استرس مزمن چگونه می‌تواند بر رشد و گسترش سرطان اثر بگذارد؟

استرس مزمن با تأثیر بر پیام‌رسانی هورمونی، عملکرد سیستم ایمنی و سوخت‌وساز سلول‌ها ممکن است در برخی شرایط بر رشد، گسترش و عود سرطان اثر بگذارد؛ با این حال، شواهد علمی موجود برای اثبات اینکه استرس به‌تنهایی موجب سرطان می‌شود یا مدیریت آن از عود بیماری جلوگیری می‌کند، کافی نیست.

به گزارش سیناپرس، استرس بخشی از پاسخ طبیعی بدن به شرایط دشوار است؛ پاسخی که در کوتاه‌مدت می‌تواند به سازگاری با موقعیت‌های تهدیدکننده کمک کند. اما تداوم این وضعیت ممکن است فعالیت برخی مسیرهای عصبی و هورمونی را تغییر دهد و بر عملکرد سیستم ایمنی، التهاب و سوخت‌وساز سلول‌ها اثر بگذارد. از همین رو، بررسی ارتباط احتمالی استرس مزمن با زیست‌شناسی سرطان به یکی از محورهای مطالعات پژوهشگران تبدیل شده است. در همین زمینه، یک مقاله مروری جدید، شواهد آزمایشگاهی و بالینی درباره سازوکارهایی را بررسی کرده است که از طریق آن‌ها استرس طولانی‌مدت ممکن است در برخی شرایط بر مراحل مختلف سرطان، از رشد تومور تا گسترش آن به اندام‌های دیگر و عود پس از درمان، تأثیر بگذارد.

این مقاله را الهام پطراد و علی‌محمد علیزاده از مرکز تحقیقات سرطان، انستیتو کانسر دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهیه کرده‌اند. پژوهشگران در این بررسی تأکید کرده‌اند که اثرات احتمالی استرس به نوع سرطان، ویژگی‌های سلول‌های تومور، مرحله بیماری و شرایط درمان وابسته است و نمی‌توان نتایج مطالعات را به همه انواع سرطان یا تمام بیماران تعمیم داد.

هنگام مواجهه با استرس، بدن از طریق مسیرهای عصبی و هورمونی به شرایط پاسخ می‌دهد. دو مسیر مهم در این فرایند، فعالیت دستگاه عصبی سمپاتیک و محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ غده فوق‌کلیه هستند. فعال‌شدن دستگاه عصبی سمپاتیک به آزاد سازی هورمون‌هایی مانند آدرنالین و نورآدرنالین منجر می‌شود. این مواد با اتصال به گیرنده‌های سلولی می‌توانند مسیرهای پیام‌رسانی را فعال کنند که بر تکثیر و بقای سلول‌ها، تشکیل رگ‌های خونی و عملکرد سلول‌های ایمنی اثر می‌گذارند. از سوی دیگر، محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ غده فوق‌کلیه در پاسخ به استرس بر ترشح هورمون‌هایی از جمله کورتیزول تأثیر می‌گذارد. این هورمون‌ها در تنظیم التهاب و پاسخ ایمنی نقش دارند و تغییر در پیام‌رسانی مرتبط با آن‌ها ممکن است در برخی شرایط بر محیط اطراف تومور اثر بگذارد.

بر اساس این مقاله، این مسیرها به‌صورت جداگانه عمل نمی‌کنند، بلکه شبکه‌ای از پیام‌های هورمونی، ایمنی و متابولیک را تشکیل می‌دهند که می‌تواند با رفتار سلول‌های تومور و محیط زیستی پیرامون آن ارتباط داشته باشد. یکی از محورهای بررسی‌شده در این مقاله، احتمال تأثیر مسیرهای مرتبط با استرس بر مراحل مختلف سرطان است؛ هرچند قدرت شواهد درباره این مراحل یکسان نیست.

در مرحله آغاز سرطان، برخی مطالعات آزمایشگاهی نشان داده‌اند که پیام‌رسانی مرتبط با استرس ممکن است بر آسیب DNA، تنظیم فعالیت ژن‌ها و عملکرد پروتئین‌های محافظ سلول، از جمله پروتئین p53، اثر بگذارد. با این حال، شواهد انسانی برای اثبات اینکه استرس مزمن به‌طور مستقیم آغازگر سرطان است، کافی نیست.

 در مرحله رشد و پیشرفت تومور، تغییر در مسیرهای پیام‌رسانی سلولی، سوخت‌وساز و تشکیل رگ‌های خونی ممکن است در برخی انواع تومور شرایط مساعدتری برای رشد فراهم کند. بخش قابل‌توجهی از شواهد مربوط به این سازوکارها از مطالعات سلولی و مدل‌های حیوانی به دست آمده و تعمیم آن‌ها به شرایط انسانی به بررسی بیشتری نیاز دارد.

استرس همچنین ممکن است از طریق تغییر فعالیت سلول‌های ایمنی، سلول‌های التهابی و بافت‌های اطراف تومور، بر فرایند متاستاز یا گسترش سرطان به اندام‌های دیگر اثر بگذارد. در برخی مدل‌های پژوهشی، این تغییرات با افزایش امکان بقای سلول‌های سرطانی و استقرار آن‌ها در بافت‌های دوردست مرتبط بوده‌اند؛ اما این یافته‌ها به معنای اثبات چنین اثری در همه بیماران نیست.

مرحله دیگری که در این مقاله مورد توجه قرار گرفته، عود سرطان پس از درمان است. گاهی تعداد اندکی از سلول‌های سرطانی پس از درمان در بدن باقی می‌مانند و برای مدتی در حالت کم‌فعال یا نهفته قرار می‌گیرند. مطالعات آزمایشگاهی مطرح کرده‌اند که تغییرات ایمنی و التهابی مرتبط با استرس ممکن است در برخی شرایط بر فعال‌شدن مجدد این سلول‌ها اثر بگذارد. با این حال، هنوز مشخص نیست که مدیریت استرس تا چه اندازه می‌تواند خطر عود سرطان را در انسان کاهش دهد.

در کنار مسیرهای هورمونی و ایمنی، مقاله به سازوکارهای دیگری نیز اشاره می‌کند که ممکن است در ارتباط میان استرس مزمن و زیست‌شناسی سرطان نقش داشته باشند. یکی از این سازوکارها، سازگاری متابولیک است؛ یعنی تغییر در نحوه تأمین و مصرف انرژی سلول‌ها. چنین تغییراتی ممکن است در برخی شرایط به بقای سلول‌های تومور در محیط‌های دشوار کمک کند.

مسیر دیگر، بازآرایی اپی‌ژنتیکی است. در این فرایند، فعالیت ژن‌ها بدون آنکه لزوماً توالی DNA تغییر کند، دستخوش تغییر می‌شود. این تغییرات می‌توانند بر نحوه پاسخ سلول‌ها به محیط اثر بگذارند، اما نقش علّی آن‌ها در ارتباط میان استرس مزمن و سرطان انسان همچنان به پژوهش‌های بیشتری نیاز دارد. همچنین، تغییر در سلول‌های ایمنی و بافت‌های اندام‌های دوردست ممکن است در برخی مدل‌ها محیطی مساعدتر برای استقرار سلول‌های سرطانی ایجاد کند؛ فرایندی که در مطالعات مرتبط با متاستاز مورد توجه قرار گرفته است.

پاسخ علمی به این پرسش هنوز قطعی نیست. برخی مطالعات، مداخلات روان‌شناختی و رفتاری برای مدیریت استرس را با بهبود شاخص‌های روانی یا تغییر در برخی نشانگرهای زیستی مرتبط دانسته‌اند. همچنین، در بعضی پژوهش‌ها درباره داروهای مسدودکننده گیرنده‌های بتا، از جمله پروپرانولول، تغییراتی در نشانگرهای زیستی مرتبط با تومور گزارش شده است.

با این حال، تغییر در یک نشانگر زیستی لزوماً به معنای کاهش احتمال عود سرطان، افزایش طول عمر یا بهبود نتیجه درمان نیست. شواهد موجود هنوز نشان نمی‌دهند که مدیریت استرس به‌تنهایی یا مصرف داروهای مسدودکننده گیرنده‌های بتا بتواند به‌طور قطعی از بروز سرطان جلوگیری کند یا پیامدهای درمان آن را بهبود دهد. اثبات چنین اثراتی به کارآزمایی‌های بالینی دقیق‌تر نیاز دارد.

در عین حال، مدیریت استرس می‌تواند بخشی ارزشمند از مراقبت حمایتی بیماران مبتلا به سرطان باشد و به بهبود کیفیت زندگی، خواب و مقابله با اضطراب کمک کند. این اقدامات، با این حال، جایگزین درمان‌های استاندارد سرطان نیستند و ابتلا به سرطان نیز نباید به استرس یا نحوه مواجهه فرد با شرایط دشوار نسبت داده شود.

این مقاله یک پژوهش مروری است و نتایج یک آزمایش جدید روی بیماران را گزارش نمی‌کند؛ بلکه یافته‌های مطالعات آزمایشگاهی، مدل‌های حیوانی و پژوهش‌های انسانی را برای توضیح سازوکارهای احتمالی ارتباط استرس مزمن با سرطان کنار هم قرار می‌دهد.

تفاوت در نوع سرطان، روش اندازه‌گیری استرس، مدت پیگیری و پیامدهای بررسی‌شده، تفسیر نتایج را دشوار می‌کند. افزون بر این، عواملی مانند مرحله بیماری، شرایط اجتماعی، کیفیت خواب، رفتارهای مرتبط با سلامت و نوع درمان نیز ممکن است بر ارتباط مشاهده‌شده میان استرس و پیامدهای سرطان اثر بگذارند. 

از این رو، پژوهشگران بر ضرورت انجام مطالعاتی تأکید دارند که شاخص‌های هورمونی، ایمنی و مولکولی را در کنار ارزیابی‌های روان‌شناختی بررسی کنند. چنین مطالعاتی می‌توانند به روشن‌شدن این موضوع کمک کنند که استرس مزمن در چه شرایطی، از چه مسیرهایی و در کدام گروه از بیماران ممکن است بر زیست‌شناسی سرطان اثر بگذارد.

در مجموع، یافته‌های مرورشده نشان می‌دهند که استرس مزمن ممکن است در برخی شرایط از طریق تغییر پیام‌رسانی هورمونی، عملکرد سیستم ایمنی، سوخت‌وساز سلولی و محیط اطراف تومور بر روند سرطان اثر بگذارد؛ اما این ارتباط قطعی و یکسان نیست و شواهد فعلی برای معرفی استرس به‌عنوان علت مستقیم سرطان یا کاهش استرس به‌عنوان روشی اثبات‌شده برای پیشگیری از عود بیماری کفایت نمی‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا