در روزهای پس از حادثه مشاهده شد، نه نادیدهگرفتن اعتراضات گذشته، بلکه نوعی اولویتبندی تهدیدها از سوی جامعه بود.
سرمایه اجتماعی؛ مهمترین پشتوانه راهبردی
سبحانی در پاسخ به پرسشی درباره توصیه به تصمیمگیران کشور گفت: قدرت واقعی را نباید صرفاً در ساختارهای رسمی جستوجو کرد، بلکه مهمترین ذخیره راهبردی ایران در بطن جامعه و در میان مردم عادی جریان دارد.
این پژوهشگر تصریح کرد: هر سیاستی که به تضعیف این سرمایه اجتماعی منجر شود، چه در قالب بیعدالتی اقتصادی و چه از طریق محدود کردن کنشگری مدنی، عملاً به زیان منافع ملی عمل میکند.
به نقل از ایسنا، وی با تأکید بر ضرورت مدیریت هوشمندانه این ظرفیت افزود: باید شرایطی فراهم شود که جامعه احساس تعلق و نقشآفرینی در نظام داشته باشد. اگر این احساس تضعیف شود، یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت نامتقارن از بین خواهد رفت.
سبحانی در پایان خاطرنشان کرد: تجربه تحولات اخیر نشان داد که پیوند میان مردم و حاکمیت همچنان از عمق قابل توجهی برخوردار است و بهسادگی تحت تأثیر فشارهای خارجی یا جنگ رسانهای قرار نمیگیرد.



