از ژن «بیمصرف» تا نوبل پزشکی؛ مسیر مری برانکو

کشف تصادفی حدود ۸۰ سال پیش، پایهگذار تحقیقات مری برانکو شد که عملکرد سیستم ایمنی را بازتعریف کرد و او را به مقام عالی علمی رساند.
به گزارش سیناپرس، یک کشف تصادفی که حدود ۸۰ سال پیش رخ داد، راه را برای کار پر زحمت مری برانکو هموار کرد. کاری که به بازتعریف عملکرد سیستم ایمنی منجر شد و برای او نوبل پزشکی را به ارمغان آورد.
از تحقیق روی یک ژن ناشناحته که سایر دانشمندان آن را ژنی «بیمصرف» میدانستند، تا تصمیم برای ترک دانشگاه و انجام تحقیقات خود در یک استارتاپ زیستفناوری، برانکو در طول دوران حرفهای خود پذیرای اتفاقات غیرمنتظرهای بوده است.
مری برانکو در سال ۱۹۶۱ در پورتلند، اورگان، فرزند میانی یک خانواده با سه فرزند بود. در دبیرستان، از بسکتبال لذت میبرد و برای گروههای دو و میدانی و دوی صحرایی میدوید، اما به گفته خودش، در هر دو رشته بسیار بد بود. با این حال، او دانشجوی خوبی بود و به ریاضیات و علوم، بهویژه ژنتیک، علاقه داشت.
برانکو آرزوی رفتن به دانشگاه در یک شهر بزرگ را داشت و پس از فارغالتحصیلی، مسیر پیشپزشکی را در دانشگاه واشنگتن آغاز کرد. او از پدربزرگ پدریاش که پزشک و جراح بود، الهام گرفته بود و اشتیاق زیادی برای کمک به مردم داشت.
با این حال، پس از گذراندن یک کلاس ژنتیک در سال آخر دانشگاه و چشیدن اولین طعم کار آزمایشگاهی، متوجه شد که آیندهاش در گرو تحقیق است. او گفت: به محض اینکه وارد آن آزمایشگاه تحقیقاتی شدم، واقعا مرا تحت تأثیر قرار داد.
مری برانکو: من ایده چیزی واقعا ملموس و کشفی که چیزی را ثابت کند، دوست دارم.
فضای پر جنب و جوش و مشارکتی آزمایشگاه، برانکو را بر آن داشت تا به عنوان یکی از اولین دانشجویان تحصیلات تکمیلی که به بخش زیستشناسی مولکولی دانشگاه پرینستون میپیوست، تحصیلات خود را در این دانشگاه ادامه دهد. او تصمیم شجاعانهای گرفت تا قبل از انجام تحقیقات پسادکترا در دانشگاه تورنتو، بر روی یک ژن به ظاهر ناشناخته که توسط دانشمندان دیگر «بیمصرف» تلقی میشد، برای دکترای خود تمرکز کند.
درحالیکه دیگر دانشجویان پسادکترای او در دانشگاه ماندند، برانکو میخواست کاری با کاربرد مستقیمتر در سلامت انسان انجام دهد. آن زمان، دوران هیجانانگیزی در علم بود. پروژه ژنوم انسان که یک تلاش تحقیقاتی بینالمللی بلندپروازانه با هدف رمزگشایی ترکیب شیمیایی کل کد ژنتیکی انسان بود با سرعت کامل در حال اجرا بود و فناوریهای جدید مرتبط با ژنومیک در حال پیشرفت بودند.
پس از پایان تحقیقات پسادکترای او، او تصمیم گرفت مسیر غیرمنتظره دیگری را در پیش بگیرد و به یک شرکت زیستفناوری جوان در حومه سیاتل پیوست که داروهایی برای بیماریهای خودایمنی تولید میکرد. به گفته برانکو، در آن جا رقابت و خودنمایی که در دانشگاه دیده بود، وجود نداشت.
او میگوید: همه برای رسیدن به یک هدف مشترک، یعنی یافتن اهداف دارویی جدید که در نهایت امید میرود به دارو تبدیل شوند، تلاش میکردند. در آنجا، برانکو از یک برنامه ژنتیک موش که پس از جنگ جهانی دوم راهاندازی شده بود، مطلع شد تا بفهمد چگونه اثرات تشعشعات ممکن است بر سلامت انسان تأثیر بگذارد و ژنها را تغییر دهد.
کشف تصادفی یک جهش ژنتیکی خودبهخودی در موشها که تقریبا ۸۰ سال پیش انجام شده بود، پایه و اساس کار شایسته جایزه نوبل برانکو و همکارش فرد رامسدل شد.این جهش که به عنوان «اسکرفی» شناخته میشود، فقط موشهای نری را تحت تأثیر قرار میدهد که چندین نشانه از بیماری خودایمنی شدید را نشان میدهند که در آن سیستم ایمنی تقریبا به هر عضوی از بدن آنها حمله میکند.
با این حال، ژنی که باعث علائم جدی شده بود، ناشناخته بود. این دو نفر متوجه شدند که اگر بتوانند مکانیسم مولکولی زیربنایی بیماری موشها را درک کنند، میتوانند دادههای تعیینکنندهای در مورد چگونگی بروز بیماریهای خودایمنی به دست آورند.
امروزه، میتوان کل ژنوم یک موش را نقشهبرداری کرد و یک ژن جهشیافته را در عرض چند روز پیدا کرد، اما در دهه ۱۹۹۰ مانند جستجوی سوزن در یک انبار کاه بزرگ بود. نقشهبرداری نشان داده بود که جهش «اسکرفی» باید جایی در وسط کروموزوم X باشد، بنابراین برانکو و رامسدل با دقت فراوان آن ناحیه از کروموزوم X را نقشهبرداری کردند و در نهایت جستجوی خود را محدود کرده و ۲۰ ژن هدف احتمالی را شناسایی کردند.
برانکو میگوید: دستیابی به آن جهش دقیق واقعا یک تلاش مولکولی بود، زیرا این فقط یک تغییر ژنتیکی بسیار کوچک بود که منجر به تغییر کاملا عمیقی در سیستم ایمنی میشود.
او خودش یک کلونی از موشهای مبتلا به جهش «اسکرفی» پرورش داد و کمد دیواری متروکه سرایدار را برای ایجاد فضای لازم برای انجام این کار، تصاحب کرد. با مقایسه ژنها در موشهای سالم و موشهای «اسکرفی»، آنها تغییر جزئی در ژنی را کشف کردند که بعدا Foxp3 نامگذاری شد.
در طول کارشان، برانکو و رامسدل به این نتیجه رسیدند که یک بیماری خودایمنی نادر به نام IPEX که به کروموزوم X نیز مرتبط است، ممکن است نوع انسانی بیماری موشهای اسکرفی باشد. در سال ۲۰۰۱، آنها فاش کردند که جهش در ژن Foxp3 هم باعث بیماری انسانی به نام IPEX و هم باعث بیماری موشهای اسکرفی میشود.
در سال ۲۰۲۵، برانکو و رامسدل جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را به همراه ایمونولوژیست ژاپنی، شیمون ساکاگوچی، به طور مشترک دریافت کردند. اکتشافات آنها زمینه تحمل محیطی را آغاز کرد و باعث توسعه درمانهای پزشکی برای سرطان و بیماریهای خودایمنی شد.
پذیرش غیرمنتظرهها و دنبال کردن مسیری که کمتر پیموده شده، برای برانکو شغلی جذاب و الهامبخش به ارمغان آورده است که ترکیبی از تحقیقات دانشگاهی، استارتاپهای زیستفناوری، مشاوره، ارتباطات علمی و مدیریت برنامه است.
به نقل از ایسنا، برانکو میگوید: اکتشافات از جاهایی میآیند که هرگز تصور نمیکنید، بنابراین باید ذهن بازی داشته باشید و چشمان خود را رو به مسیرهای مختلف باز نگه دارید؛ هم در مسیر پژوهش روی موضوعی که به آن علاقه دارید هم در مسیر شغلی و مسیر زندگیتان. فکر میکنم من نمونه خوبی هستم از کسی که مسیرش را تغییر داده و در یک مسیر واحد باقی نمانده است. گاهی مسیرهایی در کنار مسیر اصلی فراهم میشود و هیچ ایرادی ندارد که مسیرهای جدید را امتحان کنید.
برانکو نمونه زنانی است که با جسارت، کنجکاوی و انتخاب مسیرهای متفاوت مرزهای علم را جابهجا کردهاند و نشان دادند بزرگترین اکتشافات گاهی از دنبال کردن ایدههایی به دست میآید که دیگران آنها را نادیده میگیرند.





