نگاهی به کار پیکاسوی رکاب زن؛

زبان های جدید برای بیان هنری

کد خبر : 125010 پنج شنبه 04 آذر 1400 - 08:05:00

هنر در دوران معاصر به طور عمده خلاف عادت است. حتی عادت های زیبایی شناختی. از سالهای ده ۶۰ قرن بیستم به این سو، هنر زبان های جدیدی برای بیان جستجو کرده است که با زبان های عادت شده تمام طول تاریخ هنر متفاوت اند.

بخشی از این موضوع به دلیل هماهنگی با تکنولوژی های جدید و هم آوایی با تغییرات تازه است. دنیای جدید هر روز تغییر می کند و رسانه های جدیدی برای بیان این تغییرات لازم است. هنر در طول تاریخ، بیانگر و حتی سازنده  تغییرات بوده است.‌ انواع سبک های هنری که ده ها سال جلوتر از فهم عامه مردم و حتی منتقدان و تحلیلگران آن دوران بوده اند، بیانگر  پیش قراولی هنر در درک و ایجاد تغییرات است.‌

امروزه زبان و بیان این تغییرات دال بر خط سیر حرکتی گذشته نیست بلکه به گونه ای است که گویی مسیر به کلی در حال تغییر جهت دادن است.‌ تغییرات به شکلی است که انگار زبان های قدیمی برای بیان جریانات و تحولات کفایت نمی کند و لازم است زبان جدید با مواد و متریال جدید و شیوه بیانی جدید آفریده شود.

هنر در سالهای اخیر به خوبی توانسته است تغییرات تکنولوژیک را جذب کند و با زبان تکنولوژیک دوران جدید با موفقیت درآمیزد. استفاده  نامحدود از ویدیو برای ساخت اثر هنری نمونه ای از این موفقیت در جذب رسانه های جدید است.

در این راستا، این روزها شاهد اجرای هنری دوچرخه سواری هستیم که با نام مستعار "پیکاسوی رکاب زن" توانسته است، رکاب زدن را که امری تکراری و فعلی ورزشی است و تقریبا بی ارتباط با دنیای خلاق هنر است به هنر تبدیل کند. او به کمک ابزارهای نقشه کشی  مسیر حرکت خود را روی نقشه به گونه ای طراحی می کند که به شکل سر یک مرد سبیل دار، بابانوئل، سر یک گوزن یا اشکال دیگر باشد.

سپس مسیر ترسیم شده را با کمک ابزارهای مسیریاب (GPS) روی زمین با دوچرخه اش رکاب می زند تا آن شکل به صورت فرضی توسط رد چرخ دوچرخه ی او ترسیم شود. رکاب زدن های او در کل مسیر روی خطوط فرضی شکل طراحی شده روی نقشه است. ماحصل  آنچه در عمل رخ می دهد در پایان دیده نمی شود. اما او اثر نامرئی خود را به کمک تکنولوژی خلق کرده و از طریق انعکاس رسانه ای تصاویری از خود در مسیر حرکت و نمایش نقشه ها، مخاطبان خود را از اثرش آگاه می سازد و بر آنها تاثیر می گذارد تا به کمپین کمک مالی به بیماران مختلف  بپیوندند.

آنتونی هویت در کار اخیرش با هشت ساعت رکاب زدن حدود ۱۲۰ کیلومتر مسیر را در لندن روی خطوط چهره  یک مرد سبیل دار پیموده است.‌ این کار او بخشی از جنبشی است که سعی می کند برای موسسه خیریه  "موومبر" پول جمع کند.

موومبر ترکیبی از دو واژه noveber  و moustache به معنای سبیل است و  این نام گذاری برمی گردد به موضوع  سبیل گذاشتن دو مرد در سال ۲۰۰۳م در استالیا و تلاش برای متقاعد کردن دیگران برای همراهی. وقتی این دو دوست توانستند ۳۰ نفر دیگر را متقاعد کنند که با آنها همراه شوند به قدرت اثر گذاری خود پی بردند و تصمیم‌ گرفتند که  کار را سال بعد به همراه جمع آوری پول برای یک خیریه انجام دهند.

موضوع  کار آنها اثرگذاری بود و اثر گذاری ماهیت هنر جدید را فارغ از زیبایی و فرم رقم می زند. هنر جدید بیش از اینکه دغدغه ی خلق  فرم داشته باشد، درگیر اثر گذاری از طریق ایده ی جدید با جستن زبان های جدیدی برای بیان جدید است. دوران جدید دوران افول فرم به ویژه فرم زیبا، پایدار و ماندگار است و در غیاب فرم و ماندگاری آنچه از هنر باقی می ماند تنها اثرگذاری آنی و گذرا ست.

به شکلی که هنر دیگر دغدغه خلق اثر ماندگار به شکل عینی را ندارد و آنچه خلق می کند بیشتر ذهنی و ایده پردازانه  است که ماندگاری خود را در پهنه  فضای مجازی و در گیرنده های دیجیتال که در مالکیت عموم هستند، جستجو می کند. مجموعه این موارد زبان های بیان هنر جدید اند که هر روز هم  در تناسب با ایده و هم مبتنی بر تحول تکنولوژی ها به ویژه تکنولوژی های ارتباطی متنوع تر و متفات تر می شوند. با این دیدگاه کار آن دو دوست در استرالیا جهت متقاعد کردن دیگران برای گذاشتن سبیل هم هنر محسوب می شود، زیرا واجد فعل اثر گذاری است، اگر چه اثر گذاری آنها واجد فرم زیبایی شناختی نباشد.

اگر چه  پیکاسوی رکاب زن هنوز سعی می کند کار خود را با ترسیم اشکال زیبا به موضوع خلق فرم پیوند زند اما آنچه در کار او مهم تر است، ایده پردازی برای خلق اثر گذاری است. از این بابت کار او کانسپچوال هم محسوب می شود. کاری که در واقع یک اجرای زنده  محیطی است و یک هنر مبتنی بر تکنولوژی به حساب می آید.

*حسین اکبری نسب- تحلیل گر آثار هنری معاصر

هرگونه کپی برداری و انتشار مطالب از خبرگزاری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.
نظرات شما

نظرات شما

متن *

[کد امنیتی جدید]