آیا میشود با بهبود جریان خون، حافظه را هم تقویت کرد؟

یک کارآزمایی بالینی روی ۱۹۰ بیمار نشان میدهد روش غیرتهاجمی ECP شاید بتواند به بهبود حافظه و تواناییهای شناختی در مراحل اولیه آلزایمر کمک کند؛ یافتهای امیدوارکننده که البته هنوز برای تبدیلشدن به یک درمان قطعی، به شواهد بیشتری نیاز دارد.
فشردهسازی پاها چگونه ممکن است به مغز کمک کند؟
به گزارش سیناپرس،روش ECP که پیشتر برای برخی مشکلات قلبی و گردش خون توسعه یافته بود، با استفاده از کافهای بادی در اطراف ساق پا، بخش پایینی ران و باسن انجام میشود. این کافها بهصورت هماهنگ با ضربان قلب منقبض میشوند و به بازگشت خون به قلب کمک میکنند. پژوهشگران احتمال میدهند که این فرایند بتواند بر جریان خون مغز نیز اثر بگذارد.
اهمیت این فرضیه از آنجا ناشی میشود که سلامت عروق و خونرسانی مغز در روند زوال شناختی نقش دارند. در برخی افراد مبتلا به زوال عقل، جریان خون در بخشهایی از مغز کاهش مییابد و مشکلات عروقی نیز ممکن است در بروز یا تشدید اختلالات شناختی سهم داشته باشند.
در این مطالعه که در ایالات متحده انجام شد، ۱۹۰ فرد مبتلا به اختلال شناختی خفیف یا آلزایمر در مراحل اولیه بهطور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. یک گروه درمان واقعی ECP را با فشار کامل و هماهنگ با ضربان قلب دریافت کرد و گروه دیگر تحت درمان ساختگی با فشار کمتر و ضربانهای ناهماهنگ قرار گرفت.
پژوهشگران طی شش ماه، حافظه، توجه، زبان، استدلال و توانایی انجام فعالیتهای روزمره را ارزیابی کردند. این فعالیتها از جمله لباس پوشیدن، غذا خوردن و انجام امور خانه را شامل میشد.
نتایج نشان داد در گروه دریافتکننده درمان واقعی، ۸۴ درصد از بیماران در طول دوره ششماهه، در ارزیابیهای عملکرد شناختی بهبود نشان دادند. همچنین، به گفته نویسندگان پژوهش، ۷۸ درصد از شرکتکنندگان مبتلا به اختلال شناختی خفیف یا آلزایمر اولیه، پس از شش ماه نسبت به وضعیت اولیه خود پیشرفت داشتند.
میانگین امتیاز شرکتکنندگان در مقیاسهای استاندارد شناختی نیز حدود پنج امتیاز افزایش یافت؛ تغییری که پژوهشگران آن را تقریباً معادل بازگشت یک تا دو سال از عملکرد ازدسترفته توصیف کردند. این برآورد به معنای اثبات بازگشت قطعی تواناییهای ازدسترفته در همه بیماران نیست و باید در چارچوب نتایج همین مطالعه تفسیر شود.
اثرات احتمالی پس از پایان درمان
جلسات درمانی در ابتدا سه تا پنج بار در هفته و هر بار به مدت یک ساعت برگزار شد. پس از انجام ۳۵ جلسه نخست، تعداد جلسات به دو بار در هفته کاهش یافت. در پایان شش ماه، درمان متوقف شد؛ با این حال، برخی بهبودهای شناختی همچنان مشاهده میشد.
شش ماه پس از آخرین جلسه نیز ۷۵ درصد از افرادی که درمان واقعی دریافت کرده بودند، نسبت به ابتدای مطالعه بهبود شناختی نشان میدادند. این یافته میتواند زمینهای برای بررسی بیشتر ماندگاری اثرات درمان باشد، اما بهتنهایی اثبات نمیکند که ECP روند پیشرفت آلزایمر را متوقف یا کند میکند.
چرا هنوز نمیتوان این روش را درمان قطعی آلزایمر دانست؟
با وجود نتایج امیدوارکننده، چند محدودیت مهم وجود دارد. نخست اینکه تشخیص آلزایمر در شرکتکنندگان بر اساس ارزیابی بالینی انجام شده بود و از نشانگرهای زیستی خون برای تأیید بیماری استفاده نشد. بنابراین، احتمال دارد برخی افراد به دلایل دیگری، از جمله زوال عقل عروقی، دچار افت شناختی بوده باشند؛ موضوعی که میتواند بر نتایج اثر بگذارد.
از سوی دیگر، یکی از شرکتهای مرتبط با تولید دستگاه ECP هزینه این کارآزمایی را تأمین کرده است و یکی از پژوهشگران نیز سابقه دریافت حمایت مالی از این شرکت را اعلام کرده است. این موضوع لزوماً نتایج را بیاعتبار نمیکند، اما ضرورت ارزیابی مستقل یافتهها را افزایش میدهد.
همچنین، طراحی درمان ساختگی دشوار بود؛ زیرا تفاوت فشار کافها را نمیتوان بهسادگی از شرکتکنندگان پنهان کرد. گروه کنترل نیز با وجود دریافت فشار کمتر، تا حدی بهبود نشان داد. این مسئله تفسیر میزان اثر اختصاصی درمان واقعی را پیچیدهتر میکند.
دستگاه Cerezen ECP اخیراً در اتحادیه اروپا برای کاربرد در اختلال شناختی خفیف ناشی از آلزایمر یا آلزایمر خفیف گواهی دریافت کرده است؛ اما این مجوز به معنای اثبات قطعی اثربخشی آن نیست و دستگاه، بر اساس گزارش منتشرشده، مجوز مشابهی از سازمان غذا و داروی ایالات متحده دریافت نکرده است.
پژوهشگران تأکید میکنند که برای روشن شدن سازوکار اثر این روش، تعیین بهترین برنامه درمانی و بررسی پایداری نتایج، مطالعات بزرگتر و طولانیمدتتری لازم است.
نتایج این پژوهش در مجله American Journal of Alzheimer’s Disease & Other Dementias منتشر شده است
مترجم:ندا اظهری





