خواندن و فهمیدن؛ فراتر از نمره و کارنامه

نمره‌های تحصیلی به‌تنهایی نشان نمی‌دهند دانش‌آموزان تا چه اندازه مطالب درسی را عمیقاً درک کرده‌اند و می‌توانند آموخته‌های خود را در موقعیت‌های تازه به کار بگیرند.

اعظم موسوی، فعال رسانه و فرهنگ، در یادداشتی بر اهمیت سواد خواندن، تقویت توانایی تحلیل و ضرورت پیوند میان آموزش مدرسه‌ای و زندگی واقعی تأکید کرده است. در این یادداشت آمده است:

در سال‌های مستمر فعالیت در دنیای کودکان و نوجوانان، بارها با این پرسش روبه‌رو شده‌ام که آیا می‌توان میزان یادگیری را تنها از روی پاسخ‌های درست، نمره‌ها و کارنامه‌ها سنجید؟ گاهی دانش‌آموزی درس می‌خواند، امتحان می‌دهد و حتی نمره خوبی می‌گیرد، اما وقتی پای استفاده از آموخته‌ها در موقعیتی تازه به میان می‌آید، نمی‌تواند آنچه را یاد گرفته به کار بگیرد.

همین فاصله میان آموختن و به‌کاربستن، یکی از پرسش‌های مهم در نظام‌های آموزشی امروز است. تصور کنیم دانش‌آموزی که متنی را روان می‌خواند و به پرسش‌های مستقیم آن پاسخ می‌دهد، اما در تشخیص پیام اصلی متن، ارتباط دادن اطلاعات به یکدیگر یا نتیجه‌گیری از آنچه خوانده، با دشواری روبه‌روست. آیا می‌توان گفت او به معنای واقعی، متن را فهمیده است؟

خواندن، زمانی به یادگیری مؤثر می‌انجامد که از سطح شناخت واژه‌ها و جمله‌ها فراتر برود و به درک معنا، تحلیل اطلاعات و استفاده از آن‌ها در موقعیت‌های گوناگون برسد.

آزمون بین‌المللی پیزا؛ ارزیابی برای زندگی The Programme for International Student Assessment (PISA)

آزمون بین‌المللی پیزا (PISA) با چنین نگاهی به یادگیری می‌پردازد. این ارزیابی توانایی دانش‌آموزان پانزده ساله را در حوزه‌های خواندن، ریاضیات و علوم بررسی می‌کند؛ اما هدف آن فقط سنجش محفوظات درسی نیست. پرسش اصلی این است که دانش‌آموز تا چه اندازه می‌تواند از دانش و مهارت‌های خود برای مواجهه با مسائل و موقعیت‌های واقعی زندگی استفاده کند.

این پرسش برای من تنها یک موضوع نظری درباره آموزش نیست؛ در زندگی روزمره‌ام نیز با آن روبه‌رو می‌شوم. دخترم گاهی هنگام مطالعه درس‌هایش از من می‌پرسد: «این آموخته‌ها چه کاربردی در زندگی من خواهند داشت و در آینده کجا می‌توانم از آن‌ها استفاده کنم؟» شاید این پرسش برای بسیاری از والدین آشنا باشد؛ پرسشی ساده از زبان یک دانش‌آموز که در پس آن، مسئله‌ای جدی‌تر قرار دارد: آیا ما توانسته‌ایم میان آنچه کودکان و نوجوانان در مدرسه یاد می‌گیرند و آنچه در زندگی تجربه خواهند کرد، ارتباطی روشن برقرار کنیم؟ البته قرار نیست هر مطلب درسی، بلافاصله، کاربردی ملموس در زندگی روزمره داشته باشد.

بخشی از آموخته‌ها به‌تدریج قدرت تفکر، استدلال، تحلیل و درک ما از جهان را شکل می‌دهند. بااین‌حال، اگر دانش‌آموز بارها از خود می‌پرسد که چرا باید چیزی را بیاموزد و ارتباط آن با زندگی چیست، شاید لازم باشد در شیوه آموزش و فرصت‌هایی که برای تجربه و کاربرد آموخته‌ها در اختیار او قرار می‌دهیم، بیشتر تأمل کنیم.

وقتی خواندن به فهمیدن نمی‌رسد سواد خواندن تنها به معنای توانایی خواندن روان یک متن نیست. دانش‌آموز باید بتواند معنای متن را درک کند، اطلاعات مهم را از جزئیات تشخیص دهد، میان بخش‌های مختلف ارتباط برقرار کند، درباره آنچه می‌خواند بیندیشد و اعتبار اطلاعات را بسنجد. این توانایی‌ها نه‌فقط در درس فارسی، بلکه در یادگیری علوم، ریاضیات و حتی مواجهه روزمره با انبوه اطلاعات در فضای مجازی ضروری هستند.

در دنیایی که اطلاعات با سرعتی بی‌سابقه در دسترس قرار می‌گیرند، صرف دسترسی به دانش کافی نیست؛ مهم آن است که بتوانیم آن را بفهمیم، ارزیابی کنیم و در موقعیت مناسب به کار ببریم. دانش‌آموزی که در خواندن و فهمیدن توانمند است، بهتر می‌تواند پرسش طرح کند، مسئله را بشناسد و برای یافتن پاسخ، راه‌های مختلف را بررسی کند.

این نگاه به معنای کم‌اهمیت دانستن دانش پایه، کتاب درسی یا ارزشیابی‌های معمول نیست. مسئله آنجاست که آموزش نباید به انتقال اطلاعات و بازتولید آن‌ها در امتحان محدود بماند. دانش‌آموزان به فرصت‌هایی نیاز دارند تا پرسش کنند، درباره پاسخ‌ها فکر کنند، آموخته‌هایشان را در موقعیت‌های تازه به کار بگیرند و ارتباط میان درس و زندگی را تجربه کنند.

شاید پرسش اصلی این نباشد که دانش‌آموز پس از خواندن یک متن، چند پاسخ درست می‌دهد؛ بلکه این باشد که آیا آنچه خوانده و آموخته، به او کمک می‌کند زندگی را بهتر بفهمد و در موقعیت‌های تازه، آگاهانه‌تر عمل کند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا