تهران سکوی ماندن یا مهاجرت دانشجویان؟

پژوهشگران ایرانی در مطالعهای تازه به بررسی تأثیر تجربه روزمره زندگی در تهران بر تصمیم دانشجویان برای ماندن، بازگشت یا مهاجرت پرداختهاند. نتایج این بررسی نشان میدهد احساس تعلق به شهر، کیفیت فضاهای شهری و تجربه زیست روزانه میتواند به اندازه عوامل اقتصادی و آموزشی، در انتخاب مسیر آینده نسل جوان نقشآفرین باشد.
به گزارش سیناپرس، محققان ایرانی در بررسی جدیدی تلاش کردهاند تجربه روزمره دانشجویان از زیست در تهران را بهتر بفهمند؛ تجربهای که میتواند به شناخت دقیقتر پیوند میان فضای شهری، احساس تعلق و انتخابهای شخصی نسل جوان کمک کند.
مهاجرت دانشجویان از کشور و نیز تصمیم آنان برای ماندن یا رفتن از تهران، سالهاست که به یکی از موضوعات مورد توجه افکار عمومی، رسانهها و پژوهشگران تبدیل شده است. این موضوع فقط به خروج از کشور محدود نیست، بلکه برای بسیاری از دانشجویانی که از شهرستانها برای تحصیل به تهران میآیند، مسئله ماندن در پایتخت یا بازگشت به شهر خود نیز اهمیت دارد. تهران به دلیل جایگاه پایتختی، تمرکز دانشگاههای برتر، فرصتهای شغلی و امکانات فرهنگی، برای بسیاری از جوانان نقطهای تعیینکننده در مسیر زندگی به شمار میرود. با این حال، تجربه زندگی در این شهر برای همه یکسان نیست و هر فرد بسته به شرایط خود میتواند احساس نزدیکی، رضایت، دلبستگی یا برعکس، نارضایتی و فاصله با این شهر پیدا کند.
اهمیت این موضوع از آنجا بیشتر میشود که تصمیم به مهاجرت یا ماندگاری، فقط به دلایل اقتصادی و سیاسی وابسته نیست و ویژگیهای خود شهر نیز در آن نقش دارند. تمیزی یا شلوغی شهر، زیبایی یا نازیبایی فضاهای شهری، نظم، معماری، فاصلهها، دسترسیها و حتی نوع ارتباطات اجتماعی میتوانند بر احساس افراد نسبت به محل زندگی اثر بگذارند. اگر کسی از فضای شهری تجربهای مثبت داشته باشد، احتمال بیشتری دارد که به آنجا احساس تعلق پیدا کند و آن مکان را برای زندگی انتخاب کند.
در مقابل، اگر تجربه روزمره از شهر با دشواری، تنهایی یا فشار همراه باشد، همان شهر میتواند به عاملی برای دور شدن فرد تبدیل شود. از همین رو، بررسی تجربه واقعی دانشجویان از زندگی در تهران میتواند برای فهم بهتر مسئله مهاجرت و نیز برای سیاستگذاری شهری مفید باشد.
در همین زمینه، مریم حسین یزدی، استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به همراه یک همکار دانشگاهی، پژوهشی درباره تجربه زیسته دانشجویان و ارتباط آن با تصمیم مهاجرت یا ماندگاری انجام دادهاند. این مطالعه به این موضوع میپردازد که دانشجویان زندگی در تهران را چگونه معنا میکنند و این معناها چگونه میتوانند آنان را به ماندن در این شهر، بازگشت به شهر خود یا حتی مهاجرت به خارج از کشور سوق دهند.
این پژوهش با روش پدیدارشناسانه انجام شده است. پدیدارشناسی روشی در پژوهشهای علوم انسانی است که تلاش میکند تجربه افراد را همانگونه که خودشان آن را زیسته و احساس کردهاند، بررسی کند. در این روش، هدف فقط جمعآوری اطلاعات ظاهری نیست، بلکه پژوهشگر میکوشد معنایی را که افراد به تجربههای خود میدهند، کشف کند. در این مطالعه نیز پژوهشگران به سراغ معانی حاصل از تجربه زندگی دانشجویان در فضاهای شهری تهران رفتهاند تا روشن شود کدام جنبههای این تجربه میتواند به حس تعلق و ماندگاری منجر شود و کدام جنبهها ممکن است زمینهساز میل به مهاجرت باشد. مشارکتکنندگان این پژوهش عمدتاً دانشجویانی بودهاند که به شهرستان یا خارج از کشور مهاجرت کرده بودند.
یافتههای این تحقیق نشان میدهند که تهران برای دانشجویان فقط یک محل تحصیل نیست، بلکه شهری است که میتواند معانی مهمی برای آنان بسازد. از جمله مهمترین ظرفیتهای تهران در ایجاد حس تعلق، استقلال، محیط فرهنگی متنوع، طبیعت و امکان پیشرفت شغلی و تحصیلی عنوان شده است.
به بیان ساده، برخی دانشجویان در تهران فرصتی برای مستقل شدن، تجربه کردن سبکهای متنوع زندگی و نزدیک شدن به فرصتهای بیشتر میبینند. این ویژگیها باعث میشود زندگی در تهران برای آنان معنا پیدا کند و احساس کنند این شهر میتواند بخشی از آیندهشان باشد.
با این حال، همین ویژگیهای کلانشهری در وجهی دیگر میتوانند تجربهای منفی ایجاد کنند. بر اساس یافتهها، چالش در ارتباطات اجتماعی، دشواری شکلگیری روابط انسانی نزدیک، ترافیک و فاصلههای زیاد در شهر، از عواملی هستند که حس تنهایی و دلتنگی را در برخی دانشجویان تشدید میکنند.
در نتیجه، تهران برای بعضی افراد همزمان هم جذاب است و هم فرساینده. این دوگانگی میتواند مانع شکلگیری حس تعلق پایدار شود. به همین دلیل، تصمیم به ماندن یا رفتن تنها به وجود فرصتها وابسته نیست، بلکه به این بستگی دارد که فرد در زندگی روزمره خود تا چه حد احساس پیوند، آرامش و امکان ارتباط با دیگران را تجربه کند.
به گفته حسین یزدی و همکارانش، فضا و مکان فقط یک بستر فیزیکی نیستند، بلکه حامل معناهای فرهنگی و اجتماعیاند. یعنی خیابان، دانشگاه، محله، مسیرهای رفتوآمد و فضاهای فرهنگی، فقط محل عبور یا حضور نیستند؛ این مکانها میتوانند در ذهن افراد به نشانههایی از پیشرفت، آزادی، فشار، تنهایی یا تعلق تبدیل شوند.
پژوهشگران همچنین به این نکته اشاره کردهاند که از تهران در رسانههای جمعی اغلب تصویری مسلط و تا حدی ناقص ساخته میشود؛ تصویری که آن را نماد پیشرفت و فرهیختگی نشان میدهد، اما تجربه واقعی زندگی در شهر همیشه با این تصویر یکسان نیست. همین فاصله میان تصویر ذهنی و تجربه واقعی، میتواند برای دانشجویان نوعی دوگانگی ایجاد کند.
اهمیت این یافتهها در آن است که نشان میدهند برای تقویت ماندگاری دانشجویان، فقط افزایش فرصتهای آموزشی یا شغلی کافی نیست. اگر قرار است افراد به شهری دلبسته شوند، باید امکان برقراری روابط انسانی معنادار، تجربه زندگی فرهنگی بهتر و احساس راحتی در فضای شهری نیز برای آنان فراهم باشد.
به نقل از ایسنا، در این پژوهش که نتایج آن را «فصلنامه جامعه، فرهنگ و رسانه» وابسته به انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات منتشر کرده، پیشنهاد شده است که سیاستگذاران شهری به زیرساختهای ارتباطی و فرهنگی توجه بیشتری نشان دهند؛ زیرساختهایی که بتوانند تعامل اجتماعی را آسانتر کنند و حس تعلق به شهر را بالا ببرند.
این مسئله میتواند هم برای دانشجویانی که در تهران زندگی میکنند مهم باشد و هم برای درک بهتر عواملی که در آینده به مهاجرت یا ماندگاری آنان منجر میشود.





