کشف طلای ۲۳۰۰ ساله در آلتای؛
زنی از فرهنگ پازیریک چه ارتباطی با هخامنشیان داشت؟

در آلتای، باستانشناسان سربند طلایی زنی از فرهنگ پازیریک را در گوری بیش از ۲۳۰۰ ساله کشف کردند. اگرچه بخش آلی سربند از بین رفته، تزئینات طلایی، از جمله سه نقش سر سایگا، شکل آن را آشکار کرده است. این یافته همچنین از جایگاه اجتماعی زن و ارتباطات فرهنگی گسترده پازیریک در اوراسیا خبر میدهد.
به گزارش سیناپرس، مردمان ساکن فرهنگ پازیریک، از جوامع کوچنشین عصر آهن در آلتای، در حدود سدههای پنجم تا سوم پیش از میلاد بودند که با جهان سکاها پیوند داشتند. آثار این فرهنگ نشاندهنده ارتباطات گسترده فرهنگی در اوراسیاست و برخی ویژگیهای هنری آن مرتبط با حوزه هخامنشی است. مشهورترین یافته مرتبط با فرهنگ پازیریک، فرش پازیریک، قالی دستبافی است که با نقشهای سوارکاران، جانوران و گلها، از مهمترین نمونههای شناختهشده قالی باستانی به شمار میرود.
به تازگی باستانشناسان در منطقه آلتای، بقایای یک سربند متعلق به فرهنگ پازیریک را کشف کردهاند که بیش از ۲۳۰۰ سال پیش همراه زنی در یک گور دفن شده بود. اگرچه بخش عمده مواد آلی این سربند از میان رفته، تزئینات طلایی باقیمانده و آثار برجایمانده در اطراف جمجمه زن، امکان بازسازی شکل تقریبی آن را برای پژوهشگران فراهم کرده است.
این تدفین در تپه شماره ۳۱ گورستان «خانخارینسکی دال» (Khankharinsky Dol) در شمالغرب آلتای کشف شد. زن متوفی علاوه بر سربند، با یک حلقه گردن برنزی پوشیدهشده با ورق طلا، دو گوشواره طلایی نسبتاً پیچیده، یک سنجاق موی آهنی، یک ظرف سفالی، یک چاقو و مواد غذایی آیینی دفن شده بود. مجموعه این اشیا نشان میدهد که او جایگاه اجتماعی مشخصی در جامعه زمان خود داشته است؛ با این حال، یکی از نشانههای مهم تدفینهای برخوردار از جایگاه اجتماعی بالا در کنار او وجود نداشته و هیچ اسبی در گور وی دفن نشده بود.

تاکنون بیش از ۴۰ محوطه و ساختار متعلق به دوره سکاها در این گورستان کاوش شده و این مکان به یکی از منابع مهم برای شناخت جوامعی تبدیل شده است که در هزاره نخست پیش از میلاد در شمالغرب آلتای زندگی میکردند. گفتنی است بر اساس کتیبه های باقی مانده از دوران هخامنشی و به طور خاص کتیبه های داریوش بزرگ، منطقه سکاها یکی از ساتراپ های مهم دوره هخامنشی محسوب شده و در آن روزگار بخشی از امپراتوری هخامنشیان به شمار می رفت.
تپه شماره ۳۱ با سازهای سنگی و کمارتفاع به قطر حدود ۹ تا ۹٫۵ متر پوشانده شده بود. در زیر آن، باستانشناسان گوری عمیق یافتند که اسکلت زنی در آن به صورت کشیده و به پشت قرار گرفته بود و سر او رو به شرق بود. این وضعیت با الگوی معمول تدفینهای پازیریک تفاوت داشت؛ زیرا بیشتر مردگان این فرهنگ در حالت جمعشده و بر پهلوی راست دفن میشدند. با این حال، تدفینهای کشیده در مناطق دیگری از آلتای نیز شناخته شدهاند و پژوهشگران احتمال میدهند این تفاوتها با تعامل میان گروههای مختلف ساکن در منطقه تماس میان کوهستان و دامنههای آن ارتباط داشته باشد.
بخش مهمی از اطلاعات مربوط به سربند از چیزی به دست آمده که دیگر وجود ندارد. تقریباً تمام ساختار اصلی سربند از میان رفته و تنها لکهای تیره و کشیده در کنار جمجمه، همراه با تزئینات باقیمانده و محل قرارگیری آنها در گور، امکان بازسازی آن را فراهم کرده است. این لکه حدود ۲۲٫۵ سانتیمتر طول و ۴ تا ۸ سانتیمتر عرض داشت. پژوهشگران بر اساس این شواهد، سربندی نسبتاً کوتاه را بازسازی کردهاند که احتمالاً هسته آن از خاک رس دارای کربن، مو، نمد و پارچه تشکیل میشده و تزئینات طلایی از طریق سوراخهای کوچکی به سطح آن دوخته شده بودند.
روی سربند ۱۵ قطعه کوچک دایرهای از ورق طلا و سه تزئین جانوری قرار داشت که در نزدیکی سر زن قرار گرفته بودند. پژوهشگران این سه نقش را سر حیوانات دانسته و عمدتاً آنها را به عنوان تصویر «سایگا» یا نوع دیگری از جانوران شبیه آنتیلوپ تفسیر کردهاند. سایگا نوعی آنتیلوپ بومی (نوعی غزال) استپهای اوراسیا است.
به گفته باستان شناسان، دو گوشواره ساختهشده از سیم طلایی نیز در کنار جمجمه پیدا شد. هر گوشواره شکلی شبیه عدد ۸ داشت و به حلقههای آویزان و دیسکهای کوچک ورق طلا مجهز بود. گوشواره در تدفینهای پازیریک شناختهشده است، اما نمونههای پیچیده دارای آویز بسیار کمتر دیده میشوند. پژوهشگران برای این نوع زیورآلات نمونههای مشابهی خارج از آلتای یافتهاند و شکل آنها را با سنتهای هنری آسیای صغیر و حوزه گستردهتر هنر هخامنشی مرتبط دانستهاند.
این شباهت به معنای آن نیست که زن مدفونشده از ایران امروزی یا بخش دیگری از امپراتوری هخامنشی آمده بوده است. مطالعه حاضر هیچ شواهد ژنتیکی، ایزوتوپی یا شواهد دیگری که منشأ جغرافیایی او را مشخص کند، ارائه نمیدهد. این زیورآلات بیشتر نشاندهنده ارتباطات هنری و فرهنگی در جهان گسترده اوراسیا در سده چهارم پیش از میلاد هستند. طرح زیورها، اشیای ارزشمند و سنتهای هنری میتوانستند میان جوامع مختلف جابهجا شوند، بدون آنکه فردی که با آنها دفن شده بود الزاماً از منطقه دیگری آمده باشد. بنابراین این یافته بیشتر از آنکه نشاندهنده بیگانهبودن این زن باشد، بیانگر آن است که فرهنگ مادی پازیریک در شبکهای گسترده از ارتباطات فرهنگی فراتر از آلتای قرار داشته است.

ترکیب سربند طلایی، گوشوارههای آویزدار و حلقه گردن پوشیدهشده با طلا، در مجموع میتواند نشاندهنده جایگاه اجتماعی نسبتاً بالای این زن باشد.
تاریخگذاری دقیقتر این تدفین میتواند در آینده به روشنتر شدن این موضوع کمک کند. تاریخ فعلی، یعنی سده چهارم تا اوایل سده سوم پیش از میلاد، عمدتاً بر مقایسههای باستانشناختی و سن یابی نسبی استوار است و پژوهشگران اشاره کردهاند که بررسی رادیوکربن در آینده میتواند زمان دقیق تدفین و همچنین تفسیر اجتماعی آن را روشنتر کند.
با وجود این، آنچه تاکنون باقی مانده، تصویری کمنظیر و شخصی از این زن ارائه میدهد: بیش از دو هزار سال پس از آنکه ساختار آلی سربند از میان رفته، ردیف تزئینات طلایی در اطراف جمجمه همچنان خطوط کلی سربندی را حفظ کرده است؛ سربندی که این زن بیش از دو هزار سال پیش با آن به خاک سپرده شد.
مترجم: احسان محمدحسینی





